تبليغاتX
فانوس فریاد

 

صبح امروز دانشجويان دلير دانشگاه پلي تكنيك تهران در اعتراض به مضروب شدن يكي از دانشجويان توسط مأموران حراست در ورودي دانشگاه تظاهرات كردند و با فريادهاي خشمگينانه خود عليه رژيم آخوندي شعار دادند.
براساس گزارشهاي دريافتي از دانشگاه پلي تكنيك دودانشجوي مضروب شده كه به بيمارستان منتقل شده اند، اسماعيل سلمان‌پور و آرمان صداقتي نام دارند.
لازم به ذکر است در هفته گذشته مديريت دانشگاه اميرکبير
۱۱ نفر از دانشجويان را به دانشگاه ممنوع الورود کرده است.
دانشجويان طي توضيحاتي در خبرنامه اميركبير خطاب به عوامل سركوبگر رژيم تأكيد كردند:
بهتر است مشت زنگ‌‏زدة آهنين و ناكارآمد خود را دوباره نيازمايند.
يادآوري مي شود كه طي يك ماه گذشته به فرمان پاسدار احمدي نژاد كه از دانشجويان پلي تكنيك كينه سياهي به دل دارد مأموران سركوبگر توطئههاي متعددي را عليه اين دانشجويان به جريان انداختند اما نتوانستند نيات خود را در جهت سركوبي آنان عملي سازند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 17:24  توسط دبير  | 

با درود به دانشجويان تهران- بابلسر-  شيراز- لرستان و تمامي ميهن بپاخاسته كه ايستادند و از  نام دانشجو و سنگر آزادي يعني دانشگاه دفاع كردند.

 

من ايستاده ام تا از هواي متعفن سركوب نفس نكشم. ايستاده ام تا از غرور نسل و تاريخم دفاع كنم. من ايستاده ام تا فرداي روزگار اگر كسي از من پرسيد وقتي آزادي را در كشورت ذبح ميكردند تو نشستي و نگاه كردي، سرم را بالا بگيرم و بگويم نه،  من ننشستم و نگاه نكردم.  من ايستادم و ذلت را  پس زدم. من ايستاد ه ام تا بگويم در اين دنيا هيچ دردي بي درمان نيست. من ايستاده ام تا آن طور كه خودم دلم ميخواهد زندگي كنم نه آن طور كه برايم  نوشته اند. من براي ايستادن هزار و يك دليل دارم.

نشستن و بي تفاوتي هميشه انسان را  وسوسه ميكند اما من براي خود بريده ام كه هيچوقت روي مرزهاي آفتاب راه نروم. از محافظه كاري متنفرم. اگر دردي هست كه من بايد بلند شوم و به آن  پاسخ بدهم پس اين ايستادن حق هست. من ايستاده ام تا حق خودم را  از حلقوم اين ديكتاتورها بيرون بكشم. چكارم ميخواهند بكنند،زندان؟ مگر اينجايي كه در آن  زندگي ميكنم كمتر از زندان هست. شكنجه؟  مگر جان كندن زير خط فقر شكنجه نيست. اعدام؟ خودم ميگويم ميميرم ولي تن به ذلت نميدهم. مگر هزاران نفر مثل من روزانه از بي پولي و بدبختي و از نداري نميميرند؟ پس ديگر چه چيزي براي از دست دادن دارم؟ هيچ چيز.

من ايستاده ام چون آن كسي كه سالهاست ايستاده ناقوس زمان برخاستن را به صدا درآورده است. حرف اصلي اين است: ايستاده باش.

يك دست بي صداست. دستهايت كجا هستند كه آنها را بگيرم و صداي مشتركمان را بلند و بلندتر كنم. همه حرف اين است  كه دست من و تو بايد با هم گره بخورند  و يكي بشوند. نشستن در حوض ترديد كافي ست. هر روزي كه تو نشسته اي بيشمار قلب هست كه  پاره پاره ميشود و بيشمار صداست كه خاموش ميشود. وقتي نشسته اي  به آن كسي  كه رو گرده ات  نشسته بفرما ميزني. اينهمه  سال سركوب و خفقان  بس نيست؟  ايستادن ما در اين روزها تعيين كننده هست. ميخواهيم براي هميشه اين قضيه را تمام  كنيم پس بلند شو كه اينجا وادي آخر هست.

گر بدين سان زيست بايد پست

من چه بيشرمم

اگر فانوس عمرم را به رسوايي  نياويزم

بر بلند كاج خشك كوچه بن بست   

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 17:18  توسط دبير  | 

تقريبا هيچ قشر يا صنفي  در  جامعه ايران نيست كه صدايش بخاطر سركوب بيش از حد در نيامده باشد.ميخواهيم از صنفي صحبت ميكنيم  كه اغلب شاهد صداي خاموش او هستيم.  اما حالا  آنقدر سركوب بالا گرفته كه حتي منتقدين سينما و تئاتر ايران هم از سركوب اعمال شده در عرصه هنر و فرهنگ ايران توسط ايادي ضد فرهنگ و هنر ايران صدايشان در آمده  و خاموشي و سكوت را با فريادهاي خودشان حريف طلبيدند. گروهي از منتقدين تئاتر و سينماي ايران در يك بيانيه به اين سركوبيها اعتراض كردند:

“بدانيد و آگاه باشيد كه فيملسازان ايراني علي رغم همه بوق و كرناهاي رسانه اي در بحراني ترين شرايط پس از انقلاب به سر ميبرند و بين نابودي حرفه اي و پذيرش پول به عنوان تنها معيار ارزشها ناچار از انتخاب هستند.“

 البته تنها اين دو راه حل نيست راه حل ديگري هم وجود دارد. راه حلي كه هنرمنداني بزرگ مثل ساعدي ها، صمد بهرنگي ها و سعيد سلطانپورها انتخاب كردند. راه حل همه هنرمندان مبارز كه نه تنها باعث از بين رفتن هنرشان نشد بلكه باعث جاودانه شدن هنر آنها در بين همه هنرمندان شد و نامشان در صد همه هنرمندان آزاديخواه ايران قرار گرفت.

درقسمت ديگري از اطلاعيه اين چنين ميخوانيم:

“سياستيهاي حاكم بر تئاتر ايران پيوسته سختگيرانه تر و  امكان فعاليت در اين زمينه دشوارتر ميشود. كمتر نمايشي توان جذب مخاطب در حد يك سالن پيدا ميكند چرا كه سانسور در حين تصحيح متن و سپس پيش از اجرا و گاه در حين اجرا چنان ضربه اي به آفرينش هنري وارد آورده كه ديگر انتظار مشاهده اثري درخشان به روياي دست نيافتني تبديل شده است. ياد آور ميشويم كه تئاتركشور آينه تمام نماي فعاليتهاي هنري است. هرچه فضاي تنفسي تئاتر محدود تر شود  آسيبهاي اجتماعي هم فزاينده تر ميشود و محدوديت هنري  بر مسمويت جامعه مي افزايد بنابراين تنها راه حلي كه ميماند بازنگري در سياستهاي تنگ نظرانه است.“

در زماني كه صداي دانشجويان بلند است  و هر روز صداي فرياد آزاديخواهي و حق طلبي معلمين را  ميشنويم بازنگري از طرف جامعه هنري و هنرمندان ميهنمان حرف كهنه و حرفي ست كه تاريخ مصرف آن  سالهاست گذشته.

مگر نه اينكه يك هنرمند بايد اثر جامعه خود باشد؟ البته بگذريم از اينكه اينقدر سركوبي در اين سالها از حد گذشته كه ديگر از اثر گذشته و به مغز استخوان رسيده است. آيا نه اينكه هنر هر هنرمندي بايد در زمانه خودش خواسته جامعه و مردم محرومش را بيان كند؟ واقعيت اين است كه سينماگر آن كسي است  كه در حال حاضر در ايران تصويرگر شوق و اشتياق مردم، معلمها، جوانان، كارگران و زنان براي رسيدن به آزادي هست. يك اثر هنري خلاق و زنده، يك تئاتر خوب آن  تئاتري هست كه مقاومت خلقي ستمديده و در زنجير را در برابر اين ظلم و سركوب به تصوير بكشد.  آينه تمام نما يعني اين. در زمان برخاستن انتظار مردم خيلي بيشتر از اين حرفهاست.

هر كسي ميتواند گامي براي آزادي ايران بردارد. وظيفه مبرم و سرنوشت ساز ما بپاخاستن و ايستادگي هست و يادآوري اين موضوع بسيار لازم و ضروري هست زيرا  انسان خود دشواري وظيفه هست.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 17:13  توسط دبير  | 

در آستانه روز كارگر واعلام همبستگي با كارگران محروم ميهنمان توسط دانشجويان پلي تكنيك،  مرتجعين آزادي ستيز با يك مانور لو رفته تلاش كردند براي سركوب دانشجويان  پلي تكنيك و قتل عام آزاديخواهي زمينه چيني كنند. مزدوران بسيجي دانشگاه در جريان يك توطئه برنامه ريزي شده  در هماهنگي با رسانه ها ي دولتي كيهان،  فارس و رجايي نيوز يك نسخه جعلي  از نشريات دانشجويي را چاپ و منتشر كردند تا با آنها  دانشجويان را متهم به كفر، ارتداد و ... بكنند و اينرا زمينه ساز هجوم  چماقداران بسيجي به دانشگاه كرده تا با هوچي گري و شارلاتان بازي فضاي دانشگاه را ببنند و با دست باز خط سركوب را پيش بگيرند.البته همه اين شعبده بازيها بخاطر ترس و وحشتشان از خيرشهاي دانشجويي ست زيرا  از گره خوردن دستها و پيوند خوردن فريادها واهمه دارند.

درود به بچه هاي پلي تكنيك كه در مقابل اين توطئه جا نزدند، بلكه  ايستادند و آن  را افشا كردند. آري، ايستادند و مرزبندي خودشان را با معاويه صفتان اعلام كردند

ما دانشجويان دانشگاههاي شيراز ضمن محكوم نمودن اين تهمت و افترا بستن به دانشجويان، درخواست آزادي بدون قيد و شرط تمامي دانشجويان دستگير شده  پلي تكنيك داريم و با آنان فرياد ميزنيم “آزادي حق مسلم ماست“ و  ذره اي هم از حقوق خودمان كوتاه نخواهيم  آمد. سنگر آزادي را همچنان حفظ خواهيم كرد و قيمت آنرا هر چه باشد خواهيم پرداخت.

از آسمان دانشگاه      گر تير و فتنه  ببارد      جنبش دانشجويي ادامه دارد

 

انجمن ايران فردا- شيراز

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 17:12  توسط دبير  | 

پلي تكنيك

حسن حداد معاون امنیت دادسرای عمومی رژیم در تهران به دستگیری دانشجویان دانشگاه پلی تكنیك اعتراف كرد و اعلام نمود: 8 نفر در رابطه با پرونده نشریات دانشجویی در دانشگاه پلی تكنیك دستگیر شده‌اند.

وی در مصاحبه با خبرگزاری حكومتی ایسنا افزود:” 4 نفر از بازداشت‌شدگان از مدیران مسئول نشریات دانشجویی هستند،”

لازم به ذكر است كه این دانشجویان به اتهام واهی توهین به مقدسات دستگیر شدهاند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 19:10  توسط دبير  |