تبليغاتX
فانوس فریاد

قيام ستايش انگيز دانشجويان درهجده تير1378، يك نقطه‌‌‌‌‌‌‌ عطف در تاريخ جنبش دانشجويي از يك سو و در تاريخ مقاومت و مبارزه‌‌‌‌‌‌‌ مردم ايران در برابر سراب اصلاح طلبي از سوي ديگر بود. چرا‌كه 18 تير، بساط شعبده بازي خاتمي را درهم پيچيد و مانور اصلاح‌طلبيش را كه هدفي جز حفظ همين نظام نداشت،كمرشكن نمود. فراموش نمي‌كنيم كه خاتمي اولين كسي بود كه به‌عنوان رييس‌جمهور ارتجاع، فرمان سركوب جنبش 18 تير را صادركرد.

قيام 18 تير خيزش اعتراضي دانشجويان عليه اختناق بود كه با شركت گسترده مردم و جوانان دليراز ديگر نقاط به‌سرعت به‌يك قيام بزرگ درتهران، تبريز و شانزده شهر ديگر ايران تبديل شد و به‌مدت يك هفته، پايه هاي اين نظام را به‌لرزه درآورد.

نكته قابل توجه اين‌كه طي 6 سال گذشته همه ساله، سالگرد 18 تير، به‌روز اعتراض و خروش دانشجويان و جوانان د‌لير ايران تبديل شده و آنان فرصت را براي نشان دادن خشم فروخفته خود غنيمت شمرده اند. به‌اين ترتيب جنبش 18 تير، تنها محدود به‌ايام تيرماه سال 78 باقي نماند بلكه در سالهاي 79، 80، 81، و 82 و 84، امواجي از خروش و خيزش بپا كرد. به‌خصوص درسالهاي 82 و 84، به‌رغم همه پيشگيريها و تمهيدات سركوبگرانه رژيم، سالروز 18 تير به‌يك جنبش اعتراضي قوي تبديل گرديد. قبل از اين‌كه به‌شرح رويدادهاي 18 تير78 بپردازيم، خوب است نگاهي به‌جايگاه 18 تير در تاريخچه جنبش دانشجويي ايران بيفكنيم.

در پاييز سال 1328، هم‌زمان با نهضت ملي شدن صنعت نفت و اوج گيري مبارزات دكترمحمد مصدق رهبر نهضت ملي ايران، دانشجويان انقلابي دانشگاه تهران با تشكيل”جبهه دانشجويان ملي و آزاديخواه ” به‌ياري جنبش ملي و ضد استبدادي مردم ايران شتافتند. سپس درقيام 30 تير1331،وگرماگرم خيزش ملت ايران درحمايت از دولت ملي دكتر مصدق، خيابانهاي تهران، شاهد حضور دانشجويان پيشتاز و قهرماني بود كه دوش به‌دوش ديگر اقشار ملت فرياد مي‌زدند « از جان خود گذشتيم، با خون خود نوشتيم، يا مرگ يا مصدق »وسرانجام پس از سقوط دولت ملي دكتر مصدق براثركودتاي ننگين 28 مرداد سال32، بازهم اعتراض ملت ايران درخروش نسل آگاه و روشنفكر و به‌ويژه در اعتراضات دانشجويان متبلور شد و روز تاريخي 16 آذر«روز دانشجو» را آفريد.

 

 در شانزدهم آذر سال 32 يعني تنها 5/3 ماه پس از كودتا و حاكميت ديكتاتوري سياه شاهنشاهي، كه هرصداي اعتراضي را درگلو خفه مي‌كرد، اولين جرقه خشم توسط دانشجويان آگاه و مبارز ميهن ما درخشيد. درآن روز دانشجويان دلير با وفاداري به‌جنبش ضداستعماري مردم ايران و پيشواي آن مصدق و در اعتراض به‌سياستهاي شاه دست به‌تظاهرات زدند. رژيم شاه نيروهاي گارد و تكاوران چتربازخود را براي سركوب دانشجويان به‌دانشگاه تهران فرستاد. در جريان سركوبي دانشگاه، 3 تن از دانشجويان قهرمان دانشكده فني، به‌نامهاي بزرگ‌نيا، قندچي و شريعت ‌رضوي، به‌ضرب گلوله مزدوران شاه به‌شهادت رسيدند. به‌اين ترتيب روز 16 آذر به‌عنوان روز دانشجو در تاريخ سياسي ايران به‌ثبت رسيد. از آن روز به‌بعد خون سه دانشجوي قهرمان شانزدهم آذر، همواره در دانشگاه جوشيد و همه ساله توسط نسلهاي بعدي گرامي‌داشته شد، چندان كه شانزده آذر در ميهن ما روز دانشجو ناميده شد.

پس از شانزده آذر خونين سال 32، دانشگاههاي ايران به‌مدت 50سال سنگر آزادي و كانون مبارزه نسلهاي آگاه ومبارز دانشجو بوده است. از ميان همين قشر مبارز و آگاه بود كه در دهه 40، پيشتازان جنبش انقلابي ايران پا به‌ميدان مبارزه حرفه اي گذاشتند و سازمانهاي انقلابي را بنيان گذاري نمودند.

اگر ما از 18 تيربه عنوان نقطه عطف درجنبش دانشجويي نام مي‌بريم، به‌اين جهت است كه اين قيام ضمن برخورداري از پتانسيل نيرومند ضد حكومتيش، توانسته اعتراضات دانشجويي دو دهه اخيرو بلوغ آن به‌قيام 18 تير را با سابقه تاريخي جنش دانشجويي پيوند بزند و روز 18 تير را به‌مثابه‌ي روز دانشجو در اين دوران به‌ثبت برساند.

درهفتمين سالروز 18 تير، اين روز تاريخي را گرامي مي‌داريم و به‌روان پاك دانشجويان دليري كه دربرابر ارتجاع خونريز تسليم نشدند، بپا خاستند و با نثار خون و رنج و اسارت خود جنبش دانشجويي و مبارزه مردم ايران را به‌پيش راندند،درود مي‌فرستيم.

 

 درهفتمين سالروز قيام 18 تير، مروري كوتاه و فشرده به‌رويدادهاي مهم اين قيام مي‌اندازيم:

در اولين ساعات بعد از نيمه شب 18 تير سال 1378 انبوهي از دانشجويان در خوابگاه معروف دانشجويي اميرآباد تهران دست به‌يك تظاهرات ضد حكومتي دست زدند و عليه اختناق و سانسور شعار دادند. مدتي بعد‌، يكانهاي ويژه ضدشورش با محاصره منطقه، با گاز اشك‌آور و باتون و سلاح گرم و سرد به‌خوابگاهها حمله كردند و دانشجويان را به‌طرز وحشيانه‌يي مورد ضرب وشتم و قلع و قمع قرار دادند. درجريان اين حمله جنايتكارانه، سه تن از دانشجويان بهشهادت رسيدند، بيش‌از 1000‌تن زخمي و حدود 1000‌تن نيز توسط پاسداران دستگير شدند. متعاقب آن دانشجويان خواستار استعفاي وزير كشور خاتمي گرديدند. روز 19 تير، هزاران دانشجو درحالي‌كه شعارهاي دوران انقلاب ضد سلطنتي(57) عليه رژيم شاه مثل ”مي‌كشم، مي‌كشم، آن كه برادرم كشت” و ”توپ، تانك، مسلسل، ديگر اثر ندارد” را تكرار مي‌كردند به‌تظاهرات پرداختند. دراين تظاهرات نيز يك دانشجو با شليك پاسداران از ناحيه چشم مجروح شد و ساعاتي بعد به‌شهادت رسيد. در اين روز تعداد شهيدان قيام به‌7 نفر رسيد. اين قيام كه دامنه آن 17 شهركشور را در برمي‌گرفت، در تبريز به‌كشته شدن يك دانشجو، مجروح شدن دهها تن و دستگيري صدها دانشجوي ديگر انجاميد. تظاهرات در روزهاي بعد نيز با همراهي صدهاهزار نفر از جوانان و مردم تهران اوج بيشتري پيدا كرد. تظاهركنندگان خشمگين مظاهر حاكميت رژيم را نيز مورد تهاجم قرار مي‌دادند. درهمين حال، محل نمازجمعه‌‌‌‌‌‌‌ در دانشگاه تهران به‌آتش كشيده شد. مردم و دانشجويان شعار مي‌دادند ”حكومت آخوندي بركنار‌ـ بركنار”، ”بچه‌ها قيام شروع شد، 20سال سكوت تمام شد”، ”واي به‌روزي كه مسلح شويم”.

دارو و دسته‌‌‌‌‌‌‌ خاتمي مايل بودند خود را به‌اين قيام شكوهمند و دانشجويان نزديك نشان دهند. اما دانشجويان با پاسخ نه و گوشمالي دادن مقامات حكومتي كه به‌ميان دانشجويان مي‌رفتند دست رد به‌سينه‌‌‌‌‌‌‌ آنان زدند. از‌جمله موسوي لاري وزير كشور خاتمي مضروب و عمامه‌اش پرتاب شد و دانشجويان او را با خفت و خواري از صحنه بيرون انداختند. شوراي عالي امنيت به‌رياست خاتمي، دراطلاعيه‌هاي متعدد، تظاهرات را غيرقانوني خواند و جوازسركوب قيام دانشجويان و مردم را صادركرد.

 خامنه‌‌اي نيز پس از چند روز سكوت،‌ ‌گفت: دشمن امنيت ملي ما را هدف گرفته است، امنيت ملي از همه چيز واجب‌تر است. دشمنان اصلي ما طراحان اين قضايا هستند”. دانشجويان نيـز در پاسخ شعار دادند: ”خامنه اي حيا كن رهبري را رها كن‌! مرگ بر استبداد، زنده باد آزادي”‌!

 

 روزشمار قيام 18 تير

 

دانشجويان و مردم قهرمان تهران در روزهاي 18 تا 23تيرماه78 با قيام يك‌هفته‌يي خود زمين را در زير پاي آخوندهاي دژخيم به‌لرزه درآوردند.

 

جمعه 18 تير :

درساعات اوليه بعد از نيمه شب جمع كثيري از دانشجويان در خوابگاه دانشجويي تهران به‌تظاهرات ضد حكومتي دست زده و عليه اختناق و سانسور رژيم شعار مي‌دهند.

 

صبح جمعه 18 تير :

ـ ساعت 4 صبح يكانهاي سركوبگر، منطقه خوابگاه دانشجويان را به‌محاصره در آورده با پرتاب گاز اشك آور به‌د‌انشجوياني كه شعار مي‌دادند حمله بردند و آنان را كه بالغ بر 1300 تن بودند با باتون، چماق و قنداق تفنگ مورد ضرب و شتم قرار دادند. واحدهاي سركوبگر سپس به‌خوابگاهها حمله برده وضمن تخريب ساختمانها، وسايل و اتاقها، چندتن از دانشجويان را براثر وارد كردن ضربات مرگبار و يا پرتاب از پنجره، به‌شهادت مي‌رسانند.

تلويزيون سي ان ان : به‌گزارش شاهدان عيني تعداد كشته‌ها در اين تهاجمات حداقل ده نفر بوده است.

ظهر 18 تير

ـ پس از نماز جمعه بار ديگر عده اي از اوباش به‌همراه نيروهاي انتظامي به‌كوي دانشگاه حمله كرده و تعدادي از دانشجويان را با چاقو، قمه و پنجه بكس مجروح و مصدوم مي‌كنند‌

 

عصر 18 تير

ـ دانشجويان به‌ماشين وزيركشور و نماينده ولي فقيه حمله كرده و شيشه‌هاي آن‌‌را مي‌شكنند، دانشجويان شعار مي‌دادند : مي‌كشم مي‌كشم آنكه برادرم كشت، خامنه اي حيا كن رهبري را رها كن‌! مرگ بر استبداد، زنده باد آزادي‌!

ـ در جريان هجوم سبعانه مزدوران دست‌كم 6تن از دانشجويان از‌جمله نعيمي، ياوري و سهرابي جان خود را از دست مي‌دهند. يكي از آنها به‌دليل اين‌كه توسط پاسداران از طبقات فوقاني ساختمان به‌پايين پرتاب شده و ديگري به‌دليل ضربات شديد باتون به‌سرش، شهيد شده اند.

در اين درگيري بيش از 1000تن از دانشجويان با سرودست وپاي شكسته و با بدنهاي مجروح بدون كمترين امكان رسيدگي در بحبوحه درگيري رها مي‌شوند. از هرسو صد‌اي ناله به‌گوش مي‌رسد.

 ـ پاسداران با حمله به‌بيمارستان‌ها كه تعدادي از دانشجويان مجروح در آن بستري بودند، كليه زخميها را به‌مكان نامعلومي منتقل مي‌كنند.

پاسداران دانشجويان معترض را دستگير و با خود به‌محل نامعلومي منتقل مي‌كنند. تعداد دستگيرشدگان بالغ بر‌1000نفر است كه از آنها هيچ اطلاعي دردست نيست.

 

شنبه 19 تير

ـ دانشجويان مستقر در‌كوي دانشگاه در‌تمام طول جمعه‌شب با روشن كردن آتش در برابر نيروهاي سركوبگر، كه آنان را در محاصره خود گرفته‌اند، به‌مقاومت مي‌پردازند.

ـ براثر شليك پاسداران يكي از دانشجويان از ناحيه چشم مورد اصابت گلوله قرار گرفته و مجروح مي‌شود‌ وي بعد از ساعاتي بشهادت مي‌رسد

ـ خاتمي يك نشست اضطرارى با سركردگـان امنيتي رژيم برگزار و يك حكومت نظامي اعلام نشده به‌دنبال اين نشست در تهران برقرار مي‌شود‌.

ـ دانشجويان درمحل دانشگاه دست به‌تظاهرات زدند، واحدهاي ضد شورش پاسداران به‌د‌انشجويان حمله برده و تعدادي را مجروح و مصدوم مي‌كنند‌. دانشجويان شعار مي‌دادند :18 تير امسال 16 آذر ماست‌. ‌آنها پيراهن خون آلود دانشجوي بشهادت رسيده را بر سردست بلند كرده بودند‌.

ـ وزير فرهنگ و آموزش عالي طي اطلاعيه اي استعفاي خود را اعلام داشته و سركوب خونين دانشگاه را ” يك بحران ملي “ خواند‌.

ـ تعد‌اد دانشجويان در تظاهرات با پيوستن ساير دانشجويان دانشگاه‌ها به‌18000 تن بالغ گرديد، نيروهاي سركوبگر به‌ربودن دانشجويان زخمي از بيمارستانها اقدام كردند‌.

ـ حوالي غروب هزاران تن از دانشجويان با لباس سياه به‌نشانه‌ي عزاداري براي 7 دانشجوي شهيد وجهت آزادي دانشجويان اسير دست به‌تحصن زدند‌.

-خبرگزاري فرانسه طي خبري در اين‌باره نوشت: «تظاهركنندگان كه يك پيراهن خون‌آلود بر سردست گرفته بودند، ‌شعار مي‌دادند "دانشجو به‌پاخيز!، برادرت كشته شد!" برخي دانشجويان كه صورت خود را با پارچه پوشانده بودند، فرياد مي‌زدند "مرگ بر استبداد، زنده‌باد آزادي"».

ـ در پي 40‌ساعت درگيري در دانشگاه تهران، رئيس دانشگاه تهران، و رؤساي كليه دانشكده‌هاي آن از شغل خود استعفا مي‌دهند. پيش از آن وزيران بهداشت و درمان، و فرهنگ و آموزش عالي و موسوي‌لاري، وزير كشور، از معاونت فرماندهي نيروي انتظامي استعفا داده بودند.

ـ تلويزيون سي.ان.ان طي گزارشي مي‌گويد بازار تهران در حمايت از دانشجويان تعطيل مي‌شود.

ـ دانشجويان در سوگ 7دانشجوي شهيد، لباس سياه پوشيده و از ساعت6 بعدازظهر براي آزادي ياران اسير خود دست به‌تحصن مي‌زنند.

 

يكشنبه 20 تير

ـ فرياد هزاران تن از دانشجويان كه شعار «مرگ بر استبداد، زنده باد آزادي مي‌دادند دانشگاه تهران را به‌لرزه در آورد‌.

ـ دانشجويان با خروش شعار مرگ بر خامنه‌اي چماقداران وپاسداراني را كه قصد تهاجم به‌تظاهرات داشتند كتك زده و فراري دادند و موتورهايشان را به‌آتش كشيدند‌.

ـ رويتر گزارش داد:دانشجويان شعار مي‌دهند: «ما دولت زور نمي‌خواهيم، پليس مزدور نمي‌خواهيم". رويتر افزود:«‌پيامدهاي اين درگيريها جمهوري اسلامي را تكان داده است».

ـ دانشجويان دانشگاههاي تبريز، اصفهان، رشت، شيراز و مشهد نيز در حمايت از خيزش دانشجويان در تهران دست به‌تظاهرات زدند‌.

ـ در تهاجم وحشيانه مزدوران سركوبگر به‌تظاهرات دانشجويان تبريز بيش از هشتصد نفر زخمي شده و تعداد زيادي از دانشجويان دستگير يا مفقود مي‌شوند.

ـ با برقراري حكومت نظامي در شهر تبريز، تانكها در خيابانها مستقر مي‌شوند، مردم به‌حمايت از دانشجويان، دفتر هواپيمايي، بانك صادرات، و يك پمپ بنزين را به‌آتش مي‌كشند‌.

ـ د‌ر حمايت از دانشجويان دانشگاه تبريز بازار تبريز بسته مي‌شود‌.

ـ ‌در تظاهرات دانشجويان دانشگاه مشهد يك دانشجوي دختر به‌شهادت مي‌رسد‌.

ـ در شهر اهواز 3000 و در رشت 1000 نفر از دانشجويان در حمايت از تظاهرات تهران و تبريز دست به‌راهپيمايي مي‌زنند. هم‌چنين دانشجويان د‌انشگاههاي، شيراز، اروميه، اردبيل، سمنان، شاهرود، ياسوج، همدان، يزد، خرم‌آباد، بندر عباس، زنجان، گرگان، سمنان، شاهرود، گرگان، مراغه و اراك نيز دست به‌راهپيمايي و تظاهرات ضد حكومتي مي‌زنند.

ـ روزنامه كيهان : دانشجويان آشكارا مي‌گويند مسأله ما كل ايران است‌!  

 

دوشنبه 21تير78

ـ تظاهرات صدهزار تن در تهران با شعار :‌ «توپ، تانك، بسيجي، ديگر اثر ندارد» هم‌چنان ادامه دارد‌.

 ـ راديو و تلويزيون (به‌نقل از گزارشگر صحنه در ساعت 4.30 بامداد) اعلام كرد كه علاوه بر آتش‌زدن خودروها و ساختمانها «تظاهركنندگان با توسل به‌زور وارد دانشگاه تهران شده‌اند و اقدام به‌تخريب و آتش زدن جايگاه نمازجمعه كردند‌.

ـ خامنه‌‌اي پس از چند روز سكوت،‌ طي سخناني در باره‌تظاهرات دانشجويان و قيام مردم تهران ‌گفت: دشمن امنيت ملي ما را هدف گرفته است، امنيت ملي از همه چيز واجب‌تر است. ‌خامنه‌اي گفت: مراقب دشمن باشيد. مبادا غفلت كنيد از دشمن , دشمنان اصلي ما طراحان اين قضايا هستند.

- ظهردوشنبه دههاهزار دانشجو درادامه جنبش اعتراضي‌خود در دانشگاه تهران تجمع مي‌كنند. دانشجويان آزاده هنگام پخش سخنراني خامنه‌اي كه ازبلندگوهاي مسجد دانشگاه تهران، پخش مي‌شود،‌ خامنه‌اي را هو‌مي‌كنند.

ـ دانشجويان، آخوند ابطحي، رئيس دفتر خاتمي و اتومبيلش را سنگباران مي‌كنند كه موجب شكسته‌شدن شيشه اتومبيل وي و فراري شدن خود او مي‌گردد.

ـ استادان دانشگاه تهران در حمايت از دانشجويان اعلام اعتصاب مي‌كنند.

- جنايتكاران درهراس از گسترش تظاهرات و جهت آمادگي براي سركوب، دو هليكوپتر را بالاي سردردانشگاه به‌پرواز درمي‌آورند.

ـ روزنامه‌ي  نشاط اعتراف مي‌كند محمد فرجي، دانشجوي دانشكده حقوق در ناآراميهاي روزهاي گذشته به‌شهادت رسيده است.

ـ مردم قهرمان تهران از حوالي ظهر در نقاط مختلف شهر از بهارستان و ميدان توحيد و ولي‌عصر تا خيابان انقلاب و دانشگاه وارد كارزار مي‌شوند. مردم از سراسر شهر دسته دسته به‌سمت چهارراه ولي عصردست به‌راهپيمايي مي‌زنند و در اعتراض به‌سركوب خونين دانشجويان به‌تظاهركنندگان مي‌پيوندند.

ـ از چهارراه امير آباد تا اتوبان آل احمد، دانشجويان و مردم شعار مي‌دهند: «اي مردم باغيرت حمايت حمايت»، «مرگ بر بسيجي»، «لحظه به‌لحظه گويم»، «زير شكنجه گويم يا مرگ يا آزادي»، « مرگ بر استبداد»، «20سال سكوت تمام شده ـ مردم قيام شروع شده».

ـ در اكثر نقاط تهران از‌جمله ميدان توپخانه، لاله‌زار،‌ناصرخسرو و چهارراه استانبول مردم دست به‌اعتراض زده و ساختمانهاي دولتي را مورد حمله قرار مي‌دهند. 40هزارنفردرچهارراه وليعصر جمع مي‌شوند، تظاهركنندگان يك ماشين راهنمايي رانندگي، بانك سپه وايستگاه شركت واحد را به‌آتش كشيده و ساختمانهاي دولتي را مورد حمله قرار مي‌دهند.

 ـ انبوه جمعيت هراس رژيم آخوندها را برمي‌انگيزد. مردم شعار مي‌دهند:‌ «استقلال، آزادي»، «انصار جنايت مي‌كند رهبر حمايت مي‌كند»، «توپ تانك بسيجي ديگر اثرندارد».

- درگيريهاي گسترده بين آدمكشان حكومت و مردم از ساعت 2بعدازظهر در ميدان ولي عصر آغاز مي‌شود.

ـ حوالي ساعت 4بعدازظهر جمعيت تظاهركننده در برابر دانشگاه تهران به‌100هزار تن مي‌رسد. دورتادور دانشگاه تهران نيز نيروي انتظامي مستقر است.

- به‌دستور شوراي عالي امنيت رژيم، عوامل سركوبگر نيروي انتظامي وارد كار مي‌شوند. تظاهركنندگان از زمين و هوا به‌گلوله بسته مي‌شوند. دهها تن كشته و صدها تن مجروح مي‌شوند. جنايتكاران نيروي انتظامي در ميدان ولي عصر تهران دهها نفر را دستگير مي‌كنند.

 - در مسير حركت جمعيت به‌سوي دانشگاه صنعتي شريف، حوالي كارخانه پپسي كولا نيز، عوامل نيروي سركوبگر انتظامي با گلوله و گاز اشك‌آور به‌طرف مردم به‌جان آمده شليك مي‌كنند. در تقاطع خوش نيز يك بار ديگر تظاهر كنندگان مورد حمله پاسداران و عوامل نيروي انتظامي قرارمي‌گيرند.

ـ كلانتري هشت در چهارراه رودكي مورد حمله مردم خشمگين قرارمي‌گيرد.

 ـ 4تن از تظاهر كنندگان به‌نامهاي رضا حيدري ـ روزيتا حيدري ـ علي كريمي و محمد محمدي در خيابان انقلاب با شليك گلوله توسط جنايتكاران نيروي انتظامي به‌شهادت مي‌رسند.

ـ خيابان آزادي تهران به‌هنگام شب نيز صحنه درگيريهاي خونين ميان پاسداران، نيروي انتظامي و ساير نيروهاي سركوبگر در مقابل دانشجويان معترض است، كه صفوفشان با پيوستن دهها هزار تن از مردم تقويت شده است.

ساعت 6بعدازظهر‌مزدوران مردمي كه از درب شرقي دانشگاه خارج مي‌شوند را به‌رگبار گلوله مي‌بندند. 50 تا 60نفر از مردم و دانشجويان به‌شهادت مي‌رسند. شهيدان را در مسجد دانشگاه جمع مي‌كنند. صداي آمبولانسها قطع نمي‌شود. هليكوپترهاي نيروهاي سركوبگر بر بالاي دانشگاه درپروازند. صفوف تظاهرات را مردم از پيرو جوان و زن ومرد تشكيل مي‌دهند. مسأله به‌يك خيزش عمومي تبديل شده است. ‌اكثر شهيدان نيز از مردم هستند.

 ـ جنايتكاران نيروي انتظامي در تبريز اجتماع دانشجويان را به‌رگبار گلوله بسته دانشجويي به‌نام كاوه محمدي دانشجوي رشته عمران به‌ضرب گلوله به‌شهادت رسانده و دهها نفر ديگر را زخمي مي‌كنند. حال برخي مجروحان وخيم گزارش شده است.

- نيروهاي سركوبگر بيش از صد نفر از دانشجويان را دستگير مي‌كنند. اوضاع دانشگاه تبريز بسيارمتشنج است.

ـ دولت در نقاط مختلف شهر زره‌پوش و بعضا در نقاطي مانند سه راه خاني آباد در نزديكي خزانه واحدهاي تانك مستقر مي‌نمايد..

 ـ مردم تهران در بسياري نقاط هرگاه شهيدي به‌خاك و خون مي‌غلطيد شعار مي‌دهند:"لحظه به‌لحظه گويم، زير شكنجه گويم، يا مرگ يا آزادي" ـ "توپ،‌تانك، بسيجي، ديگر اثر ندارد - به‌مادرم بگوئيد ديگر پسر ندارد".

 

 سه‌شنبه 22تير78

ـ تظاهرات مردمي بر ضد حكومتي در تهران از ساعت 11صبح سه شنبه در چهارراه ولي عصر آغازمي‌شود.

ـ مردم به‌خودروهاي گشت نيروي انتظامي كه ابتدا تيراندازي هوايي و سپس تيراندازي زميني مي‌كردند، تهاجم نموده و آنها را تار‌و‌مار مي‌كنند.

- در تظاهرات روز سه شنبه، آخوندهايي كه بر سرراه جمعيت ظاهر مي‌شدند از ترس عبا و عمامه را بر زمين انداخته و پا به‌فرار مي‌گذاشتند.

- هزاران بسيجي و پاسدار از قرارگاه موسوم به‌ثارالله به‌صحنه مي‌آيند و زره‌پوشها در اطراف خيابان انقلاب و وليعصر مستقر مي‌شوند.

- در مركز شهر جمعيت كثيري به‌جانب وزارت كشور در حركت هستند. آتش‌سوزيهاي ميدان توپخانه و چهارراه استانبول از فاصله دور ديده مي‌شود.

ـ دامنه تظاهرات مردم تهران در مناطق جنوبي شهر بسيار وسعت گرفته است.هم‌چنين در نارمك و ميدان 7تير نيز ميان تظاهركنندگان و مزدوران ، درگيري روي داده‌است.

 - در نازي‌آباد تهران نيز مردم به‌جان آمده دست‌به تظاهرات مي‌زنند.

ـ خبرگزاري رويتر از مجروح و مصدوم شدن تعداد زيادي از زنان قهرماني خبرمي‌دهد كه در جريان قيام مردم تهران توسط نيروي انتظامي و انصارحزب‌الله به‌شدت زخمي شده‌اند.‌

ـ به‌هنگام شب مردم قهرمان تهران كلانتري بهارستان را به‌تصرف خود درآوردند.

ـ بنا بر يك بخشنامه محرمانه كه از سوي موسوي لاري وزير كشورخاتمي خطاب به‌نيروهاي انتظامي در تهران صادر شد، كليه تظاهرات درتهران بايد سركوب شود و نيروهاي انتظامي نبايد دراين‌رابطه «به كسي رحم كنند». به‌نيروهاي انتظامي اجازه داده شده كه به‌روي تظاهركنندگان شليك كنند.

ـ آخوند خاتمي در مصاحبه با تلويزيون رژيم به‌صراحت تظاهركنندگان را تهديد به‌دستگيري و سركوب مي‌كند.‌

 ـ آخوند كروبي از عناصر باند خاتمي در هراس از گسترش حركات اعتراضي دانشجويان مي‌گويد: «همه‌ ما در كشتي نشسته‌ايم و اين حركتها براي همه‌ ما نگران‌كننده‌است».

 ـ بنا به‌گزارشهاي دريافتي 5تن از تظاهركنندگاني كه براثر شليك گاز اشك‌آور دچار تنگي نفس شده بودند، به‌شهادت رسيدند.

 ـ تا ساعت سه و نيم بعدازظهر سه شنبه،درگيريها در چهارراه وليعصر، ميدان وليعصر، خيابان فردوسي و خيابان جمهوري تهران ادامه مي‌يابد.

مردم به‌جان آمده مغازه لاجوردي، سرجلاد به‌درك واصل شده رژيم و هم‌چنين يك مركز جاسوسي رژيم در لاله‌زار را به‌آتش كشيدند.

ـ كارگران كارخانه پلاسكو در تهران با دانشجويان اعلام همبستگي مي‌كنند.

ـ دولت براي مقابله با قيام مردم ايران، تمام سربازاني را كه به‌مرخصي رفته اند به‌خدمت فرا مي‌خواند.

 

چهارشنبه 23تير

ـ دولت براي سركوب جنبش دانشجويان و مردم تهران توسط مزدوران خود يك ضدتظاهرات راه مي‌اندازد.

ـ دولت براي جلب هرچه بيشتر مزدوران، در رستورانهاي اطراف ميدان انقلاب و دانشگاه غذاي مجاني مي‌دهد.

ـ آخوندها سياهي‌لشكرها را با اتوبوسهاي كارخانجات صنايع دفاع و ديگر ارگانهاي رژيم، به‌خيابان انقلاب

هزاران تن از اعضاي خانواده‌هاي دستگيرشدگان، در برابر زندانها و مراكز مختلف، در حال تجمع و تحصن هستند.

ـ روزنامه لوموند نوشت: جنبش دانشجويي پس از تهران، به‌شهرستانها سرايت مي‌كند.

ـ روزنامه نيويورك‌تايمز نيز نوشت «ديكتاتوري مذهبي خفقان‌آور در ايران هرگز يك بافت مناسب براي يك جامعه پيچيده و جوان 70ميليوني نبوده است».

ـ آخوندهايي كه نيروهاي امنيتي را كنترل مي‌كنند، اگر فكر مي‌كنند كه با گاز اشك‌آور، گلوله و اوباش مي‌توانند جلوي تغيير را بگيرند، به‌همان درجه‌يي كه شاه در دو دهه قبل عمل كرد، با تهديد يك اشتباه محاسبه روبه‌رو هستند»‌.

 

پنجشنبه 24تير

ـ دولت در وحشت از تداوم تظاهرات مردم، عملاًً در سطح تهران حكومت نظامي برقرار كرده است.

ـ از روز پنجشنبه رژيم در اكثر نقاط شهر تهران پاسداران را مستقر كرد. مردم مي‌گوينددولت مثل قواي

ـ سازمان عفو بين‌الملل طي بيانيه‌يي در مورد ابعاد وسيع دستگيريهاي خودسرانه احساس خطر نموده و از مقامات رژيم ايران مي‌خواهد تا تمامي زندانيان سياسي را آزاد كرده و اسامي ساير متهمان را نيز اعلام نمايد.

ـ دانشجويان دانشگاه كرمانشاه در دانشگاه رازي يك تجمع اعتراضي در حمايت از اعتراضات دانشجويان دانشگاه تهران برگزار مي‌كنند.

 رفسنجاني درباره تظاهرات دانشجويان و مردم تهران و به‌خصوص شعارهاي آنها عليه رهبري رژيم مي‌گويد: تلخترين موضوع اين حوادث، اهانت به‌عمود خيمه انقلاب و ولايت‌فقيه بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 16:53  توسط دبير  | 


يك مرد ميتواند درهم كوبيده شود اما نميتوانند او را شكست بدهند، هيچ چيز
نميتواند عظمت دستيافته هاي او را از وي بگيرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 21:25  توسط دبير  | 

با تشكر از دوستمون نيما كه اين مطلب رو برامون از پلي تكنيك فرستاده.

بعد از امتحان روز پنجشنبه عليرغم خستگي كه  در اثر امتحان بهم هجوم آورده بود رفتم كتابخونه دانشگاه چون با نيما قرار گذاشته بودم كه باهم يك مروري به امتحان بعدي مون كه قراره روز شنبه باشه بياندازيم. همين كه كتاب رو باز كردم و چند ورقي زدم ديدم نيما با چه سرعتي داره به سمتم مي ياد. همچين با سرعت آمد پيشم كه متوجه نشدم كي رسيد دم ميز و با دستش كتابم رو زد كنار و يك ورق جلوم گذاشت و گفت بجاي اون اين خبر رو بخون...

بهش نگاه كردم و تو دلم گفتم: ياعلي اين بار ديگه چي كار كرده حتما دوباره با اين بچه بسيجي هاي دانشگاه درگير شده و حراست صداش زده و اخطاريه نهايي اش رو گرفته... نيما كه نزديك ترين دوستم بود  و من رو مثل كف دستش مي شناخت ظاهرا متوجه آن شد و گفت بابا اين بار من خرابكاري نكردم اين رو بخون ديگه...

نگاهي انداختم به ورقي كه جلوم گذاشته بود و ديدم يكي يكي بچه هايي كه مي شناختم رو نوشتن و جلوي اسم هاشون آمده: محروميت از دوره  يا تعليقي از ترم....

 

باورم نمي شد...آخه مگه مي شه به اين همه نفر محروميت بدن...يك لحظه احساس كردم كه فايل هاي كتابهايي كه دورم قرار داشتن دارن مي چرخن...سرم گيج رفت. تا آمدم از نيما ريز قضيه رو بپرسم ديدم نيما به سرعت داره از درب كتابخونه خارج مي شه. دم راه پله كه رسيد, صداش زدم , وايستاد و گفتم خب الان چي؟ گفت يعني چي الان چي؟ خب خيلي واضحه كه الان بايد چي كار كرد.

گفتم يعني نمي يايي با هم براي امتحان شنبه درس بخونيم...امتحان رو چي كار مي كني؟ گفت بابا انگاري دوزاريت نيفتاده ها...تو برو درست رو بخون و ببين به كجا مي رسي...من يكي نيستم. گفتم يعني چي؟ آخه جواب پدرو مادرتو چي ميدي؟ در حين اينكه داشت سرش رو تكون مي داد خنديد و گفت ...باورم نمي شه داري اين ها رو مي گي...پس اين بچه هايي كه الان محروميت گرفتن به پدر و مادرهاشون چي بگن؟ها؟؟؟فكر كنم تو هنوز تو باغ نيستي ؟گفتم چرا ولي خب از من و تو چه كاري بر مياد؟ آخه با امتحان ندادن كه چيزي حل نمي شه...گفت اشتباهت تو همينه,خودت رو دست كم ميگيري  ... تو برو به درس ات ادامه بده ولي فردا به من يكي نگو كه چرا بهت نگفتم...

نيما ديگه حتي اجازه نداد من حرفش رو تاييد يا رد كنم و به سرعت از پله ها پايين رفت و تا رفتم دم پنجره دانشگاه كه دوباره صداش بزنم ديدم از درب دانشگاه بيرون زد..

براي لحظاتي در فكر فرو رفتم. بعد دوباره نگاهي به كتاب درسيم انداختم. بازش كردم ولي انگار كلمات رو نمي تونستم درست بخونم و همه تو هم رفته بودن. آمدم بنويسم ولي انگاري ديگه دست و دلم به قلم نمي رفت...با خودم گفتم آخه چي كار بايد كرد اونها نميتونند بخونند من كه ميتونم من كه محروم نشدم بعد به خانواده چي بگم و بگم چند ماهم هدر رفته من كه نميتونم.

باز به درس خوندم ادامه دادم ولي ديگه تمركز نداشتم و نميتونستم مثل صبح با تمام قوا درس رو مرور كنم و تو مغزم جا بدم  

از طرفي خب بالاخره امتحان پايان دوره بود و اگه امتحانش رو نميدادم  يعني يك ترم ديگه بايد عقب مي افتادم ... از طرفي هم حرف هاي نيما همه اش تو گوشم بود و ليست اسامي نفراتي كه محروم شدندجلوم  . دوباره نگاهي به اسامي بچه ها انداختم و به تك تكشون دقت كردم و با خودم گفتم من تازه ترم دوم دانشگاه هستم فلاني كه ترم آخرش بود و محروميت گرفت چي بگه...يا فلاني كه واقعا نابغه بود و الان محروميت گرفته چي؟ پس فلاني كه خيلي درسش هم از من بهتر بود چي ؟ همينطوري مي ديدم كه تك تك شون جلو چشمم مي آن و ديگه پاك حوصله درس خوندن رو از دست داده بودم .

همينطوري لحظاتم داشت مي گذشت كه ديدم چند تا از بچه هاي ديگه هم آمدن پيشم و گفتن تو هنوز اينجايي؟ گفتم آره چطور مگه؟ گفتن مگه خبر محروميت بچه ها رو نشنيدي گفتم چرا؟ گفتن خب يعني شنيدي و هنوز تو دانشگاه پشت ميز با كتاب باز نشستي؟ گفتم شما پس چي كار مي كنيد؟ گفتن هيچي بابا رفتيم و اعلام كرديم و گفتيم كه تا حكم  بچه هايي كه از ادامه تحصيل محروم شدن رو لغو نكنيد ما هم ديگه  از امروز براي امتحانات بعدي حاضر نمي شيم الان داريم مي ريم به بقيه بچه ها بگيم كه امتحان ندن , گفتند و سريع رفتند.

 بعد از سكوتي كه در اونجا حاكم شد يك آن ديدم كه ديگه جاي فكر كردن و چرتكه انداختن نيست كه به بقيه  چي بگم . نفهميدم  چطوري و با چه سرعت برق و بادي كتابم رو پرت كردم تو سطل آشغال و از دانشگاه زدم بيرون

تو مسير احساس عجيبي داشتم ديگه اون بي حوصلگي در من نبود و به اين فكر ميكردم چقدر خوبه كه ياران دبستاني هميشه وهمه  جا پشت هم رو داشته باشند واينطوريه كه ميتونند حرفهاشون رو به گوش همه كساني كه گوش شنوا ندارند برسونند و اهداف خودشون رو به كرسي بنشونند نگاهي به نيما انداختم  دويدم كه بهش برسم و  ازش جا نمونم                       

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 21:19  توسط دبير  | 

ببين چگونه بخوانم كه دل بسوزد پاك

بگو چگونه بگويم ز باغ خون بر خاك

بگو چگونه بسوزم چگونه آتش قلبم را

به ياد آن‌همه خون شعله خياباني

به ياد اينهمه گلهاي سرخ زنداني

به چهار جانب اين دشت خون برافروزم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 21:18  توسط دبير  | 

روز 29 خرداد سال 1356 دكتر علی شریعتی خطیب و اندیشمند مبارز بدرود حیات گفت. دكتر شریعتی در سال 1312 در مزینان متولد شد. وی در سال 1337 برای ادامه تحصیل در رشته دكترای جامعه شناسی به‌فرانسه رفت. شریعتی در سال 1343 به‌ایران بازگشت و ابتدا به‌عنوان دبیر دبیرستان و سپس به‌عنوان استادیار دانشگاه مشهد شروع به‌فعالیت كرد. دكتر شریعتی در سال 1348 به‌حسینیه ارشاد در تهران دعوت شد و از آن زمان با سلسله سخنرانیهای معروف خود به‌روشنگری علیه رژیم و ارشاد جوانان و آزادیخواهان ایران پرداخت و با حمایت از مجاهدین مشوق جوانان به‌پیوستن به‌آنان شد. دكتر شریعتی بر اثر همین سخنرانیها در سال 52 به‌زندان افتاد. وی در زندان نیز دست از حمایت از مجاهدین بر نداشت و پیوسته خود را مدیون ”حنیف نژاد” بنیانگزار سازمان می‌دانست. از دكتر شریعتی دهها جلد كتاب و مقاله‌‌‌‌‌‌‌تحقیقی و متون سخنرانی برجای مانده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 21:17  توسط دبير  | 

بيچاره شب پرستان تيغ به كف هلهله زن با سلاله خورشيد و نسل ايمان چه خواهند كرد؟

گو هر چه ميخواهند در پيچ وخم تاريخ به كمين خورشيد بنشينند تا اسيرش سازند، بكشانندش و در لجه خون اندازند ولي خورشيد در اسارت هم خورشيد است و از شهادت هر خورشيد  نيز هزاران ستاره برخواهد خاست. جنگلي رويان از ستاره ها با ريشه هايي در اعماق قلوب توده ها، همه آنهايي كه از جهل و بندگي، از اسارت و بيگانگي منتفرند و به رهايي و يگانگي عشق ميروزند. پس چه كسي و كدام قدرت خواهد توانست ما را بخشكاند و بسوزاند؟ واي بر اونها اگر ميدانستند كه در كمينگاه بزرگ تاريخ چه خورشيدهايي در شرف انفجار و تولد است. بي ترديد روزي تمام فضاي ظلمت پهنه خورشيد گدازان خواهد شد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 14:5  توسط دبير  | 

هيچ دردي هيچوقت خودبخودي و همين طوري تموم نميشه منظورم درد و فشار و شكنجه هست منظورم نمايش توحش و خشونت تو كوچه ها و خيابونهاي ايرانه تا وقتي اين رژيم سر كار هست طرحهاي سركوبگرانه آخوندها هم ادامه داره هر روز به يك شكلي يا هر بار به يك شيوه اي. مزدوران وحشي در نيروي انتظامي براي دامن زدن به فضاي رعب و وحشت تو جامعه مدام از طرحهاي مختلف پليسي و امنيتي حرف ميزنن طرحهايي كه هدفش چيزي جز سركوب اقشار مختلف اجتماعي نيست و نشون دهنده ترس و دلهره مستبدان از اوضاع به شدت انفجاري جامعه هست. طراحان طرحهاي سركوبگرانه سالهاست كه ميخوان استرس و وحشت رو بصورت  يك عادت جا بندازن ميخوان يه كاري بكنن كه هيچكس تو هيچ موقعيتي نتونه اونطور كه ميخواد زندگي كنه. قبول دارين كه در مقابل چنين طرحهاي سركوبگرانه اي نميشه نشست و دست روي دست گذاشت و منتظر بود تااين رژيم مدام طرحهاي مختلف تحقير و توهين براي جوونهاي اين آب و خاك بريزه؟  زمان برخاستن و اتحاد و همبستگي در برابر اين رژيم اصلي ترين طرح ما براي پس زدن سركوب هست مرحله  اول تا آخر اين طرح هدفي جز فرياد كردن آزادي آزادي حق مسلم ماست نداره و ما اين طرح رو به سرانجام خواهيم رسوند اين كار دستجمعي ماست

در نهايت چه كس درفش خود را بر قله مي افرازد

آنكس كه دست در جيب ميبرد و هر چه دارد در اين قماربر صحنه صحنه ميريزد

در آزمون سرخ برد تمام از آن كيست

آنكس كه دست در رگ خود ميبرد و هر چه سرخ دارد بيرون مي آورد

در آستان بهار عطر چه كس بر كاكل نسيم خواهد بود

آنكس كه سبز شود با خون سبز و صداي سبز با گامهاي سبز

 تا ارتش بزرگ بهاري بنا شود

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 16:6  توسط دبير  | 

با سلامهايي از جنس همبستگي و هم صدايي به دوستان

جديدا خبري داشتيم كه حدود 50 نفر از شركت كنندگان در آزمون فوق ليسانس نتونستند كارنامه خودشون رو ببينند. يعني اين دانشجوها نميتونن انتخاب رشته بكنند. با توجه به اينكه مهلت انتخاب رشته هم داره به پايان ميرسه عملا اين دانشجوها از ادامه تحصيل در مقطع فوق ليسانس منع شده اند. حاكمان مستبد با يك روش پيچيده تر و غير مستقيم و بدون اينكه نيروهاي سركوبگر خودشون رو وارد بكنند به خيال خودشون ميخوان بي دردسر پرونده دانشجويان مبارز رو ببنده. البته اين دانشجويان به سازمان سنجش مراجعه كردند و در اونجا به  آنها گفته شده كه شما رد صلاحيت شده ايد. خيلي واضحه كه براي اينكه بفهمند علت رفع صلاحيت چي بود ه بايد كلي تو بوروكراسي اين حكومت بالا و پايين بشن و زمان رو براي انتخاب رشته از دست خواهند داد و به اين ترتيب فاتحه همه چيز خونده هست.  بايد گفت شيوه سركوب آخوندها نسبت به سال گذشته كلي پيشرفت داشته چون سال گذشته دانشجويان ستاره دار در مرحله پاياني ورود به دانشگاه با مشكل مواجه شدن ولي امسال از همون ابتدا در مرحله دريافت كارنامه و انتخاب رشته با مشكل برخورد كردن.

حالا در مقابل هر كاري كه اين رژيم ميكنه يك ابتكاري هست كه ما ميتونيم انجام بديم. ابتكار يعني اين كه هر لحظه هم ميشه اون رو عملي كرد مبتكر اين ابتكار ما هستيم يعني من و شما و همه دانشجويان ستاره دار و بي ستاره  و همه كساني كه به ضرورت تغيير ايمان دارند و به اين نتيجه رسيدند كه جز دگرگوني بنيادي اين حكومت هيچ راه حلي براي جامعه امروز ما وجود نداره.  ابتكار ما و همه جوونها ي ايراني براي مقابله با چنين رژيمي برخاستن ايستادگي و فرياد كردن هست

الان رژيم داره تلاش ميكنه كه  با نگه داشتن جنبش دانشجويي در يك وضعيت كج دار و مريز مانع از اوجگيري اعتراضات و سمت و سو گرفتن خيزش ها بشه  اما درست در همين شرايط هستند فانوس بدستان و آينه داراني كه مسير رو باز ميكنند و راه رسيدن به خورشيد رو نشون ميدن

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 16:5  توسط دبير  | 


تو فضاي شهر تاريك وقت شورش ميشه نزديك
باز دوباره گر ميگيره رزم گاه پلي تكنيك !
همشون مثل ستاره اند
همشون ستاره دارن
 اين مدال سرخ فخره
كه رو سينشون ميذارن !
به قلم قسم كه اين سنگر بينش
 دل به پادگان وحشت نمي بازه
اين يه طرح گور زاده، كي ميتونه قفل و زندون واسه آگاهي بسازه؟
بگو دانشجو اگه حتي بميره
رنگ نحس ذلت نميپذيره
پشت او به رزم يك نسل دليره
آره اون همنام با اميركبيره
تو فضاي شهر تاريك وقت شورش ميشه نزديك
باز دوباره گر ميگيره رزم گاه پلي تكنيك !
همشون مثل ستاره اند
همشون ستاره دارن
 اين مدال سرخ فخره
كه رو سينشون ميذارن !

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 15:59  توسط دبير  | 

براي تو كه در پلي تكنيك

ايستاده اي

و براي ديگر دوستانم در دانشگاه علامه

بايد از پولاد آبديده باشي تا نشكني

بايد كوهي استوار باشي تا فرو نريزي

من اما گرچه نه از پولاد آبديده ام و نه كوه استوار

ولي گوهري دارم  كه استحكامي بيش از پولاد

و استواري بيش از كوه به من ميدهد

انسانم من، بافته از گوشت و خون و پوست

تنيده شده از رگ و احساس

شايد به خاطر همين است كه

 گاهي ميشكنم، فرو ميريزم، خسته ميشوم 

اما دوباره برميخيزم

اين است آن گوهر ناب بي همتا

توان پايداري

ليك ميدانم كه اين روزها

پيكر مهيب داس در دست زمخت كيست

و ساقه نحيف ياس كجاست

آنها كه در طول ساليان براي بقاي خويش از كشته ها پشته ها درست كردند

و كباب قناري را بر آتش سوسن و ياس برپا داشتند

تا سور ما را به سفره نشينند

امروز نيز از دست يازيدن به هيچ نيرنگي ابا نخواهند داشت    

گاه بايد ايستاد و حرف را زد

تقواي ما خاموشي نيست

تقواي ما سخن گفتن و نوشتن است

و از زندگي سرودن است

در امتداد آنها كه آسمان غمزده ميهن ما را

غرق ستاره ها كردند

كلمه و قطره  به هم مي آميزند

تا پي بند بلند اين ديوار بين ما و آزادي را سست كنند

كلمه و قطره  به هم مي آميزند

تا ترانه شوند، تا تو بشنوي هر جا كه هستي

پلي تكنيك، دانشگاه علامه، دانشگاه تهران،

شيراز، اصفهان، لرستان، مازندران، كرمانشاه

هر جا كه هستي حتي در دست ماموري سبزپوش اسيري يا...

هرجا كه هستي اين ترانه را بخوان

فرو ريز! درهم شكن! خسته شو!

اما دوباره برخيز

                                                                                                سعيد- كرمان
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 19:0  توسط دبير  | 

حتما يادتون هست كه تعدادي از دانشجويان پلي تكنيك رو تحت عنوان اهانت و هتك حرمت دستگير كردن، حالا به هدفشون نرسيدن  و خط شون تو گل رفته بعد اومدن كار جديد كردن. برگزاري يك نمايشگاه  به اسم فتنه اي كه برپا شد. اين نمايشگاه رو بسيجي هاي پلي تكنيك راه انداختن و هدفشون هم همون جوسازيهاي بوده كه شروع كردن. ميخوان هر طور شده اين كشتي به گل نشسته كودتاي فرهنگي رو به يك جايي برسونن ميخوان عليه دانشجويان معترض فضا سازي بكنند. روزنامه كيهان هم خيلي با آب و تاب يك انعكاس از اين نمايشگاه داده و در آخر هم گفته وزارت اطلاعات از اثبات مجرم بودن مديران مسئول نشريه دانشجويي خبر داده است. البته همه ميدونيم كه كيهان در اتاقهاي شكنجه و جاهايي كه اعتراف ميگيرن خبرنگار داره و براي همين اين مطلب رو نوشته اما اينكه معني اين ادعا چيه واز كجا آب ميخوره بايد خود دانشجوها مشخص كنن. البته دود و دم و بلوا راه انداختن يكي از شگردهاي مستبدين است و چيز جديدي هم نيست، اينطوري ميخوان فعالين سياسي رو از صحنه به در كنن. ميخوان يه انگي يه ماركي بهشون بچسبونن تا خودشون صحنه رو خالي كنن. در مقابل اين اقدامات دو راه كار وجود داره. تقريبا همون راه كارهايي هست  كه بچه هاي پلي تكنيك خودشون پيش گرفتن:

  اولي افشاگرييه، دست رو كردن ، نشون دادن اين كه اينها همه اش دود و دمه و همه اش از ضعف و زبوني هست

دومي هم ايستادگي، شكستن همين خط كه هدفش بدر كردن فعالين سياسي از صحنه هست. بايد ايستاد و صدا رو بلندتر كرد و مشتها رو گره كرد. بايد ايستاد و نگذاشت كه مرتجعين به هدفشون برسن . در يك كلام بچه هاي پلي تكنيك بايد ادامه داد و ادامه داد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 22:1  توسط دبير  | 

يكي از دوستان پرسيد اين دانشگاه علامه كجاست  اسم سابق اون چي بود؟ تو ميدوني؟

يه كم فكر كردم ولي ديدم من هم جواب دقيق سئوالات رو نميدونم  اما گفتم جواب اين سئوالاتي كه تو پرسيدي رو نميدونم ولي  خيلي چيزهاي ديگه از علامه ميدونم كه اين سئوالاتي كه تو ميكني نسبت به اون دانسته هاي من از علامه فرعي هست.

من ميدونم دانشگاه علامه همون دانشگاهي هست كه خلي سفت و سخت  در برابر موج كودتاي فرهنگي  و بستن درب دانشگاهها ايستادن و نيمذارن اين خط پيش بره، من ميدونم دانشگاه علامه همون دانشگاهي هست كه  دانشجويانش نسبت به دستگيري همكلاسي هاشون بي تفاوت نيستن و دست به اعتراض ميزنن. من ميدونم دانشگاه علامه همون دانشگاهي هست كه فتحي  سر كرده حراست دانشگاه وقتي كه بچه هاي دانشگاه داشتن براي انجمهاي خودشون راي گيري ميكردن ريخته و دانشجوها رو كتك زده. دانشگاه علامه همونجاي هست كه همين سركرده حراستش فتحي در نهايت رذالت وارد اماكن خاص دختران شد و براي اينكه از دانشجويات اعتراضي زهر چشم بگيره با آرنج به صورت يكي از دانشجويان دختر زد و اون رو مجروح كرد. باز هم ميدونم دانشگاه علامه همونجايي هست كه دانشجويانش وقتي اين موج سركوب رو از رئيس دانشگاه ديدن دست به اعتراض زدن و در حين درگيري با حراست گفتن تا زمانيكه اين مزدور از اين دانشگاه اخراج نشه كوتاه بيا نيستن كه نيستن. چيزهايي كه من از دانشگاه علامه ميدونم همش از اعتراض و خيزش و شورش و عصيان و آزاديخواهي هست. همين و بس. ديگه تو اين دوران بايد ملاك و معيار سئوالات رو هم عوض كرد مثلا بايد بپرسيم فلان دانشگاه اين هفته چند درگيري با انتظامات و حراست داشته؟ چند تا تحصن و اعتراض داشته؟ تو فلان دانشگاه درگيري هست يا نه؟ اينها سئوالاتي هست كه ميتونه معيار و ملاك تشخيص ما براي يك دانشگاه خوب در زمان برخاستن باشه . اينطوري ميتونيم دانشگاهها رو محك بزنيم و با همين معيارهاست كه دانشگاه سنگر آزادي و آزاديخواهي باقي ميمونه.

البته اونچه به دانشگاههاي ايران بر ميگرده آخر داستان رو ميشه از همين الان خوند بقول زنده ياد فروغ فرخزاد نهايت همه نيروها پيوستن است 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 22:0  توسط دبير  | 

با سلام به همه دوستان اميدوارم كه حالتون خوب باشه البته مطمئن هستم اونهايي كه در مسير فردا گام بر ميدارن حالشون خوبه خوبه

ما اهالي فردا هميشه به نيمه پر ليوان و به داشته ها نگاه ميكنيم. كاري به نداشته ها نداريم. سرمايه مون و اون چيزهايي كه داريم همونهاست كه به اتكا اونها راه به سوي فردا رو باز ميكنيم باور كنيد هيچ مبالغه اي در كار نيست خيلي هم جدي ميگم.  از داشته هاي همين امروزمون صحبت ميكنم، ما در ميهنمون ايران از يك طرف شاهد وحشيگري، سركوبگري و بگير و ببند و زدن و دستگير كردنها هستيم  از يك طرف ديگه هم شاهد صحنه اعتراضات، مشتهاي گره كرده و فريادهاي بلند در ايران هستيم. ما به قسمت پر ليوان كار داريم به اون مشتهاي گره كرده به همون اعتراضات به همون فريادهايي كه بلند هستند چون با همين هاست كه راه فردا باز ميشه اگر به اين منطق باور داشته باشين و حاضر باشين پاي هزينه همين باور بيايين و هر روز هزينه اش رو بپردازين اونوقت هيچوقت بد حال نميشين، ديگه از ديدن صحنه هاي سركوب، بگير و ببند مايوس نميشين سرخورده نميشين اتفاقا از اون ور هر چي بيشتر اين سركوبي ها و وحشيگيري ها رو مبينين چونكه به فرداي روشن باور دارين و حاضرين پاي هزينه و قيمتش بيايين اتقاقا هر روز همين مشتها، همين فريادها  همين اعتراضات استوارتر و محكم تر و  مداوم تر ميشه. در هر صورت اين منطق باور به فردايي روشن هست. به خاطر همين گفتم اونهايي كه در مسير فردا گام بر ميدارن هيچوقت حالشون بد نيست  هميشه حالشون خوشه  نظر شما چيه؟ شما هم با ما موافقين؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 21:59  توسط دبير  | 

نقابهاي سياه بر چهره ماموران شكنجه جوانان در خيابانهاي تهران صورت تك تك گزمه ها را ميپوشاند اما توحش قانونمدار استبداد ديني را در تحقير جوانان ايران بيشتر بر ملا ميكند. مجازاتهاي غير انساني و تحقير آميز حتي در خفاي زندانها، در اسناد جهانشمول حقوق بشر و كنوانسيونهاي بين المللي اكيدا ممنوع است اما اعمال اين جنايتها در ملا عام براي ارعاب مردم و مجروح كردن روح و جسم قربانيان به طور مادام العمر قانون اكيد نظام ولايت فقيه است. ما مردم ايران و بخصوص جوانان و زنان كه هم اكنون آماج اين سركوبهاي وحشيانه قرار گرفته ايم حرفي غير از آزادي حق مسلم ماست نداريم و از همه جوانان، دانشجويان، زنان، روشنفكران و آزاديخواهان ايران ميخواهيم  كه با مرزبندي در برابر اين اعمال وحشيانه حكومت ضد بشر با عزم جزم و با فريادهاي اعتراض به پا خيزند و بساط اين رژيم تحقير و شكنجه را در هم بپيچند.

انجمن ايران فردا- شيراز

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 21:58  توسط دبير  | 

مرا زمان ملاقات با آفتاب رسيد                مكان وعده ما شكاف ديوار است

 

با سلام به دوست ما اميد چه خبر؟

 

اميد: اين روزها هر چي خبر هست خوشه دوران خبرهاي بد تموم شده

 

الان شما كجا هستين

 

اميد: دانشكده علامه

 

چي شد كه يكدفعه آتيش علامه هم گر گرفت؟

 

اميد: گل آتيش هم مثل همه گلها بذر داره فقط كافيه بذرش تو هوا پخش بشه انوقت هر آتشكده اي گر ميگيره. نميشه كه موج سركوب راه بندازن كودتاي فرهنگي نقل محفل بسيجي ها باشه، اونوقت دانشجوي ايراني سرش رو بكنه تو كتابش و هيچ به روي خودش نياره. مگه ميشه؟ نه تا از بچه ها مون رو احضار كردن به كميته انضباطي اونوقت ما وايسيم و نگاهشون كنيم؟ مگه ميشه دور دانشگاه حصار بكشن و دانشجوي ايراني تو چارديواري كلاس خودش محبوس بمونه و هيچ دم برنياره؟ بچه هاي پلي تكينيك فرياد كردن، بچه هاي علامه به هوا خواهي شون بلند نشن؟ آدم ربايي رو از دانشگاه مازندران شروع كردن بعد كار به پلي تكنيك كشيد حالا هم سعيد ما رو دزديدن مگه ميشه ساكت بشينيم

 

اين گاز انبر ارتجاع با تمام توان نداشته اش به جون پيكر جنبش دانشجويي افتاده تا حس اعتراض رو ازش بگيره هيچ حواستون هست؟

 

همونه كه ميگي. امروزه تو هر دانشگاهي پا تو بگذاري فرقي نميكنه چه تو شيراز چه تو سبزوار، چه بابل باشه چه اصفهان باشه چه كرمان يا كرمانشاه باشه، هر جا پا تو بذاري همين وضع و حال و روزه. روزي نيست كه خبر تجاوز حراستي ها به حريم دانشجو و دانشگاه رو نشنويم. نگهبانها و حراستي ها هر كاري كه خواستن كردن  خوب دانشكده علامه هم عضوي از همين پيكر واحد هست نميشه اينها اين كارها رو بكنن و ما سكوت كنيم، ما هم صدا داريم ما هم اعتراض ميكنيم. بقول يكي از دختران دانشگاهمون كه ميگفت اين فريادها و خيزش ها و ايستادگي ما بخاط نشون دادن همبستگي مون با خيزش ساير دانشجويان و معلمان و كارگران ميهنمون هست

 

 

به فكر آخر و عاقبت كارهاتون هستين؟ توبيخ و اخراج و دستگيري و  ... همه اينها هست؟

 

اميد: شما كه ديگه نبايد از اين حرفها بزنين، تو همون تظاهرات آب پاكي رو روي دست همه طرف حسابها ريختيم همونجا بلند اعلام كرديم كه از تعليق و توبيخ و دستگيري هم باكي مون نيست

 

از شعارهاتون زياد شنيدم بچه ها گفتن سقف زدين

 

اميد: كدوم يكي رو ميگين؟ زنده باد آزادي؟

 

آره، دانشجو به پا خيز / رئيس پادگان استعفا  استعفا  هم خوب بود اما اونكه ميگفت تا خون در رگ ماست دانشگاه سنگر ماست  عالي بود

 

اميد: دانشجوي ستاره دار ستاره ات مدال افتخار. اين شريعتي هم از شعارهاي بچه ها جون سالم بدر نبرد هر بار كه صداي شعار شريعتي ننگت باد بلند ميشد دانشگاه از ابهت خشم و جسارت ميلرزيد

 

اما من ميگم زنده باد آزادي يه سقف ديگه اي هست. اهل پذيرش يه پيشنهاد هستي يا نه

 

اميد: با كمال ميل بفرماييد

 

دو تا شعار هست كه همه حرفها رو تو خودش داره يكي فرياد هر ايراني آزادي آزادي....

 

اميد: حتما اون يكي هم آزادي آزادي حق مسلم ماست درسته؟

 

مرگ بر ديكتاتور رو هم بهش اضافه كن بچه هاي پلي تكنيك براي فراگير كردن اين شعار خيلي قيمت دادن

 

اميد: خيالتون تخت باشه داريمش. خب اگه كاري ندارين من برم چون بنظر ميرسه كه دوباره داره يه خبرهايي ميشه.

 

نه، بيشتر از اين معطل ات نميكنم ولي شعر يار دبستاني رو  تقديم به تو و همه اونهايي كه خروش حنجره شون رو تقديم سكوت دانشگاه علامه كردن ميكنيم. زنده باشي

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 22:40  توسط دبير  | 

با سلام به بچه هاي وبلاگ فانوس فرياد

اومدم يه سري به وبلاگتون بزنم و بروم. از اسمش خوشم اومد دلم ميخواست چند تا خبر از دانشگامون براتون بنويسم ولي هر كاري كردم دستم به قلم نرفت. آخه امروز كه داشتم تو خيابون ميرفتم صحنه اي رو ديدم كه هنوز وقتي به يادش مي افتم تنم ميلرزه. فكر ميكنين چه صحنه اي بود، دستگيري يه جوون به اسم ارازل و اوباش. تصميم گرفتم براتون بنويسم ولي نه از دانشگاه بلكه از جونهاي ايراني كه اينطوري تحقير ميشن. تصميم با خودتون كه بخواين نوشته من رو كه ربطي به دانشجو نداره بزنين يا نه. درسته من دانشجو هستم ولي نا سلامتي جوون اين مملكت هم هستم يا نه؟!

 

ايران با مساحت 1648000 كيلومتر مربع هفدهمين كشور بزرگ جهان است. ايران با جمعيتي نزديك به 66688433 هجدهمين كشور پر جمعيت جهان است. ايران داراي بزرگترين ذخاير نفت و گاز طبيعي در جهان و چهارمين كشور صادر كننده نفت در جهان است. در ايران دو در صد از كل جمعيت با هزينه كم تر از يك دلار در روز زندگي ميكند. ايران بزرگترين زندان حقوق بشر است.

 سركوب

اميدوارم تونسته باشم با دنياي رياضي و اعداد به عمق فاجعه نزديكتون بكنم عمق فاجعه سرنوشت جوونها تو ايرانه. اگر خوب به مقدمه چيني من دقت كرده باشين متوجه ميشين كه اتفاقا جوون ترين كشور جهان بزرگترين زندون اونها هم هست.  فكر كنم با بازگويي اين حقيقت به من حق بدين كه اسم فاجعه رو روش بزارم. درد به مغز استخون رسيده. يه نگاهي به اين عكسها بندازين اسمش آلبوم درده اين عكسها تازه تازه است، توي تاريك ترين تاريكخونه سرزمين من ايران انجام شده، تاريكخونه سركوب. شايد كه عكسهاي وحشت آور و دردناك زياد ديده باشين. آره بايد قبول كنم كه جهان امروز ما زياد قشنگ نيست ولي بهتون قول ميدم كه لنگه اين عكس رو هيچ كجاي دنيا ديگه پيدا نميكنين، به خدا هيچ جاي دنيا پيدا نميشه.  خوب نگاه كنين، اين ديگه اعداد و ارقام نيست دنياي رياضي تمومه. اين دنياي واقعيت ايران سرزمين منه.  اين عكسها مستقيم باهاتون حرف ميزنن. اين صحنه، صحنه شكستن هست، در هم شكستن و خرد شدن، صداش رو ميشنويد؟ صداي خرد شدن هويته .

شما قضاوت كنين، شما بگين، تو اين صحنه ارازل كيا هستن و رزل كيه؟ اون جووني كه دارن ميزننش جلوي چشم هزار آشنا و غريبه و هويتش رو خرد ميكنن يا اون بزدل و ترسويي كه از ترسش نقاب زده كه كسي صورتش رو نشناسه؟  واي از اين بيداد، آخه كجاي دنيا تو قانون كدوم كشور چنين مجازات و تنبيهي اومده كه حتي توصيفش هم براي هر انسان شرافتمندي شرم داره ؟

خوب اين صحنه ها رو  بخاطر بسپارين به چشمها و نگاهها نگاه كنين. عمق فاجعه رو تو برقشون بخونين  احساس چندش ميكنين؟ نه؟ آروم و با حوصله به همه اين عكسها نگاه كنين خوب به عمق تاريكي كه 27 سال تمام روي ايران سايه انداخته نگاه كنين به جزيئات تك تك عكس نگاه كنين به اون جووني كه بين اين وحشيها دست به دست ميشه و از اين كوچه به اون كوچه فوتبال ميشه به اون عابرهايي كه ايستادن و تماشاگر اين صحنه هستن. حالا تلاش كنين براي يك ثانيه خودتون رو بگذارين جاي يكي از اونها. چه احساسي دارين؟ شما به من بگين!!

اين همون احساس جوون بودن تو بزرگترين زندان دنياست فهميدين چي ميخوام بگم؟ يا بايد بترسي و هر طور كه اونها برات ديكته كردن زندگي كني يا اينكه اگه بخواي خط خودت رو بري عاقبتش اينه.  اين همون پيام نامرئي هست  كه ميشه تو هر نقطه از اين صحنه ها ديدشون. تا كي بايد تازيانه سركوب رو تحمل كنيم؟ چرا مجبوريم به نوشتن مشق تحقير روي پوست جوونها عادت كنيم؟

 اين عكسها رو بهتون نشون دادم تا عمق فاجعه رو اندازه بزنين و ببينيين اختناق اينجا چه جوري كرده گذر. علت اينكه اين عكسها رو تو آلبوم درد جمع كردم بخاطر اين نبود كه بگم جوونهاي ايراني تو بزرگترين زندان جهان بدبختند و بي آينده. بخاطر اين بود كه آخر اين كلكسيونم اين صحنه ها و عكسها رو بهت نشون بدم

          

                                                                                                نيما-تهران

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 22:35  توسط دبير  | 

 

1 ـ هشت نفر از ماموران امنيتي لباس شخصي با ورود به دانشگاه لرستان اقدام به ضرب و شتم دانشجويان کردند.(ايلنا 10/2/86)

2 ـ بدستور دکتر رهايي رئيس دانشگاه امير کبير، انتظامات دانشگاه از ورود مجيد توکلي، علي عزيزي، رحمان ابراهيمي و آرمان صداقتي به دانشگاه جلوگيري کردند. دانشجويان با تحصن خواستار لغو حکم رئيس دانشگاه در رابطه با اين چهار دانشجو بودند، انتظامات دانشگاه براي متفرق کردن دانشجويان متحصن اقدام به ضرب وشتم آنها نمودند.(ايلنا 15/2/86)

3 ـ يک دانشجوي دختر دانشگاه رازي کرمانشاه توسط معاون حراست دانشگاه مورد تعرض قرار گرفت. رئيس حراست دانشگاه گفت: مسئولان از يکسال پيش از مشکلات اخلاقي معاون حراست مطلع بودند اما بدليل ارتباط وي با برخي نهادها نمي توانستند وي را اخراج کنند.(ايلنا 19/2/86)

4 ـ نيروهاي امنيتي و ماموران دادگاه انقلاب با حمله به منزل احسان منصوري دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير کبير، قصد دستگيري وي را داشتند.(وبلاگ امير کبير 27/2/86)

5 ـ مجيد اشرف نژاد دبير تشکيلات انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه رجايي گفت: نشريات دانشجويي "سفير" ،"ديپار"،"گزينه 11"و نشريه "شوراي صنفي" سال گذشته بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويي توقيف شدند. مسئولان دانشگاه از صدور مجوز براي نشريات دانشجويي جديد خودداري مي کنند.(ايلنا 28/2/86)

6 ـ دفتر تحکيم وحدت با صدور اطلاعيه اي اعلام کرد: در هفته گذشته 93 تن از فعالان دانشجويي به کميته انضباطي احضار و يا براي آنها احکام سنگين در کميته انضباطي صادر شد.شش نشريه دانشجويي توقيف گرديد. سه تشکل دانشجويي تعليق يا منحل شدند. در يک ماه گذشته 23 دانشجو توسط نهادهاي گوناگون بازداشت شده اند که شش تن از آنها هنوز در زندان بسر مي برند. همچنين با اشاره به تعرض معاون حراست دانشگاه رازي کرمانشاه به يک دختر دانشجو، اعلام شده مدتي قبل يکي از داشنجويان دختر دانشگاه علامه طباطبايي تهران مورد تعرض قرار گرفته است.(ايلنا 29/2/86)

7 ـ آرمان صداقتي و اسماعيل سليمانپور از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان امير کبير، بدستور رئيس دانشگاه توسط نيروهاي انتظامات بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.(ايلنا 29/2/86)

بازداشت دانشجويان :

8 ـ بابک زمانيان مسئول روابط عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير کبير به اتهام اقدام عليه امنيت ملي توسط ماموران امنيتي بازداشت و به بند 209 زندان اوين منتقل گرديد. همچنين از ورود احسان منصوري دبير انجمن اسلامي، هادي باقري دبير سابق کانون کتاب دانشگاه و علي عزيزي عضو سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان به دانشگاه جلوگيري بعمل آمد.(ايلنا 5/2/86)

9 ـ کمال برزي و ارسلان آزمنديان دانشجويان رشته عمران دانشگاه آزاد تبريز و از فعالين آذربايجاني در رابطه با پخش اعلاميه جهت دعوت مردم به تجمع مسالمت آميز در اعتراض به حديث جعلي چاپ شده پشت اسکناسهاي 5000 توماني توسط مامورين اداره اطلاعات مراغه بازداشت شدند.

(کميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان 9/2/86)

10 ـ احمد قصابان دانشجوي دانشگاه امير کبير و مدير مسئول نشريه دانشجويي"سحر" توسط ماموران امنيتي بازداشت شد.(ايسنا 14/2/86)

11 ـ مقداد خليل پور مدير مسئول نشريه دانشجويي"آتيه" هنگام خروج از خوابگاه دانشجويي دانشگاه امير کبير توسط ماموران امنيتي بازداشت شد.(ايلنا 17/2/86)

12 ـ پويان محموديان، مجيد توکلي و مجيد شيخ پور مديران مسئول نشريات دانشجويي"ريوار"،"خط صفر" و "سر خط" به دادگاه انقلاب احضار شدند، پس از بازجويي، اين 3 دانشجوي دانشگاه امير کبير بازداشت و به زندان منتقل گرديدند.(ايسنا 19/2/86)

13 ـ سعيد عزت بخش ، مازيار سمعيي و سعيد فيض الله زاده دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي توسط ماموران امنيتي بازداشت شدند. ( ايلنا 31/2/86 )

دانشجويان: احضار و بازجويي

14 ـ مدير مسئول نشريه دانشجويي "دخترانه" جهت بازجويي به کميته انضباطي دانشگاه يزد احضار شد.

(ايسنا 2/2/86)

15 ـ مرتضي اصلاحچي دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي تهران به کميته انضباطي دانشگاه احضار شد. نامبرده در حال سپري کردن دوران يک ترم تعليق از تحصيل مي باشد.(ادوار نيوز 3/2/86)

16 ـ احمد قصابان مدير مسئول نشريه دانشجويي"سحر" و سجاد ويس مرادي مدير مسئول نشريه دانشجويي"تنفس 84" جهت بازجويي به کميته انضباطي دانشگاه امير کبير احضار شدند.(ايلنا 4/2/86)

17 ـ ايزد جابري مدير مسئول و محسن پري زاد مقدم سر دبير نشريه دانشجويي "ايران نو" به دليل برگزاري مراسم روز جهاني زن به کميته انضباطي دانشگاه تفرش احضار شدند.(ادوار نيوز 5/2/86)

18 ـ نريمان مصطفوي، هادي کلاور، وحيد قادري، مازيار کريمي، مهدي سعيدي پور، احسان معزي، ناصر پويافر، موفق کاتب، آرمان صداقتي، رضا دلباسي، اسماعيل سلمان پور و مجيد شيخ پور از فعالين جنبش دانشجويي جهت بازجويي به کميته انضباطي دانشگاه امير کبير احضار شدند.(ايلنا 16/2/86)

19 ـ حامد توفيق، بهنام زالي، وحيد دهقان، منصور خسروي، فراز ذهتاب، آيدين خواجه اي، مسعود عهدي و صمد پاشايي از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي تبريز جهت بازجويي به کميته انضباطي دانشگاه احضار شدند.(ايسنا 19/2/86)

20 ـ مصطفي غفوري عضو سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان امير کبير گفت: بيش از 40 نفر از دانشجويان دانشگاه امير کبير به کميته انضباطي احضار شدند.(ايلنا 23/2/86)

21 ـ نويد نوري فر سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان اعلام کرد: 35 نفر از دانشجويان اين دانشگاه جهت بازجويي به کميته انضباطي احضار شدند.(ايسنا 26/2/86)

22 ـ يعقوب حسين زاده، داريوش حسين زاده، جمالدين ارجمند و داريوش ارجمند دانشجويان دانشگاه آزاد ياسوج به علت نقد عملکرد مجلس و دولت جهت بازجويي به کميته انضباطي دانشگاه احضار شدند.(ايلنا 30/2/86)

23 ـ ماندانا چترچي، عليرضا ارشادي فر، مجيد دري، امير حسين ايرجي، سعيد فيصل زاده، حميد حسيني اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي تهران جهت بازجويي به کميته انضباطي احضار شدند. همچنين مريم سادات سيد کريمي عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده علوم اجتماعي اين دانشگاه به حراست احضار شد. حراست دانشگاه از اداره آموزش دانشکده اقتصاد در خواست کرده که از حضور مهديه گلرو، مازيار سميعي و آيدين اخوان از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده اقتصاد اين دانشگاه بر سر کلاسهاي درس جلوگيري کند.(ايلنا 30/2/86)

 

دانشجويان: ممانعت از تحصيل

24 ـ بنام مريم سادات ، سميه کريمي ، عسل اخوان ، صادق شجاعي ، امير يعقوبعلي و فرهنگ اسلامي پنج فعال جنبش دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي از ورود به کلاسهاي درس منع شدند. ( ايلنا 31/2/86 )

 

دانشجويان: احکام صادر شده

25 ـ مصطفي صداقت جو عضو سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سبزوار به علت مصاحبه هايي در باره قتل يک دانشجو در سبزوار در کميته انضباطي به 3 ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم گرديد.(ايلنا 4/2/86)

 

26 ـ مهدي فدايي دبير انجمن اسلامي"صداي دانشجو" دانشگاه آزاد شهر ري به اتهام عدم رعايت شئونات دانشجويي و اخلال در نظم دانشگاه در کميته انضباطي به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات و درج در پرونده محکوم شد.(ادوار نيوز 16/2/86)

 

27 ـ علي صابري دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران به حکم کميته انضباطي يک ترم از تحصيل محروم شد.(ايلنا 23/2/86)

 

28 ـ محمد اسماعيل سلمان پور عضو شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير کبير به حکم کميته انضباطي به 3 ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد.(ايلنا 23/2/86)

 

29 ـ ابراهيم رحماني فعال دانشجويي دانشگاه امير کبير به حکم کميته انضباطي يک ترم از تحصيل محروم شد و از تاريخ 15 ارديبهشت حق ورود به دانشگاه را ندارد.(ايسنا 24/2/86)

 

30 ـ پور يوسفي فعال دانشجويي دانشگاه امير کبير در کميته انضباطي به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات و تعليق از استفاده امکانات رفاهي دانشگاه محکوم شد.(ايسنا 24/2/86)

 

31 ـ صديقه بيگدلي عضو شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير کبير در کميته انضباطي به محروميت از تسهيلات رفاهي دانشگاه تا پايان تحصيلات محکوم شد.(امير کبير 24/2/86)

 

32 ـ سيد مجتبي تقوي نژاد دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه ياسوج و نيما رضايي دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه ياسوج با شکايت رئيس دانشگاه در کميته انضباطي به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات به صورت تعليقي محکوم شدند.(ايلنا 25/2/86)

 

33 ـ عباس حکيم زاده و سجاد ويس مرادي دانشجويان دانشگاه امير کبير در کميته انضباطي به دو ترم تعليق از تحصيل و محروميت از امکانات رفاهي و خوابگاهي محکوم شدند. همچنين بهزاد حيدري يکي ديگر از دانشجويان اين دانشگاه در کميته انضباطي به يک ترم تعليق از تحصيل محکوم گرديد.(ايسنا 25/2/86)

 

34 ـ آرمان صداقتي عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير کبير به حکم کميته انضباطي دانشگاه به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات و محروميت از همه امکانات رفاهي تا پايان تحصيل محکوم شد.(ايلنا 26/2/86)

 

35 ـ محمد يوسف رشيدي، پدرام رفعتي و احسان معزي دانشجويان دانشگاه امير کبير، بدستور کميته انضباطي حق ورود به دانشگاه را ندارند.(ايسنا 28/2/86)

 

36 ـ حجت عربي دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده مهندسي نفت آبادان گفت: يک دانشجوي اين دانشکده در کميته انضباطي به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد.(ايسنا 30/2/86)

 

37 ـ پيمان نعمتي دانشجوي دانشگاه آزاد سنندج که در جريان مراسم روز جهاني زن بازداشت و پس از چند روز با قرار وثيقه از زندان آزاد شده بود ، در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به 6 ماه حبس تعليقي محکوم شد. ( وبلاگ موکريان 31/2/86 )

 

توقيف نشريات دانشجويي :

38 ـ نشريه دانشجويي "سرچشمه" به مدير مسئولي هادي سالاري بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويي دانشگاه رجايي توقيف گرديد.(ايلنا 2/2/86)

 

39 ـ نشريات دانشجويي "سحر" و "باران" بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويي دانشگاه امير کبير توقيف موقت شدند.(ايلنا 4/2/86)

 

40 ـ بدستور معاونت امور فرهنگي دانشگاه تهران نشريه دانشجويي"يئني باخيش" به علت چاپ مطالبي انتقادي درباره حديث جعلي منتسب به پيامبر اسلام که بر روي اسکناسهاي 5000 توماني چاپ شده، (دانش اگر در ثريا هم باشد، مرداني از سرزمين پارس، بدان دست خواهند يافت) توقيف گرديد.

(کميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان 9/2/86)

 

41 ـ بدستور اداره کل فرهنگي دانشگاه امير کبير انتشار نشريات دانشجويي در اين دانشگاه را تا اطلاع ثانوي ممنوع اعلام کرد.(ايلنا 15/2/86)

 

42 ـ نشريه دانشجويي"بن بست" به مدير مسئولي علي کاظمي زاده بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويي دانشگاه تهران براي مدت 3 ماه توقيف گرديد.(ايلنا 17/2/86)

 

43 ـ امتياز نشريه دانشجويي"نداي آزادي" به مدير مسئولي سياوش حاتم بدستور شوراي فرهنگي دانشگاه بوعلي سيناي همدان تعليق شد. پيش از اين نيز نشريه"موج سوم" به مدير مسئولي حميد بهنيا و نشريه "براي وقتي ديگر" به مدير مسئولي صمد عزيزي از سوي شوراي فرهنگي دانشگاه تعليق شده بودند.(ايلنا 26/2/86)

 

44 ـ مجوز نشريه دانشجويي"آفتابکاران" به سردبيري کيوان اميري به اتهام دعوت به اغتشاش و توهين به مقدسات بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف لغو گرديد.(ايلنا 26/2/86)

 

45 ـ مجوز امتياز نشريه دانشجويي"چکاوک" به مدير مسئولي عاطفه گندم آبادي به اتهام توهين به بسيج و معرفي گروه زنان انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان با شکايت بسيج دانشجويي بدستور کميته ناظر بر نشريات دانشجويي دانشگاه زنجان لغو گرديد.(ايلنا 26/2/86)

 

جلوگيري از فعاليت تشکلهاي دانشجويي :

46 ـ بدستور وزارت اطلاعات مامورين اداره حراست دانشگاه تهران مانع سخنراني دکتر ابراهيم يزدي دبير کل نهضت آزادي ايران در همايش "بررسي پرونده هسته اي ايران" در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران شدند.(ميزان نيوز 18/2/86)

 

47 ـ بدستور هيئت نظارت بر فعاليت انجمن هاي اسلامي دانشگاه علوم پزشکي تبريز مجوز سخنراني محسن آرمين و صادق زيبا کلام در اين دانشگاه لغو شد.(ايسنا 19/2/86)

 

48 ـ بدستور هيئت نظارت بر فعاليت تشکلهاي دانشجويي دانشگاه چمران اهواز سخنراني دکتر ناصر زرافشان در سمينار جهاني شدن فرهنگ لغو گرديد.(اعتماد 24/2/86)

 

49 ـ بدستور هيات نظارت بر تشکلهاي دانشجويي دانشگاه شهر کرد، فعاليت انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه تا اطلاع ثانوي ممنوع اعلام گرديد.(ايسنا 24/2/86)

 

50 ـ مجوز فعاليت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي تهران بدستور هيات نظارت بر فعاليت تشکلهاي دانشجويي لغو گرديد.(ايلنا 26/2/86)

 

51 ـ مراسم دومين سالگرد تاسيس اتحاديه دمکراتيک دانشجويان کرد، در هتل شادي سنندج بدستور نيروهاي امنيتي لغو شدند.(ايلنا 29/2/86)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 22:17  توسط دبير  | 

رحيم حسيني, دانشجوي ترم آخر مقطع كارشناسي علوم تربيتي دانشگاه يزد گفت: كميته انضباطي دانشگاه هفته گذشته به صورت قطعي حكم تعليق تحصيلي بنده را به علت حضور در تجمع صنفي دانشجويان در رابطه با مسمويت غذايي دانشجويان صادر كرد.
وي تصريح كرد: اين در حالي است كه دو هفته بيشتر به امتحانات خردادماه باقي نمانده و فرصتي براي اعتراض به وزارت علوم باقي نمانده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:9  توسط دبير  | 

تهران خبرگزاري كار ايران وكيل مدافع پيمان عارف، دانشجوي اخراجي كارشناسي ارشد دانشگاه تهران از تقاضاي خود براي انفصال عميد زنجاني، رييس دانشگاه تهران به‌علت عدم تمكين رأي ديوان عدالت اداري مبني بر بازگشت موكلش به‌دانشگاه خبر داد. محمدعلي دادخواه، در گفت ‏وگو با خبرنگار ايلنا، با اعلام اين مطلب، گفت: طبق قانون، دستورات ديوان عدالت اداري براي همه مقامات لازم ‏الاجراست و هيچ مقامي حق ندارد از اجراي آن تمكين كند. متأسفانه رييس دانشگاه تهران علي ‏رغم دستور صريح ديوان عدالت اداري مبني بر ادامه تحصيل موكلم در دانشگاه تهران، از اجراي اين دستور خودداري كرده است، بنابراين ما در لايحه ‏اي به‌اين ديوان، انفصال عميد زنجاني، رييس اين دانشگاه را خواستار شديم
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:8  توسط دبير  | 

همدان خبرگزاري كار ايران دانشجويان دانشگاه بوعلي سيناي همدان امروز در ادامه اعتراض ‏هاي صنفي دو روز گذشته خود، با تجمع در اين دانشگاه به‌وضعيت نامناسب خوابگاه ها و كاهش يك سال از مدت زمان استفاده از خوابگاه اعتراض كردند. پوريا شريفيان، عضو شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا در گفت ‏وگو با خبرنگار ايلنا، گفت: مسئولان دانشگاه موقع ثبت ‏نام دختران ورودي سال 83 و 84 به‌آنها قول چهار سال خوابگاه و به‌پسران قول سه سال خوابگاه داده بودند كه امسال اعلام كردند دختران تا سه سال و پسران دو سال حق استفاده از خوابگاه را دارند. شريفيان افزود: در اين ميان دختران دانشجو داراي شرايط خاصي هستند و اكثر آنها خودشان را براي تحصيل در دوره كارشناسي ارشد آماده مي ‏كنند كه با اين تصميم مسئولان، در به‌در مي ‏شوند. وي با بيان اينكه ما خواهان حق استفاده از خوابگاه به‌مدت چهار سال براي دختران و سه سال براي پسران هستيم، تصريح كرد: مسئولان دانشگاه با معضل به‌اين بزرگي بسيار بي ‏تفاوت برخورد كردند و رييس دانشگاه به‌ما اعلام كرد كه اين مساله به‌وزارت علوم مربوط است. با اصرار ما ايشان قول دادند شنبه ساعت 2 درباره پيگيري ‏هاي خودشان با ما صحبت كنند كه وفاي به‌عهد نكردند و بعد به‌ما گفتند كه ميهمان دارند و نمي ‏توانند با ما صحبت كنند. شريفيان افزود: وقتي پيش معاون رييس دانشگاه بوعلي سيناي همدان رفتيم، ايشان هم جواب روشني به‌ما ندادند و در نهايت به‌ما گفتند آب ما با شما شوراي صنفي جديد توي يك جوي نمي ‏رود و هر كاري كه مي ‏خواهيد انجام دهيد. عضو شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه بوعلي ‏سيناي همدان گفت: امروز صبح به‌همراه تعدادي از اعضاي شورا صنفي به‌جلسه هيات رئيسه دانشگاه رفتيم و مطالبات خود را مطرح كرديم كه باز هم نتيجه نداد. شريفيان تصريح كرد: يكي از اعضاي هيات رئيسه دانشگاه به‌ما گفت «چرا اين مسائل حالا يادتان آمده است، اين قضيه به‌طور حتم سياسي است». اين چه برخورد توهين ‏آميزي است كه مسئولان با دانشجويان دارند. ظرف سه روز تحصن ما حتي يكي از مسئولان در جمع دانشجويان حاضر نشده ‏اند تا به‌حرف ‏هاي آنان گوش دهند و حالا مي ‏گويند اين تحصن سياسي است. وي در پايان گفت: اين تحصن ادامه دارد تا مسئولان دانشگاه و وزارت علوم به‌خواسته هاي دانشجويان گوش داده و آنها را اجابت كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:7  توسط دبير  | 

خبرنامه امير كبير :
بابك زمانيان، از فعالآن دانشجويي دانشگاه اميركبير با توديع قرار وثيقه 50 ميليون توماني آزاد شد. علي عزيزي، عضو انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه امير كبير با اعلام اين خبر گفت: اتهام زمانيان «اقدام عليه امنيت ملي» بوده است كه ايشان اين اتهام را نپذيرفته است. وي تمام 38 روزي را كه در بازداشت بود، در سلول انفرادي به‌سر برده است. وي افزود: امروز ساعت 30/11 در اعتراض به‌سلب امنيت دانشجويان، تجمعي در اين دانشگاه برگزار مي ‏شود. دانشجويان خواستار آزادي كليه فعالآن دانشجويي به‌‏ويژه فعالآن دانشگاه اميركبير و لغو احكام كميته انضباطي و بركناري رييس انتصابي دانشگاه اميركبير هستند. بابک زمانيان در تجمع جمعي از مالباختگان مقابل مجتمع قضايي مبارزه با مفاسد اقتصادي که در مجاورت خوابگاه وي قرار دارد به‌اشتباه بازداشت شد. پس از بازداشت وي و استعلام از دانشگاه، به‌گفته قاضي حداد، مديريت دانشگاه اميرکبير با ارسال پرونده اي قطور براي وي از مسئولين امنيتي درخواست کرد که اين دانشجو را در بازداشت نگه دارند. به‌همين علت عليرغم اين که کليه افرادي که در آن تجمع دستگير شده بودند آزاد شدند، بابک زمانيان به‌بند امنيتي 209 اوين منتقل شد. در طول مدت بازداشت بابک زمانيان، بسيجيان دانشگاه اميرکبير اتهامات اخلاقي فراواني را عليه اين دانشجو در نشريات و سايت خبري خود منتشر کردند. همچنين پس از انتشار نشريات جعلي در دانشگاه، روزنامه کيهان و مسئولين بسيج دانشگاه اميرکبير سخن از اعترافات بابک زمانيان در زمان بازداشت در اين خصوص سخن گفتند. آن ها مدعي شده بودند که بابک زمانيان به‌دست داشتن اعضاي انجمن در انتشار اين نشريات اعتراف کرده و از نقشه انجمن اسلامي جهت انجام يک «عمليات انتحاري» پرده برداشته است. پس از آزادي بابک زمانيان مشخص شد کليه ادعاهاي بسيج و سايت ها و روزنامه هاي وابسته به‌اقتدارگرايان در اين خصوص کذب محض بوده است. گفتني است بابک زمانيان هم اکنون نزد خانواده خود به‌سر مي برد. اخبار تکميلي در اين خصوص متعاقبا ارسال خواهد شد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:6  توسط دبير  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:2  توسط دبير  | 

روزدوشنبه 86.3.7 پلي تكنيك تهران دوباره شلوغ شد. ابتدا دانشكده رياضي در اعتراض به دستگيرّي جنايتكارانه ووحشيانه احسان منصوري و دانشجوي دانشکده شيمي به نصب تراكت هايي در حمايت از پلي تكنيك دربند, به درو ديوار ميزدند که درلحظه توسط انتظامات دانشگاه پاره و کنده ميشد اين روز مصادف بود با انتخابات انجمن بسيجي که با رکود و بايكوت محض ادامه داشت اين روكود بود. دانشجويان در اعتراض به زنداني شدن دوستان خود اعلام کردند که ما از حضور در جلسات امتحان امتناع ميورزيم تا آزادي همه دوستانمان.
آنها با سر دادن شعار دانشجو ميميرد ذلت نميپذيرد ، دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد بسيجي برو گمشو انجمن بسيجي تعطيل بايد گردد. خواستار آزادي و لغو ممنوع الورود شدن دانشجويان شدند. در طول دانشگاه سرود يار دبستاني خوانده شد . برخي دانشجويان فعال در زندان يا ممنوع الورود بودنددر نهايت بچه ها به محل برگزاري انتخابات بسيجي ها ي دانشجو حمله کردند, ولي چون عده انتظاماتي ها وبسيجي ها خيلي زياد بود نتوانستند به آنجا رخنه كنند و در ادامه نيز دانشجويان با بسيجيان درگيري شدند .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 15:58  توسط دبير  | 

سراب عدالت و خواب کودتاي فرهنگي دوم

پس از اعتصاب ها و اعتراض هاي جانانه‌‌‌‌‌‌‌ معلمان سراسرِ كشور سردمداران نظام ولائي به‌صدا درآمدند و هر يك با زباني از «منزلت و كرامت» معلم سخن گفتند، گفتند كه معلم كاري پيامبرگونه مي كند و همه موظفند به‌آنان احترام بگذارند و سپاسگوي آنها باشند اما كسي نگفت با منزلت و كرامت هيچ شكمي سير نمي شود و يكي از هزاران مشكل معلمان حل نمي گردد. مگر شما نبوديد كه در روزهايي كه هنوز مزه‌‌‌‌‌‌‌ ثروتهاي كلان را نچشيده و به‌قدرت مطلق نرسيده بوديد فرياد مي زديد «من لامعاشَ له لا معادَ له» كسي كه معاش ندارد معاد ندارد، پس امروز اين همه وعده‌‌‌‌‌‌‌ دروغ و فريب و نيرنگ براي چيست؟ و چرا همه‌‌‌‌‌‌‌ وعده هايي را كه پيش از رسيدنِ به‌قدرت داده بوديد فراموش كرديد و تا آنجا رفتيد كه با زندان و باطوم و شكنجه كرامت معلم را پاس!! داشتيد. من به‌عنوان يك معلم سالخورده‌‌‌‌‌‌‌ دانشگاه وظيفه‌‌‌‌‌‌‌ خود ميدانم مشتتان را باز كنم و بگويم شما در دروغگويي و لاف زني سرآمد دروغگويانِ بزرگ تاريخ هستيد و اين دو بيت را تقديمتان نمايم.

اي شمايان مدعي بر مهر و داد اي به‌ظاهر «احمد» و باطن «قباد»
اي شما قدرت به‌دستانِ زمان وايتان و وايتان و وايتان

درونِ ساختمان امور بازنشستگان دانشگاه تهران در جستجوي فيش حقوقِ ارديبهشت ماه 1386 بودم و خواه و ناخواه به‌حقوقِ ساير همكاران اعم از استاد و كارمند نظر افكندم. اكثريت قريب باتفاقِ دريافتي همكارانِ بازنشسته زير خط فقرِ اعلام شده از سوي حاكميت بود (400 هزار تومان). پس از ترك ساختمانِ امور بازنشستگان به‌خيابانِ 16 آذر همانجا كه هر گوشه‌‌‌‌‌‌‌ آن خاطره اي را در ذهنم تداعي مي كند وارد شدم. چند بار نظري به‌فيش حقوقم انداختم (2363482 ريال حقوق و با عائله مندي جمعاً 2861146 ريال پس از كسر بيمه 2785639 ريال) احساس كردم با حقوق ماهيانه دويست و هفتاد و هشت هزار تومان مانند بسياري از همكارانم و ديگر معلمان و كارگران و. چقدر فقيرم و در كشوري با اين ثروتهاي عظيم چند ميليون خانواده مانند خانواده‌‌‌‌‌‌‌ من زير خط فقر زندگي مي كنند، خسته و نگران، انتهاي خيابان 16 آذر روبه روي درب ورودي دبيرخانه دانشگاه، كنار پياده رو به‌نرده هاي دانشگاهي كه از سوي مردم سنگر آزادي نام گرفت تكيه دادم تا بغضِ در گلومانده را فرو دهم، ناگهان در كنار درب وروديِ دبيرخانه پارچه اي را ديدم كه روي آن با امضاء روابط عمومي دانشگاهِ تهران نوشته بود‌: انتخاب حضرت آيت الله عميد زنجاني رياست محترم دانشگاه تهران را به‌عنوان استاد ممتاز دانشگاه تبريك مي گوييم.
اشك پرده اي شد پيشِ چشمانم و فيلمهايي را روي پرده ديدم از سه دهه قبل تا امروز، ديدم هفته همبستگي بين استاد و دانشجو (7 تا 13 آبان 57) را كه در پايان با حمله‌‌‌‌‌‌‌ نيروهاي انتظامي شاه از همين محل به‌دانش آموزاني كه عازم دانشگاه بودند جمعي از دانشجويان و دانش آموزان را كشتند و مجروح كردند.
ديدم وقتي در همين محل مانع ورود استادان به‌باشگاه دانشگاه شدند و حادثه‌‌‌‌‌‌‌ توهين به‌چند استاد پيش آمد از فرداي آن روز تحصن 25 روزه استادان در دبيرخانه دانشگاه، طبقه‌‌‌‌‌‌‌ پنجم كه امروز شيخ عميد زنجاني در دفتر رياست آن نشسته است آغاز شد (29 آذر تا 23 ديماه 57)
ديدم وقتي يك هفته پس از تغيير نظام، شوراي مديريت دانشگاهِ تهران اعلام بازگشايي دانشگاه را نمود استادان و دانشجويان با چه شور و شوقي به‌كلاسها رفتند و دانشگاه تبديل به‌مركز كسب دانش و رويش گل هاي اميد براي آزادي ايران شد تا آنجا كه نام سنگر آزادي برخود گرفت و خاك آن سجده‌گاه نمازگزاران جمعه به‌امامت آيت الله طالقاني شد.
ديدم و شنيدم، گفتگوي انحصارطلبان در شوراي انقلاب و دولت موقت پس از تشكيل شوراهاي هماهنگي در دانشگاه را كه مي گفتند دانشگاهها ساز ديگري مي زنند و حاضر به‌اطاعت كوركورانه از اوامر قدرت به‌دستانِ انحصارطلب نيستند پس بايد با اين پديده مبارزه كرد و از همان هنگام زمزمه انقلاب فرهنگي و در حقيقت كودتاي فرهنگي براي بستن دانشگاه ها به‌بهانه اسلامي كردن آغاز شد.
ديدم و شنيدم هجوم مزدبگيران حكومت را به‌دانشگاه در همين محل و فريادها را كه «استاد وابسته اخراج بايد گردد» و «اراذل و اوباش در لباسِ دانشجويي از دانشگاه اخراج بايد گردند» و «دانشگاه اسلامي تأسيس بايد گردد» و در اين ميان صداي «زهرا خانم»ها را كه نداسته آلت دستِ كساني شده بودند كه وجود دانشگاه غيروابسته خاري در چشمان آنها بود.
با پشت دستها پرده‌‌‌‌‌‌‌ اشك را از جلوي چشمانم پاك كردم و چند لحظه به‌ساختمان دبيرخانه دانشگاه و خيابان 16 آذر نظر افكندم و نگاهي به‌فيش حقوقم كه هنوز در دستم بود. پس از گذشت 30 سال از آن وقايع اشك دگربار پرده اي شد پيش چشمانم، امّا پرده اي ديگر؛
به ياد آوردم پس از بستن دانشگاهها به‌روي استاد و دانشجو عده اي از دانشجويان و استادان وابسته به‌نظام كه آبشخوار فكريشان افرادي نظير آيت (دبير سياسي حزب جمهوري اسلامي) بودند با نام انجمن هاي اسلامي (تحكيم وحدت) به‌جان دانشگاهها و دانشگاهيان افتادند و هر كه را خواستند از دانشگاهها «حذف» و به‌جاي آنها عوامِل خود را «جذب» كردند و بيش از ده سال سنگر آزادي را به‌سنگري براي سركوبي و دفاع از نظام ولائي تبديل نمودند امّا چه غافل كه خاكستر جانها و انديشه هايي كه دشمنان آزادي با سوزاندن ده ها هزار دانشجو و استاد به‌وجود آوردند خاكستر ققنوس آزادي و عدالت شد تا روزي ققنوسي ديگر از اين خاكستر برخيزد و هستي آنها را به‌باد دهد و چنين شد.
به ياد آوردم وقتي اولين نسيم بيداري وزيد و كم كم خاكستر به‌كناري رفت چگونه آتش نهفته شعله كشيد و در يك شب گرم تابستاني (18 تير 1378) مي رفت تا دودمان ظالمان را بسوزاند امّا رژيم با دستپاچگي و به‌ميدان آوردنِ تمام نيروهاي علني و مخفي خود اعم از لباس شخصي ها نيروهاي انتظامي و امنيتي و گروه هاي معتقد به‌نظام اعم از اصلاح طلبان درون و برون حكومت و ديگر نيروهاي ملتزم به‌قانون اساسي، همانهايي كه مي پندارند از شكم قانون اساسي و نظام ولائي مي توان آزادي و عدالت بيرون كشيد، با سركوب و كشتار و در كنار آن نصيحت، توانست آتش را موقتاً خاموش كند. اما ديديم و شاهد بوديم آتش طغيان دانشجويان به‌ديگر اقشار جامعه از‌جمله معلمان و كارگران و زنان گسترش يافت. دانشجويان با مأيوس شدن از حكومت و اصلاحاتي ها و ديگر مدعيان دگرانديشي بي توجه به‌آنها تا آنجا پيش رفتند كه عكسهاي احمدي نژاد را در حضور او به‌آتش كشيدند تا نشان دهند آتش خشم دانشجو چقدر شعله ور و سوزاننده است.
اينجاست كه زمزمه كودتاي فرهنگي دوم وارد مرحله ديگري شد. و نظام تصميم قطعي به‌انجام اين كار گرفت، اگر بيست و هشت سالِ قبل در اوايل ارديبهشت ماه (ارديبهشت 59) جمعي از عوامل نظام با نام حزب الهي به‌همين محل كه من فيلم گذشته را مي بينم حمله كردند، اين روزها اين عوامل با نام دانشجويان بسيجي به‌دانشگاه پلي تكنيك يورش مي برند و شعار انقلاب فرهنگي دوم سر مي دهند. غافل كه تفاوت امروز با آن روز تفاوت از زمين تا آسمان است، اگر دانشجويان و استادانِ آن روز را به‌بهانه هاي گونه گون از‌جمله اسلامي كردن دانشگاهها توانستيد به‌خيال خود سركوب كنيد امروز با دانشجويان و استاداني طرف هستيد كه از فيلترهاي متعدد نظام ولائي عبور كرده اند و به‌دانشگاه راه يافته اند، اينها اگر به‌گفته‌ی شما اراذل و اوباشند، در دامانِ خودتان تربيت شده اند. صحنه آنقدر دردناك است كه بار ديگر مجبور مي شوم پرده اي از اشك را كه پيش چشمانم نشسته پاك كنم. بغض گلويم را مي فشارد. من به‌عنوان يك استاد سالخورده و بازنشسته ولي در حقيقت اخراجي از دانشگاه، بايد شاهدِ چه صحنه هايي باشم. اگر 28 سال قبل استادان و دانشجويان را با مارك عواملِ بيگانه به‌زندان و شكنجه‌گاه و ميدانِ اعدام فرستادند و خانه نشين و فراري به‌اقصي نقاط جهان نمودند امروز با چه انگيزه اي عده اي بسيجي خود پرورش داده را به‌دانشگاه اميركبير مي فرستند تا مقدمه اي باشد بر كودتاي فرهنگي دوم؟ با چه انگيزه اي با لوگوي جعلي به‌مقدسات توهين مي كنند حتي از كاريكاتورسازي براي رهبرشان هم دريغ نمي كنند تا دانشجو را متهم كنند و در خيال خود زمينه سازي براي كودتاي فرهنگي دوم نمايند. مطمئن باشيد با اين حركات زشت و ديوانه وار نمي توانيد صداي انتقاد دانشجويان را خاموش و اين سنگرهاي آزادي را تخريب كنيد. راستي در ذهنِ شما چه مي گذرد و انگيزه تان از اين كارهاي مسخره چيست؟ مي خواهيد آزموده را بار ديگر بيازماييد؟ كمي فكر كنيد نتيجه بستن دانشگاهها، كشتار وحشيانه دهه شصت و نسل كشي سال 67 در زندانها كه عمده قربانيان آن دانشگاهيان بودند، قتل هاي زنجيره اي، ترور دگرانديشان، حمله‌‌‌‌‌‌‌ سال 78 به‌دانشگاهها و كشتار و زنداني كردن دانشجويان چه مشكلي از مشكلاتِ عديده‌‌‌‌‌‌‌ «نظام ولائي» را حل كرد كه امروز مي خواهيد با تغيير صحنه بار ديگر آن نمايش ها را تكرار كنيد؟
اي شما صاحبان قدرت، نگاهي به‌تاريخ بياندازيد و از سرنوشتِ فرعونها، نمرودها، استالين ها، هيتلرها، صدامها عبرت بگيريد ــ اگرچه نخواهيد گرفت، ــ مطمئن باشيد اين فرمانِ تاريخ و قانونمندي حاكم بر اين جهان است كه «الملك يبقي مع الكفر ولايبقي مع الظلم» (جهان با كفر باقي مي ماند اما با ظلم نه)، مرگ ظلم و ظالم دير و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. و حتماً فراخواهد رسيد. من دگربار فرياد مي كنم اگر نه يك بار ده بار هم كودتاي فرهنگي با نام انقلاب فرهنگي بكنيد باز دانشگاهها «سنگر آزادي» باقي خواهند ماند.
از پشت نرده ها به‌دانشگاه و ساختمان دبيرخانه‌‌‌‌‌‌‌ دانشگاه تهران نظر افكندم خسته بودم. امّا چاره اي نبود بايد با تني دردآلود از خيابان 16 آذر به‌ميدان انقلاب مي رفتم.».

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 22:24  توسط دبير  | 

دانشجويان دانشگاه آزاد گرگان هفته پيش يك تجمع اعتراضي برگزار كردند تا همصدا با دانشجويان سراسر ايران نسبت به موج سركوبيهاي اخير توسط مستبدين حاكم و پوشش اجباري در دانشگاهها اعتراض كنند. بچه هاي دانشگاه آزاد گرگان در كنار برگزاري اين تجمع به جمع آوري امضا عليه طرح سركوبگرانه پوشش پرداختند تا به اين ترتيب صحنه اعتراض و ايستادگي رو در برابر اين موج سركوبي تقويت كنند.

دانشجويان دانشگاه آزاد گرگان در انتهاي اين تجمع اعتراضي يك بيانيه هم امضا كردند كه در بخشي از آن اينطور آمده است:

ما به اجراي طرح الگوي پوشش كه گامي  ديگر در راه نقض آشكار آزادي فردي و حقوق ابتدايي انسانهاست اعتراض ميكنيم. تجربه ثابت كرده است نوع نگاه مبتني بر تفكيك جنسيتي نه تنها هرگز منجر به ارتقا فرهنگي نشده بلكه خود همواره به جنسيت مداري در روابط انساني دامن زده است و بستري را براي نقض آزاديهاي فردي و حقوق بديهي افراد فراهم كرده است.

با اميد به تداوم اعتراضات دانشجويان دانشگاه گرگان

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 22:22  توسط دبير  | 

با درود به همه اهالي آتشكده پلي تكنيك سلام ما به بچه هاي دلير پلي تكنيك كه در واقع سلام به همه بچه هاي بپاخاسته ايراني هست چون اونچه دانشجويان پلي تكنيك بخاطر آن ايستاده اند و مقاومت ميكننند همان خواسته و آرزوي جوانهاي ايراني هست يعني آزادي و دمكراسي

مزدوران در حراست دانشگاه پلي تكنيك خيال ميكنند كه با هر چه محدودتر كردن فضاي دانشگاه ميتونن خط انحصار طلبي و ارتجاع رو در دانشگاه پيش ببرند اما ديديم كه بچه هاي پلي تكنيك ايستادند و قيمت ايستادگي شان را با تمام توان پرداختند ديديم النهايه اونچه در سراسر دنيا طنين انداز شد خبر مقاومت دانشجويان بود نه سركوبي و اعمال فشار حراست. وقتي دانشجويان شعار ميدادند و خطاب به مزدوران ميگفتند كه مشت زنگ زده سركوب رو از دانشگاه ببر پيامشون پيروزي بود نه شكست. اين شعار، شعاري هست كه به تنهايي از ادامه دار بودن خيزشهاي دانشجويي حكايت ميكنه. يكبار ديگه به خالقان صحنه هاي ايستادگي در صحن دانشگاه پلي تكنيك خسته نباشيد ميگوييم و براي ادامه اين مسير آرزوي موفقيت ميكنيم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 22:22  توسط دبير  | 

 

كلمه مقدس نه،  نه اي كه ميتونه در يك شعر شاعردر مشتهاي يك هموطن و در رزم و رنج يك مبارز ميتونه خودش ر متبلور كنه نه به هم كلماتي كه زندگي رو به بند كشيدن اگر امروز دنياي كلمات  به لوث وجود واژه هايي مانند سركوب، زندان، اعدام و ... آلوده شده اما هستند واژه هايي كه ميشه جايگزين اونها كرد ميشه ايستاد و از حرمت كلمات دفاع كرد دوران حكومت واژه هايي مانند سركوب و اعدام خيانت و جنايت بر تمام رونامه ها و كتابها گذشته شعر امروز با واژه هاي عشق و روشنايي و آشتي به جنگ نفرت نهفته در اين واژه ها ميره  ميشه با واژه صلح به جنگ كلمه جنگ رفت ميشه با كلمه برابري ميشه واژه تبعيض رو حريف طلبيد ميشه از صداقت حربه اي ساخت و دروغ و فريب وريا و تزوير رو يك جا از صحنه روزگار محو كرد. واژه ها گوهر هاي ارزشمند انساني هستند. ظرفيتشون براي تغيير كردن و تغيير دادن خيلي بيشتر از اين حرفهاست اونهايي كه براي كلمه ميجنگند راه حفاظت  از ناموس كلمات در برابر هجوم فرهنگ پلشتي رو پيدا ميكنند لغت نامه ها رو از پلشتي واژه ها پاك كنيم و اونها رو از كلمات پاك پر كنيم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 22:19  توسط دبير  | 

مستبدين حاكم فكر ميكردن ميتونن مسئله اعترضات رو خيلي سريع فيصله بدن  و درب دانشگاه رو هم ببندن اما گذشت زمان و ايستادگي بچه هاي پلي تكنيك روياهاي اونها رو بد جوري آشفته كرد نه تنها كودتاي فرهنگي محقق نشد بلكه موجي از اعتراضات دانشجويي راه افتاد كه هنوز كه هنوزه ادامه داره و دامنه اونهم روز به روز گسترده تر ميشه. مسئله برخورد با دانشجويان پلي تكنيك اونقدر حاد شده كه چماقدارهاي بسيجي به شخص احمدي نژاد نامه نوشتن و بخاطر كوتاهي دولت در سركوب دانشگاهها اعتراض كردن اونها تو نامه شون نوشتن كه:

“اين نامه آخرين نامه اي بود كه در اين باره به شما نوشتيم پس از اين اندكي منتظر ميمانيم و مينگريم. چنانچه وظيفه اسلامي شما انجام شد و به وظيفه انقلابي خود عمل كرديد خاضعانه دست شما رو ميبوسيم اما اگر چنين نشد تاريخ شهادت خواهد داد كه ما دانشجويان اميركبير در چارچوب قانون عمل كرديم و مسئولان را نسبت به تكاليفشان آگاه ساختيم و بعد آنگاه وارد ميشويم و همچون مولايمان حسين بن علي حادثه اي سرخ را خلق خواهيم كرد.“

البته هدف از اين كاغذ سياه كردن بسيجي ها اونهم خطاب به احمدي نژاد اين هست كه از يك طرف ميخوان براي ايلغار خودشون توي دانشگاه و براي قلع و قمع كردن دانشجويان مجوز صادر كنن و از طرف ديگه ميخوان با حاد جلوه دادن موضوع علاوه بر زهره چشم گرفتن از دانشجوها به فضاي ملتهب حاكم دامن بزنن و براي خط كودتا مشروعيت بخرن اما پيشاپيش روشنه كه نوچه هاي تاريخي شمر از همين حالا در برآورده كردن اهدافشون ناكام موندن و چيزي نصيبشون نخواهد شد دانشجويان به پا خاسته كه از اين حادثه هاي سرخ كه خالقشون مشتي بسيجي باشن اصلا نميترسن در ثاني اگر قرار باشه بسيجي ها حادثه اي خلق كنن اون حادثه رنگش سرخ نيست حالا اينكه اصلا رنگش چه رنگيه بماند چون خودش بحثي ست. بچه هاي پلي تكنيك قبل از اين گرد و خاك به پا كردن بسيجي ها فكراشون رو كردن و حرفهاشون رو هم زدن

دانشجو ميميرد   ذلت نميپذيرد

اين اون شعاري هست كه حماسه سرخ رو رقم ميزنه نه هوچي گري و داد و هوار بسيجي.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 22:19  توسط دبير  | 

به بچه هاي علامه بخاطر نوشتن اعتراض روي سنگفرش توطئه و تهديد خسته نباشيد  و دست مريزاد ميگوييم و برايشان گامهاي پر ثبات و با تداوم آرزو ميكنيم. زمان زمان تكرار صحنه هاي اعتراض در تمام دانشگاههاي ايران هست اينچنين هست كه توطئه در هم ميشكند و پروژه كودتاي فرهنگي بر سر مرتجعين و آزادي ستيزان خراب ميشود.  پس همه با هم روي ديوارها بنويسيم دانشگاه زنده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 22:18  توسط دبير  | 

ايستاده در برابر باد             ميمانيم استوار

 

با سلام به كسانيكه اين روزها صداي فريادهاشون در همه جا شنيده ميشه  و شرح شجاعتشون بر سر همه زبون هاست. زماني هيچ تريبوني براي بلند كردن صداي در گلو مانده ما نبود وميگفتيم صدامون به جايي نميرسه. همه بسيج شده بودن كه اخبار فعاليتهاي آزاديخواهي ما رو بلوكه كنند و نگذارند كه خواسته هامون به گوش دنيا برسه

حالا بيايين به پژواك اين صداي عدالت جويانه در سراسر جهان گوش كنيم وقتي احسان منصوري به خبرگزاري آسوشيتدپرس ميگه همكلاسيهاي ما بجاي اينكه سر كلاس باشن وقت خودشون رو پشت ميله هاي زندان ميگذرونن چرا كه حرف دلشون رو گفتن و خواستار دمكراسي بودن معني اش اينه كه يك چيزي ورق خورده و صداي اعتراض دانشجوي ايراني جهاني شده.  وقتي عباس حكيم زاده از حمله و هجوم بسيجي ها شكايت ميكنه و ميگه اونها تاب تحمل شنيدن صداي هيچ مخالفي رو ندارن و هيچ آزادي وجود نداره  معني ش اينه كه مرتجعين در وارونه نمايي واقعيت ناكام شدن و صداي ايران اونطور كه هست انعكاس پيدا كرده نه اونطور كه اونها ميخوان و وقتي خود عباس ادامه ميده كه ما نميتونيم به ديكتاتوري تسليم بشيم اين خودش بزرگترين پيام به دنياست چرا كه نشون ميده مردم ايران اعم از دانشجو كارگر معلم و بقيه اقشار اجتماعي خواستار تغيير و دگرگوني هستن و هيچگاه به ستم ديكتاتوري مذهبي تن نخواهند داد

هر چقدر اين صدا جهاني تر بشه مسير آزاديخواهي و دمكراسي در سرزمين ما هموارتره و طلوع فردا تضمين دار تر ميشه فراموش نكنيد كه براي هر چه جهاني تر كردن اين صدا بايد بيشتر و بيشتر فرياد كشيد و اين صدا رو پر طنين تر كنيم

بايد ايراني بودن رو حس كرد تا بشه معني خفقان رو فهميد اما واقعيت اينه كه اون فضاي تنگ و تاري كه در ميهن مون حاكمه  خيلي دردناك تر از ظرفيت واژه حفقان هست

شما دانشجويي رو در نظر بگيريد كه تحت حاكميت يك فاشيسم مذهبي به سر ميبره بعد حاكميت اين سرزمين كه سودا گران دين و مذهب هستن ميان و به دروغ به اون دانشجو اتهام ميزنن كه تو به مذهب و مقدسات اهانت كردي طبعا دانشجو مي ايسته و از اتهامش دفاع ميكنه اما اين توطئه اي از پيش طراحي شده است و هيچ بيدادگاهي حاضر به شنيدن دفاع اون دانشجو نيست اين يك چشمه از اون خفقان هست بعد از گذشت روزها از دستگيري تعدادي از دانشجويان پلي تكنيك و مديران مسئول نشريات دانشجويي معاون دادستان اعلام كرده كه نه  تنها اون پنج نفر دستگيرشده رو آزاد نميكنه بلكه به زودي تعداد ديگه اي هم دستگير خواهند شد. حداد عادل در كمال وقاحت گفته است به رغم اينكه مديران مسئول دستگير شده مسئوليت اين كار رو نپذيرفتند ما اعتقاد داريم كه اين كار قطعا توسط اونها انجام شده،  اينهم نمود ديگه اي ازاون خفقان هست.

ميبينيم كه دستگاه قضايي قرون وسطايي قبل از اينكه به متهم اجازه دفاع از خودش رو بده پيشاپيش ارتكاب به جرم رو منتسب به اون ميدونه و قبل از دستگيري در رابطه با صدور حكم متهم به قطعيت رسيده

اما تنها راه چاره  جمع كردن تمام انرژيها در حنجره و برآوردن فريادي از عمق جان هست وگرنه خفقان روز به روز سنگين و سنگين تر ميشه و مرگ و سكوت تنها گزينه در تقدير هست بچه هاي پلي تكينيك براي مقابله با اين خفقان دردناك و براي رهايي همكلاسيهاي در بندشون گزينه اول رو انتخاب كردن يعني ظرف تمام اين روزها تلاش ميكنن تا با تمركز انرژيهاشون و فراگير كردن فريادهاشون به اين خفقان كشنده غلبه كنند.

تا وقتي به همت همه دانشجويان ادامه دار بودن اين فرياد تضمين داشته باشه هيچ كدوم از خط و نشون كشيدنهاي بسيجي ها نتيجه نخواهد داشت. سرانجام خفقان شكسته خواهد شد و اين خواست و اراده همه آزاديخواهان و همه دانشجويان ايراني هست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 22:16  توسط دبير  | 

يكي از دختران دانشجو از ماهشهر در خصوص محدوديت و مشكلات دانشجويان در اين دانشگاه گفت :
ما با هر حجابي كه به دانشگاه برويم به ما گير ميدهند , مانتو پايين زانو ميپوشيم, مقنعه بلند ميپوشيم , شلوار بلند ميپوشيم هر حجابي هم كه داشته باشيم باز به ما گير ميدهند . اخيرا آيين نامه هاي جديدي آمده كه به حراست اجازه ميدهد كه با بهانه حجاب از رفتن دانشجويان به سر كلاس جلوگيري كند.
اين دانشجو در ادامه گفت:
اميدواريم هرچه سريعتر درس را تمام كنيم از اينجا راحت شويم. آنقدر اذيت ميكنند و گير ميدهند كه از كلاس و درس خواندن پشيمان شده ايم. آن ذوق و شوقي كه ما براي درس خواندن داشتيم , آن ذوقي كه ما پشت كنكور داشتيم كه هرطور شده وارد دانشگاه بشويم الان به پشيماني ما منتهي شده است. و ديگر شوقي براي درس خواندن و تحصيل براي ما نمانده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 17:26  توسط دبير  | 

تجمع روز دوشنبه 86.2.31 دانشجويان دانشكده حقوق و روان شناسي دانشگاه علامه در ساعت 1500 به اتمام رسيد .
دانشجويان اعلام كردند كه در تمام دانشكده هاي اين دانشگاه تا استعفاي رياست دانشگاه تجمعات شان را ادامه خواهند داد . درادامه اين تجمع يكي از دانشجويان كه سخنراني داشت اعلام كرد كه رژيم موجود از نظرمن مطلقا اسلامي نيست و من با منطق و استدلال و با اتكاء به آيات قرآن اين را اثبات مي كنم و حاضرم دراين رابطه با هركس مناظره كنم . وي سپس آياتي خواند و براساس كاركرد رژيم كه ضد اين آيات است نتيجه گرفت اين طور رژيمي نمي تواند اسلامي باشد و خلاف اسلام است . شايان ذكراست عوامل حراست اين دانشگاه از تجمع دانشجويان فيلم برداري مي كردند و عليرغم اعتراض دانشجويان ادامه دادند و به دانشجويان گفتند تك تك تان را ازروي اين فيلم ها شناسايي مي كنيم و دستگير مي كنيم . يك فعال دانشجويي اعلام كرد كه رئيس اين دانشگاه در بين دانشجويان بسيار بدنام و منفوراست . او كه ازمنصوبين احمدي نژاد است آخوندي است كه سيد صدرالدين شريعتي نام دارد . وي قبل از روي كار آمدن احمدي نژاد معاون عقيدتي سياسي درارتش بوده است . همچنين در جريان رياست جمهوري رژيم در زمان روي كار آمدن احمدي جزو ناظر مشخص شده از طرف شوراي نگهبان بوده است . او ادعامي كند دكتر افتخاري دارد در حاليكه دانشجويان فيش حقوقي او راديده اند و طبق آن فيش او بيشتراز ليسانس نيست كه تازه همين را هم احتمالا جعل كرده است . با اين حال در قوانين خود رژيم ليسانس نمي تواند رئيس دانشگاه بشود . او چون نورچشمي خامنه اي و احمدي نژاد است و بسيار سركوبگر مي باشد رژيم اورا به رياست دانشگاه علامه برگزيده است . بارها دانشجويان اين تكيه كلام اورا شنيده اند كه هرچه مي خواهيد بگوييد ما كارخودمان را پيش خواهيم برد و ذره اي به حرف شما دانشجويان توجهي نداريم . از زمان به كار گمارده شدن اين آخوند بگيرو ببندها در دانشگاه علامه مضاعف شده است و مطمئن آدم ربايي امروز هم به دستور خوداين فرد صورت گرفته است .

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 17:22  توسط دبير  | 

 

دانشجویان دانشگاه پلی تكنیك امروز در اعتراض به ادامه بازداشت 7تن از دانشجویان این دانشگاه دست به اعتصاب غذا زدند. دانشجویان همچنین گفتند در اعتراض به افزایش فشارهای حراست و كمیته انضباطی به دانشجویان منتقد، ممنوع الورود كردن غیر قانونی دانشجویان، احضارهای فراوان، احكام سنگین و ضرب و شتم دانشجویان توسط انتظامات دانشگاه، اعتصاب غذا كردهاند.

در كنار هر ظرف غذا عكسی از دانشجویان بازداشتی و جمله‌هایی همچون «هفت ستاره در اوین»، «دانشگاه اوین»، «همكلاسی‌‏هایمان را آزاد كنید» و «احضارهای فله‌‏ای را متوقف كنید» به چشم می‌‏خورد.

در این حركت اعتراضی دانشجویان ظروف غذای خود را از سلف سرویس مركزی تا درِ ولیعصر و مقابل كمیته انضباطی از یك سو و از سوی دیگر تا درِ حافظ مقابل دفتر انتظامات و دفتر مدیركل فرهنگی دانشگاه چیدند. دانشجویان همچنین در اعتراض به انتقال دفتر ریاست دانشگاه به خارج دانشگاه، ظروف غذای خود را تا مقابل دفتر سابق ریاست دانشگاه هم چیدند.

دانشجویان اعلام كردند چنانچه برخی نهادها به خواهند به زور از دانشجویان بازداشتی اعتراف گرفته یا اقدام به انتشار اعترافات ساختگی كنند، با واكنش شدید دانشجویان مواجه می‌‏شوند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 17:14  توسط دبير  |