تبليغاتX
فانوس فریاد

به گزارش خبرنامه امیرکبیر با وجود تمام سنگ اندازی های مدیریت دانشگاه امیرکبیر ظهر امروز تریبون بزرگ «ستاره ها در اوین» با حضور جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و همچنین دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران ساعت یازده و سی دقیقه، از جلوی دانشکده پلیمر آغاز شد. دانشجویان شرکت کننده در این تریبون ابتدا با خواندن سرود یار دبستانی و ای ایران، از مقابل دانشکده پلیمر به سمت صحن اصلی دانشگاه راهپیمایی کردند و با تجمع دانشجویان در صحن دانشگاه تریبون آزاد آغاز شد.

در ابتدای این مراسم صدیقه بیگدلی، از اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر و مجری مراسم، رنجنامه افشاگرانه خانواده دانشجویان در بند در مورد اعمال شکنجه های غیرانسانی بر دانشجویان را خواند. بیگدلی سپس با انتقاد از مدیریت دانشگاه در خصوص ارسال پرونده فعالیت دانشجویان در دانشگاه به نهادهای امنیتی، گفت: «حکم های کمیته انضباطی، ممنوع الورود کردن دانشجویان، توقیف کلیه نشریات دانشجویی در پی پروژه ای که خودشان طرح آن ها ریختند، همه نتیجه انتصاب رئیسی برای دانشگاه است که از خودش اراده و اختیاری ندارد.» دانشجویان شعار می دادند: «فرمانده پادگان این آخرین هشدار است، جنبش دانشجویی آماده قیام است»، «دانشجویان در بند آزاد باید گردند»

در ادامه این تریبون مجید شیخ پور به عنوان نماینده دانشجویان بازداشت شده به سخنرانی پرداخت. مجید شیخ پور با اشاره به صدور احکام سنگین برای دانشجویان گفت: «امروز در برابر چشمان تیزبین جنبش دانشجویی و در برابر ملتی که ۳۰ سال است که گوششان از آزادی و عدالت پر است، شاهد وقوع فاجعه ای در دانشگاه ها هستیم. پروژه جعل نشریات دانشجویی که با هدف سرکوب دانشگاه به وقوع پیوست، با جوسازی های بسیج و انجمن های موازی، که با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد شکل گرفته اند، به سمت برخورد با ۸ نفر از دانشجویان پیش رفت. در حالی که امروز بر همگان ثابت شده است که این پروژه از سوی کسانی طرح ریزی شده بود که هیچ گاه نمی توانستند نقد بی پروای قدرت را بپذیرند.»

شیخ پور در ادامه افزود: «دانشجویان را بدون هیچ دلیل و مدرکی برایشان حکم صادر کرده اند. در مورد اعترافات هم در نامه خانواده ها آمده که اعترافات به چه صورت از ما اخذ شده بود. من بارها احمد، احسان و مجید را می دیدم که ساعت ها روی یک پا ایستاده بودند، صدای ضرب و شتم شدید سه دانشجوی در بند را ما همیشه در اتاق های مجاور بازجویی می شنیدیم که رفتارهای مشابه آن با خود ما هم شد. اگر قوه قضاییه دلیل و بینه ای مبنی بر گناهکار بودن ما دارد، چرا آن ها را اعلام نمی کند تا همگان در جریان آن قرار بگیرند؟» دانشجویان تجمع کننده شعار می دادند: «محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد»، «مرگ بر دیکتاتور» و «توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد».

در ادامه این تریبون، علی عزیزی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، ضمن یاد کردن از سه دانشجوی در بند پلی تکنیک گفت: «این سه دانشجو از درس و مدرسه شان گذشتند تا دیگر دانشجویان به صورت آزادانه به درس و مدرسه شان بپردازند. بسیار متاسف شدم که رئیس حقیر دانشگاه از ۳ دانشجوی شکایت کرده است. من از دکتر رهایی سوال می کنم، که بابک زمانیان قرار بود سه روز بعد از بازداشت آزاد شود، شما برای آزادی او چه کردید؟ مقداد خلیل پور به توصیه حراست دانشگاه از خوابگاه بیرون آمدند که نیروهای امنیتی او را بازداشت کردند. چرا این هماهنگی را انجام دادید؟ دکتر رهایی حراست دانشگاه را با نیروهای امنیتی برای دستگیری احسان منصوری، هماهنگ کرده بود، که ما از ایشان می پرسیم چرا این کار را کرد؟ آقای دکتر رهایی چه کسی جز شما می توانست ریزترین اطلاعات فعالیت و نحوه حضور دانشجویان را در دانشگاه به بازجویان وزارت اطلاعات بدهد؟ آقای رهایی، چرا هماهنگ کردید که زمانی که من در خوابگاه بودم انتظامات دانشگاه من را از خوابگاه بیرون کند و تحویل نیروهای امنیتی بدهد؟

علی عزیزی با انتقاد شدید از رئیس دانشگاه امیرکبیر، گفت: «این عضو کثیف دانشگاه صنعتی امیرکبیر این جرسومه ظلم و ستم بر دانشگاه، ننگ تاریخ پلی تکنیک است. و متاسفانه دکتر رهایی دانشگاه را به پادگان تبدیل کرده است. اما من به ایشان می گویم دفتر تحکیم به پشتوانه دانشجویی که دارد دانشگاه را خانه خود می داند و به همین دلیل امروز ۴ عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به دانشگاه امیرکبیر آمده اند تا این مسئله را به شما اثبات کنند.» عزیزی در ادامه با اشاره به سخنان رهبری در خصوص انتقاد از وی، گفت: «رهبری چندی پیش کسانی که به اعتراض کنند را مخالف خود ندانستند. حضرت علی حکومتی را اسلامی می داند که همه بتوانند انتقاد خود را بدون ترس و واهمه ابراز کنند. دانشجویان به صورت غیرقانونی بازداشت و بازجویی شدند و با آن ها برخورد شد. جناب آقای خامنه ای، من به نوع برخورد نیروهای حکومت با سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر اعتراض دارم. حکمی که برای این سه دانشجو صادر شد نتیجه اعمال نفوذ دولت بود در سیستم قضایی کشور بود. همگان معتقدند که تخریب انجمن اسلامی امیرکبیر پروژه کل نظام بود. ما به این مسائل اعتراض داریم و امیدوارم رئیس امنیتی دانشگاه اعتراضات ما را برای شما ارسال کند و من بی صبرانه منتظر پاسخ شما به اعتراضات خود هستم.»

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در پایان این مراسم حسام شیرکوند، یکی از دانشجویان، پیام سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر را از درون زندان برای تجمع کنندگان قرائت کرد. مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در پیام خود آورده بودند: «نوشتن از درون زندان و بیان حال آزادی و آزادیخواهی و امید و نوید دادن از سوی زندانیان اگر چه دانشجو باشند نیز چنان سخت می نماید که اصل کلام را نمی توان ادا کرد. عرض ادب را نمی توان به جا آورد. تشکر و قدردانی شایسته جامعه دانشجویی و آزادی خواه ایران و به خصوص دانشجویان پلی تکنیک تهران به هر عبارتی که باشد ادای دین نشده است. با شما از پس سکوت و تحمل ۵ ماه سلول های انفرادی، ۱۴ ماه بازداشت در بند امنیتی ۲۰۹ و تحمل شدیدترین فشارها و شکنجه ها سخن می گوییم. و حال محکومیت به ۷ سال و نیم تحمل حبس ناعادلانه تنها حسرت حضور دوباره در آن جمع پرشور و تجمع و اعتراض و اعتصاب و فریاد برآوردن در قلب تپنده جنبش دانشجویی را برای ما باقی گذاشته است.»

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 20:13  توسط دبير  | 

 

در پياده رو جهان

 من يك ميهنم

كه مرگِ عمومي

درخشكرودِ رگانم جاري است

 و بر جدار بناهايم

شيارهاي خشم

ميخواهم درباره خبري بنويسم  كه ممكنه بعد از تمام شدن حرفهايم اشك در چشمهاتون حلقه بزنه يا لب بگزيد و با نگاهي به آسمان, اندوه بي پايانتان رو فرو بخوريد. من  نميخواهم   نمك روي زخمتان بپاشم و حكايت دردي  كهنه رو مكرر كنم. ميگويم تا بي معطلي فرياد بزنيد و بي درنگ اين دردِ جانكاه رو منتقل كنيد.  

يك دختر دانشجوي 27 ساله به اسم زهرا كه در دانشكده پزشكي همدان تحصيل ميكرده, بعد از 48 ساعت بازداشت در بازداشتگاه امر به معروف همدان خودش را حلق آويز كرد. اين دختر دانشجو روز جمعه به دليل اينكه همراه با يكي از همكلاسيهاي پسرش در يكي از پاركهاي شهر همدان قدم ميزده و به خاطر آنچه كه جرم مشهود اعلام شده بوده و به دليل تعطيلي دادگاه 48 ساعت در بازداشتگاه امر به معروف و نهي از منكر همدان حبس ميشود و در نهايت هم خودكشي مي كند. اين كل خبري هست كه از خبرنامه اميركبير برايتان خواندم. دختر بودن, دانشجو بودن. قدم زدن با يك همكلاسي, اينها به اضافه بيشمار موارد ديگه, در قوانين ظلمت جرم محسوب ميشوند, نابودي حرث و نسل يعني همين. راستي مسئول مرگ اين انسان كيست؟ مگر مرگ خلقالساعه است؟ آن هم در بازداشتگاهي كه موقع ورود حتي بند كفشها رو هم ميگيرن، امكانپذيره؟ خودكشي شدن در زندانهاي امري بديع نيست. در اين 48ساعت چه بر سر زهراي 27ساله اومده و بعد چگونه اين جنايت رخداده؟ ميشود كاملاً حدس زد. كارگزاران و دژخيمان فاسد، به ويژه در دستگاه امر به معروف در اين زمنيهها دستشان باز است.

ما كجاي تاريخيم؟ چه مي كنيم؟ راستي انسان هزاره سوم, چطور اينهمه درد رو تاب مي آوردو دم بر نمي آورد؟ نگفتم كه در بهت و اندوه فرو بروي! اگر اون حلقه اشك فقط نگاهت رو بشوره كافيه, بيشتر از اون بهش ميدان نده!  گفتم كه از سلول به سلولت , هنجره بسازي و بعد با تمام خشمي كه در وجودت هست, به خونخواهي اينهمه قرباني فرياد بكشي:

اي ساكت! اي بشريت!

من يك وطنم

سقوط كرده از آسمانخراش شقاوت

 با پنجه‌هاي مرده ولي

هنوز.... من چنگ مي‌زنم

 برچكمهٌ شقاوت حاضر

 برشيشهٌ نگاه ساكت بشريّت

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 15:0  توسط دبير  | 

اگه قرار باشه قلمي بر كاغذ بنشينه و رنجنامه ي نسل ما رو به رشته ي تحرير در بياره, بند بند و جمله به جمله و كلمه به كلمه ي اون تبارنامه, حكايت ستم هاي بيشماريه كه آخوندهاي پليد در حق اين آب و خاك و اين نسل روا داشتن. حكايتِ آرزوهاي بر دار شده و قلبهاي از تپش ايستاده و پيكرهاي شكنجه شده اس. بخشهايي از اين رنجنامه رو به قلم جووني از بيشمار جوونهاي دردمند اين سرزمين بخونيم:

« چون چشم گشوديم در پس بالا رفتن بيرقهاي سياه, باز چوبه هاي دار بود كه رقص مرگ را به جنبش مي آورد. پيش از آنكه سحرگاه پرده از رخسار شب بركشد, دست بيداد, يك كهكشان ستاره را يكجا در يك وجب گور به خروارها خاك سپرد تا قبح اين جنايت از ديده ها نهان شود و آن گاه خاوران يك پهنه گشت از اشك و ماتم و بر ستارگاني كه حتي بي خشتِ گور دفن شدند. و بار ديگر چه قلم ها كه شكستند, چه انسانها كه به جرم آگاه بودن و آگاه ساختن سلاخي شدند و چه چشمها كه حتي در درون سلول هاي انفرداي هم چشم بند زده شدند تا شايد انسانها, حق, عدالت و آزادي را از ياد ببرند. هر حركت و صدا, هر اجتماع و گروه, هر نماد و هويت مستقل انساني را دشمن امنيت خواندند تا انسانها با فراموش كردن انسانيت خود تبديل به ماداتي مطيع و بي اراده شوند. اما دانشگاه زنده است . حيات دانشگاه در ايستادگي اش خلاصه ميشود. حيات دانشگاه در بپاخاستن و تحصن و اعتراض و سرفزاري و دادخواهي دانشجويان نمايان ميشود. ما  ايستاده ايم و اين رنجنامه ي خون نوشته را به فتح نامه اي مبين تبديل خواهيم كرد. ما ايستاده ايم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 14:58  توسط دبير  | 

 

اطلاعيه انجمن ايران فردا در اعتراض به احكام صادره براي دانشجويان دربند

بالاخره بعد  از ماهها نقش بازي كردن توسط مستنبدان ديني، سه دانشجوي دربند احمد قصابان، مجيد توكلي و احسان منصوري به حبسهاي تعزيري محكوم شدند. اقدامي كه هيچ پيامي بجز ترس و وحشت ديكتاتوري از دانشجويان و صداي آزايخواهانه آنها ندارد.

ما دانشجويان دانشگاههاي شيراز در انجمن ايران فردا ضمن حمايت از تجمعات و اعتراضات دانشجويان پلي تكنيك در اعتراض به اين احكام غير قانوني خواستار آزادي هر چه سريعتر يارانمان هستيم و تا تحقق اين خواسته بر حق مان از پا نمينشينيم و هم صدا با همرزمانمان در پلي تكنيك فرياد ميزنيم:

دانشجو ميميرد

ذلت نمپذيرد

پس بپاخيزيم و از هر طريق كه ميتوانيم صداي اعتراض خود را به گوش ناشنواي دولتمردان برسانيم.

مگر مي‌شود خورشيد را كشت؟ مگر مي‌شود باد را از وزيدن بازداشت و باران را از باريدن. مگر مي‌شود اقيانوس را خشك كرد؟ مگر مي‌شود بهار را از آمدن باز‌داشت، مانع روييدن لاله‌ها شد، مگر مي‌شود ملتي را تا به ابد اسير نگه داشت؟

نه! اين خواست خداست و ارادهٌ خلق است، سنت تاريخ است، قانون اجتماع است… بشارت همهٌ انبيا، پيام‌آوران، مصلحين و انقلابيون بزرگ جهان است كه «خلق پيروز مي‌شود، آينده تابناك است. همهٌ قوا و استعدادات فرزند انسان از "شامگاه امكان"، قطعاً به "بامداد تحقق" خواهد پيوست.

 

انجمن ايران فردا(شيراز)- مهر 86

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 14:56  توسط دبير  | 

شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران، مجید توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان از دانشجویان دانشگاه امبیرکبیر را به حبس تعزیری محکوم کرد.

این سه دانشجو امروز در دادگاه حاضر شدند و حکم به آنها ابلاغ شد. بر اساس رای دادگاه مجید توکلی به سه سال، احمد قصابان به دو سال و نیم و احسان منصوری به دو سال حبس تعزیری محکوم شده اند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر مجید توکلی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال و به اتهام توهین به رهبری به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده است. احمد قصابان نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال و به اتهام توهین به رهبری به یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است. احسان منصوری به اتهام تبلیغ علیه نظام به ۶ ماه و به اتهام توهین به رهبری به یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است.

شعبه ششم دادگاه انقلاب همچنین در خصوص اتهامات توهین به مقدسات و توهین به مراجع تقلید از خود سلب صلاحیت کرده و پرونده این سه دانشجو را در این خصوص به دادگاه عمومی ارجاع داده است. قصابان، توکلی و منصوری در حال حاضر با قرار بازداشت موقت در زندان بسر می برند.

وکیل مدافع احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان اعلام کرد: پس از ابلاغ رای صادره از سوی دادگاه انقلاب نسبت به این احکام در دادگاه تجدیدنظر اعتراض می‌کنیم.

محمدعلی دادخواه با بیان این مطلب گفت: با توجه به این‌که در مراحل مقدماتی و در حین رسیدگی، دانشجویان هیچ‌یک از اتهامات مطروحه را نپذیرفتند و دلیل اثباتی باید از طریق قانون اخذ و اثبات شود، این احکام را نمی‌پذیریم.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، سه دانشجوی دانشگاه امیر کبیر در اردیبهشت ماه امسال و به دنبال انتشار نشریات موهن در این دانشگاه بازداشت شدند که آخرین جلسه‌ دادگاه این افراد در ۷ مهرماه برگزار و آخرین دفاعیات اخذ شد.

صدور این احکام سنگین و بی سابقه در حالی است که در دوران بازداشت این دانشجویان اخبار فراوانی مبنی بر شکنجه و آزار و اذیت این دانشجویان در بند ۲۰۹ اوین و اخذ اعترافات جعلی در زیر فشار منتشر شد، بگونه ای که هاشمی شاهرودی رییس دادگستری تهران را مامور رسیدگی به اخبار شکنجه دانشجویان کرده است.

لازم به ذکر است با توجه به این که متن حکم صادره هنوز به رویت وکیل مدافع این دانشجویان نرسیده، هنوز مشخص نیست احکام صادره به مربوط به انتشار ۴ نشریه جعلی و موهنی است که در ۱۰ اردیبهشت ماه در دانشگاه منتشر شدند یا به شکایت علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، از این دانشجویان به سبب فعالیت های دانشجویی شان باز می گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 20:26  توسط دبير  | 

 آن روز که رضاشاه پاي به‌صحن دانشگاه تهران گذاشت تا مکاني را افتتاح کند که مي دانست در آينده ايران نقش اساسي بازي خواهد کرد (بهمن 1313) آيا تصور مي کرد سنگري را ساخته است که سنگربانان آن به‌زودي استبداد و بي عدالتي را نشانه‌ی خواهند گرفت و صاحبان زر و زور و تزوير را نگران خواهند ساخت و آيا رضاشاه مي دانست وقتي پايش را از دانشگاه بيرون بگذارد و سنگر به‌تصرف دانشجويان و استادان درآيد، انديشه هاي پرتاب شده از اين سنگر خواب راحت را بر زورگويان و استثمارگران حرام خواهد کرد و آيا او هرگز مي انديشيد که جبهه جديدي عليه خودش باز کرده که دودمان او و جانشين‌اش را به‌باد خواهد داد و خشن ترين نوع استبداد (به قول آيت الله طالقاني: استبداد ديني) هم موفق به‌فتح اين سنگر نخواهد شد. راستي رضاشاه هرگز فکر مي کرد سنگربانانِ سنگري که او ساخته به‌آن زودي از آنجا کار حمله و هجوم را آغاز کنند. تاريخ را ورق مي زنيم.
هنگامي که رضاشاه سنگ بناي دانشگاه تهران را گذاشت، انتظار نداشت که دانشگاه جدا از کارکرد علمي خود وارد عرصه سياسي و اجتماعي شود. امّا همزمان با تأسيس دانشگاه تهران به‌تدريج جنبش دانشجويي در واکنش به‌مشکلات موجود جامعه شکل گرفت، در سال هاي 1313 و 1315 اعتصاب هايي توسط دانشجويان پزشکي و تربيت معلم صورت گرفت. در سالِ 1316 نيز دانشجويان دانشکده حقوق در اعتراض به‌هزينه هاي بيهوده براي آماده ساختن دانشگاه جهت بازديد وليعهد در کلاسها حاضر نشدند.
دکتر اراني در همين دوران گروهي را سازمان داد که پس از دستگيري به‌گروه 53 نفر مشهور شد اعضاء اين گروه عمدتاًً از دانشجويان و استادان دانشگاه تهران بودند. گروه 53 نفر در ارديبهشت 1316 به‌اتهام تشکيل سازمانِ مخفي، انتشار بيانيه ماه مه (روز کارگر) و سازماندهي اعتصابهاي دانشکده فني و کارخانه نساجي اصفهان و ترجمه کتابهايي مانند «کاپيتال مارکس» و «مانيفست کمونيست» دستگير و به‌مجازاتهاي مختلف محکوم شدند. (کتاب جنبش دانشجويان در ايران به‌نقل از يرواند آبراهاميان، ص 193ـ194)
و به‌اين ترتيب حمله از سنگر دانشگاه به‌سوي استبداديان و استثمارگران آغاز شد که تا امروز ادامه دارد، در دوران قدرت مطلقه رضاشاه و پسرش محمدرضا و پس از آن 29 سال استبداد ديني نتوانست اين سنگر را که در جريان انقلاب سال 57 از سوي مردم نام «سنگر آزادي» به‌خود گرفت، فتح کند.
دانشگاهيان، دانشجويان و استادان
يادمان نرود که سنگر دانشگاه با خون بهترين فرزندان وطن عجين شده و هزاران زن و مرد ايراني در راه حفظ و حراست از آن سر باخته اند تا امروز پاسداري از آن به‌دستِ شما سپرده شده. امروز پس از گذشت 73 سال سنگر دانشگاه تهران تبديل به‌ده ها و صدها سنگر در سراسرِ کشور گرديده و پاسداران آن از چند هزار نفر به‌بيش از 2 ميليون نفر افزايش يافته است و آنگونه که شاهد بوده ايم هيچ تحول و دگرگوني اساسي در کشور بدون حضور فعال دانشجويان متصور نيست و اين رسالتي است که مردم به‌عهده دانشگاهيان نهاده اند و از آنجا که فعاليت سياسي دانشجويان معطوف به‌کسب قدرت سياسي نيست، تنها در جهت انتقال خواسته هاي اجتماعي و اعمالِ فشار در جهت اصلاح وضعيت موجود يا تغيير ساختار سياسي در مسير رسيدن به‌خواسته هاي جامعه عمل مي کند. ساموئل هانتينگتن در بررسي تحول دگرگون ساز در جوامع در حال نوسازي بيشترين شکاف و تعارض با دولت را متوجه دانشجويان و روشنفکران مي داند و مي گويد:
«در ذهن آنها دو شکاف بزرگ وجود دارد، يکي شکاف ميانِ اصولِ نوين شدگي، برابري، عدالت، اشتراک اجتماعي و رفاه اقتصادي و تحقق آنها در جامعه شان و ديگر شکاف ميانِ اوضاع فعلي ملت هاي پيشرفته جهان و اوضاع رايج در جامعه شان». (کتاب جنبش دانشجويي در ايران، عليرضا کريميان، ص 93)
و امروز که قدرت به‌دستان براي لاپوشاني شکست هاي خود در زمينه هاي گونه گون تلاش مي کنند تا سنگر دانشگاهها را تضعيف کنند و در پندار خود اين سنگ بزرگ را از پيش پايشان بردارند وظيفه و رسالت دانشجويان در تلاش براي تحول و دگرگوني آشکار و آشکارتر مي گردد. تجربه 30 ساله اخير نشان داده است که جامعه ايران نياز به‌يک تحول بنيادي دارد، ديگر دوران دلخوش کردن به‌افراد و گروههايي که مي خواهند اين ساختمان پوسيده و در حالِ فرو ريختن را با رنگ و لعاب و ورد و دعا سرِ پا نگه دارند گذشته است. بايد خانه اي از نو بنا نهاد و ملک و ملت را از نابودي نجات داد و اين کارِ سترک تنها به‌دست جوانها و دانشجوياني که در معماري و ساختمان اين بناي پوسيده نقشي نداشته اند بايد صورت گيرد و سنگربانان بايد با برافراشتن پرچم آزادي و عدالت و آگاهي مردم را با حقوقِ خود بهتر آشنا کنند تا بار ديگر حراميان نتوانند با فريب مردم دوران ظلم و جنايت و بي عدالتي را طولاني تر کنند.
دانشگاهيان، استادان، دانشجويان
بار ديگر مهرماه فرا رسيد و دانشگاهها و مدارس عالي به‌روي دانشجويان و استادان بازگشايي شد. امسال حمله سبعانه تر و بيشتر است، به‌ويژه به‌استادان که بايد از اين همه تفرق و نظاره گري بر اخراج و بازنشسته کردن همکارانشان دست بردارند و دست در دست هم با کمک گرفتن از دانشجويان در برابر اين هجوم بايستند و مطمئن باشند مقاومت آنها شکست دشمنان دانشگاهها را در پي خواهد داشت. و اما براي نجات از وضعي که براي ملک و ملت پيش آمده چه بايد کرد؟ در شرايط بسيار حساسي هستيم از نظر داخلي، فقر و فساد و اعتياد و بي کاري و چپاول ثروت هاي ملي و اختلاف طبقاتي و رشوه و ظلم و زورگويي و بي قانوني و فرار مغزها و بيداد مي کند و از نظر خارجي صداي شيپور جنگ هر لحظه بلندتر مي گردد و در اين ميان مردم سرگردان و حيران. آرامش و آسايش به‌ويژه از جوانان و دانشجويان سلب شده و آنها آينده را بسيار تيره مي بينند و هر کس امکاني به‌دست بياورد فرار را بر قرار ترجيح داده به‌هر نحو وطن را ترک مي کند، دلسوختگان به‌حال ملت نگران که راهِ چاره چيست؟ من که بيش از نيم قرن با نسل جوان و دانشجو و دانشگاهيان زيسته ام بار ديگر از دانشگاهيان و دانشجويان عزيز مي خواهم که پرچم مقاومت و ايستادگي را در دست گيرند و نگذارند کشور بيش از اين در بحران فرو رود و تنها رهِ رهايي را در اين مي دانم که:
1. با هر گونه حمله نظامي به‌ايران مخالفت گردد که اين کار جز ويراني و مرگ و نيستي چيزي در پي ندارد.
2. به‌آمريکا و اروپا و ديگر کشورها تفهيم گردد که وضع فعلي ايران نتيجه مماشات و دو دوزه بازي کردن آنها با رژيمي است که ملتي را به‌اسارت گرفته و نفس را در سينه آنها حبس کرده است. شما 29 سال شاهد اين اعمال بوديد و به‌خاطر منافع اقتصادي خود هيچ اقدام موثر انجام نداديد و اعمال شما و برخوردتان با رژيم موجب وحشي تر شدن رژيم و اين همه ظلم و جور عليه ملت ايران شد و حالا هم که منافع و امنيت خودتان به‌خطر افتاده هنوز در خواب خرگوشي هستيد و بدون توجه به‌منافع مردم ايران در فکر زدوبند با حکومتي هستيد که هيچ نسبتي با خلق در بند ايران ندارد.
3. اگر کشورهاي مدافع آزادي راست مي گويند بايد از طريق سازمانهاي بين المللي حقوق بشري نظام را وادار به‌انجام يک همه پرسي (رفراندوم) آزاد با پيش نيازهاي چنين انتخاباتي نمايند تا مردم نظر خود را درباره نظام و قانون اساسي آن ابراز دارند و در اين برهه سرنوشت‌ساز همانطور که قبلاًً گفتم، دانشجويان و دانشگاهيان بايد نقش پيشروِ خود را داشته باشند و بيشترين تلاش را در اين راه انجام دهند و در کنار و همراه مردم همانگونه که از گردنه هاي صعب العبور مانند کشتارهاي دهه 60 از‌جمله قتل عام سالِ 67 و قتل هاي زنجيره اي و حمله به‌کوي دانشگاه و عبور کردند. اين بار نيز براي به‌کرسي نشاندن خواست قانوني خود (رفراندوم) يک لحظه از مقاومت و ايستادگي دست بر ندارند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 20:20  توسط دبير  | 

اعدام شاخص اصلي سركوب است. اما چرا اعدام در خيابان؟ چرا اعدام در ملا عام؟ چرا در ميدانهاي شهرها؟ چرا اعدام با جراثقال؟چرا نگه داشتن اجساد بر بالاي دار؟ چرا اعدام در برابر چشمان وحشت زده مردم؟ چرا اعدام در حضور همسر و فرزندان اعدامي؟ راستي چرا قربانيان را در همان زندانها و دور از چشم ديگران اعدام نميكند؟ 
اين سلاح در يك كلام به مهميز كشيدن و منكوب كردن عنصر انساني و مرعوب ساختن جامعه به گونه يي است كه حتي بازيافت و بازتاب معمول انساني خود را نيز از دست ميدهد.
كتاب “اعدام ابزار حاكميت ملايان“ اطلاعات پايه اي مربوط به اعدامهاي علني و اعلام شده طي يك دوره 14 ماهه در ايران و نيز افشاگريهاي متقابل كه مقاومت ايران گرد آوري كرده و در اختيار پژوهشگران و فعالان حقوق بشر قرار ميدهد. 

كتاب اعدام ابزار حكومت ملايان

http://www.2shared.com/file/2363657/40881bba/edam_mollaian.html

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 15:6  توسط دبير  | 

 

نیروهای امنیتی از ساعات اولیه صبح امروز در اطراف، مقابل درب ها و داخل دانشگاه تهران حضور گسترده داشته و کوچکترین تحرکات را با دقت زیر نظر داشتند. مدیریت دانشگاه تهران به منظور کنترل هر چه بهتر فضای این دانشگاه در آستانه حضور رئیس جمهور، از نیروهای حراست و انتظامات دیگر دانشگاه های تهران درخواست کمک کرده بود. نیروهای حراست و انتظامات، محمداسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار، دو نفر از دانشجویان امیرکبیر، را پیش از آغاز مراسم از دانشگاه بیرون انداختند. از صبح نیز افراد ناشناس زیادی در محوطه دانشگاه تهران قدم می زنند و داخل دانشگاه کارت دانشجویی افراد را چک می کنند. ساعت ۹:۳۰ امروز نیز افرادی که ظاهر بسیجی داشتند با اتوبوس به داخل دانشگاه آورده شده و مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، جایی که تالار علامه امینی، محل سخنرانی احمدی نژاد، در آن قرار دارد، پیاده شدند. در حالی که خبرنگاران ساعتی پیش وارد سالن محل سخنرانی شده بودند، بسیجیان از همان لحظه مقابل کتابخانه مرکزی تجمع کرده بودند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان از دانشگاه های مختلف شهر تهران به منظور شرکت در جلسه سخنرانی احمدی نژاد از صبح امروز به پردیس مرکزی دانشگاه تهران مراجعه کرده بودند. در حالی که بخشی از دانشجویان موفق شدند وارد دانشگاه شوند، بخشی دیگر نیز موفق به ورود به دانشگاه نشدند. انجمن سنتی دانشگاه تهران ابتدا تجمعی را مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ترتیب داده بود. برخی از دانشجویان حاضر در صحن دانشگاه با حضور در این تجمع خواستار شکل گیری تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، محل سخنرانی احمدی نژاد، شده اند که این مسئله با مخالفت انجمن سنتی دانشگاه تهران مواجه شد. دانشجویان به صورت خودجوش از مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به سمت کتابخانه مرکزی حرکت کرده و در آن جا تجمع کردند. دانشجویان شعار می دادند «توپ تانک بسیجی، دیگر اثر ندارد»، «حکومت حیا کن دانشگاه رو رها کن»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «شکنجه دانشجو، محکوم است محکوم است»، «حکومت زور نمی خوایم، پلیس مزدور نمی خوایم»، «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد»، «محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد» و… .

تجمع ۵۰۰ نفری دانشجویان در محاصره نیروهای امنیتی و دانشجویان بسیجی قرار داشت. نیروهای امنیتی از طبقه بالای کتابخانه در حال فیلمبرداری از تجمع و درگیری دانشجویان بودند. تعداد معدودی از دانشجویان بسیجی با تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن ها نوشته شده بود: «مرگ بر انگلیس»، «ما بیداریم» و… بسیجی ها شعار می دادند «مرگ بر آمریکا». بسیجی ها همچنین با فرستادن صلوات و سینه زدن شعار «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست» را سر می دادند. بسیجی ها چندین بار با دانشجویان که قصد ورود به کتابخانه را داشتند به شدت درگیر شدند و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. در این درگیری لباس های چند نفر از دانشجویان پاره شد و دانشجویان جراحاتی برداشتند. چند نفر از دانشجویان بعد از تجمع به بیمارستان مراجعه کردند. اعضای انجمن سنتی دانشگاه تهران سپس تریبون خود را به مقابل کتابخانه مرکزی انتقال دادند و در آن جا اقدام به برگزاری تریبون آزاد کردند. در این تریبون ابتدا انجمن سنتی اقدام به قرائت بیانیه خود به مناسبت آغاز سال تحصیلی نمودند.

یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران در این تریبون گفت: «آقای احمدی نژاد که در دانشگاه کلمبیا ادعا کرده در دانشگاه های ما آزادی وجود دارد باید دوستان ما را از زندان آزاد کند. رئیس جمهور باید پاسخگوی این دروغگویی خود باشد. آقای احمدی نژاد شما باید دانشجویان و اساتید ما را بر سر کلاس های درس بازگردانید. اساتید ما به اتهام توهین به مقدسات از دانشگاه اخراج می شوند، آقای احمدی نژاد شما جزء مقدسات نیستید.» یکی دیگر از اعضای انجمن سنتی دانشگاه تهران در این تریبون گفت: «سه دوست پلی تکنیکی در بند ما باید آزاد بشوند. دانشجو نباید در زندان باشد. ما به صورت مسالمت آمیز می خواهیم از رئیس جمهور سوال بپرسیم، ما حق داریم از احمدی نژاد سوال بپرسیم.» اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران در ادامه، سخنانی در تایید جمهوری اسلامی و مسالمت آمیز بودن تجمع ایراد کرد که مورد اعتراض عموم دانشجویان قرار گرفت.

در ادامه مجید شیخ پور، از دانشجویان شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر در مدت بازداشت در بند ۲۰۹، طی سخنانی گفت: «من برای دانشجویان دانشگاه تهران متاسفم که با ۳۰ هزار دانشجو نتوانستند یک تریبون آبرومند برگزار کنند. چیزی که به ما داده شده یک بوق است نه سیستم صوتی. شیخ پور همچنین گفت از نظر ما برگزار کنندگان این تریبون(اعضای انجمن سنتی)، خود منتسب حاکمیت هستند و نه نمایندگان دانشجویان.» اعضای انجمن اسلامی سنتی دانشگاه تهران در پاسخ به این اظهارات این دانشجوی دانشگاه امیرکبیر با ضرب و شتم مجید شیخ پور او را پایین کشیدند و میکروفون را از دستش گرفتند. در ادامه تریبون محسن سیدین از اعضای قدیمی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر گفت: «من به نمایندگی از دانشجویان پلی تکنیک می گویم ما علیرغم تمام اختلاف نظرهایی که داریم امروز برای یک هدف اینجا جمع شدیم و آن هم افشاگری علیه دولتی است که خائن به منافع ملی است. احمدی نژاد سال گذشته به پلی تکنیک رفت که در آستانه انتخابات شوراها محبوبیت خودساخته ای را نمایش بگذارد و شوی تبلیغاتی پر کند که دانشجویان امیرکبیر او را مفتضح کردند. من می خواهم وضعیت سه دانشجوی مظلوم پلی تکنیک که الان بیش از ۴ ماه است که به جرم ناکرده در زندان به سر می برند و تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته اند و الان فریادرسی ندارند. مسئولین کشور اعم از سخنگوی قوه قضاییه، رئیس دادگستری فقط در مقابل اجحافی که در حق دانشجویان شده سر تکان دادند و ابراز تاسف کردند ولی هیچ کدام هیچ کاری برای آزادی آن ها انجام ندادند. افراد به اتهام جاسوسی، تجاوز به آب های ایران و… از زندان آزاد شدند و با هدایا به کشور خودشان رفتند. احمدی نژاد باید پاسخ دهد چرا سه دانشجوی امیرکبیر که به خاطر اعتراض و انتقاد به او دارند تاوان می دهند از زندان آزاد نمی شوند؟! آیا گناه آن ها از کسانی که به قول خودتان جاسوس و متجاوزند سنگین تر است؟!» دانشجویان شعار می دادند: «مرگ بر این دولت مردم فریب».

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه تریبون رشید اسماعیلی، یکی از دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه علامه، طی سخنانی گفت: «دکتر سمتی، دکتر شاهنده، دکتر بشیریه و… هیچ گناهی جز استقلال ندارند. آقای احمدی نژاد گفته از شنیدن نام دموکراسی حالش به هم می خورد، من سوالم این است آیا از شنیدن نام حقوق بشر هم حالش به هم می خورد؟! ما امروز باید حرف ها و نظرات یکدیگر را تحمل کنیم. من از برخوردی که اعضای انجمن سنتی با دوستان ما داشتند، واقعا متاسفم.» دانشجویان تجمع کنندگان شعار می دادند: «دانشجو، دانشجو، اتحاد اتحاد». مجید شیخ پور بار دیگر به بالای تریبون آمد و سخنان قطع شده خود را ادامه داد. شیخ پور گفت: «دفتر تحکیم وحدت دو نوبت به آقای احمدی نژاد نامه نوشته، سوالاتی را مطرح کرده، ولی هیچ یک از عموم دانشجویان را اجازه ندادند به داخل سالن سخنرانی برود و سوالات دانشجویان را مطرح کند. فقط بسیجی های حامی خودشان را با دعوتنامه می برند داخل. در تابستان امسال ۲۱ نفر از جامعه دانشگاهی دستگیر شدند، ۴۳ تشکل دانشجویی لغو مجوز شده است، احمدی نژاد باید پاسخ بدهد وقتی در دانشگاه کلمبیا می گوید دانشگاه های ایران آزاد است، این حرف را بر اساس چه مدارکی و چه دلایلی می زند. احمدی نژاد به پلی تکنیک آمد. دانشجویان پلی تکنیک اجازه ندادند حتی دوربین صداوسیما تصاویر دلخواهش را از آن مراسم بگیرد. ما می خواهیم فقط یک نفر از این جمعیت در سالن حضور پیدا کند و سوالات ما را از رئیس جمهور بپرسد.»

در ادامه این برنامه دانشجویان راهپیمایی به سمت درب ۱۶ آذر انجام دادند و در آن جا تجمع کردند. در پی این حرکت نیروی انتظامی بلافاصله گارد ضد شورش مقابل درب دانشگاه مستقر کرد. سپس دانشجویان مطلع شدند اتومبیل حامل احمدی نژاد در حال خروج از دانشگاه است. دانشجویان به سرعت به سمت سردر اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند. در حالی که دانشجویان مقابل سردر اصلی تجمع کرده بودند، گفته شد اتومبیل های حامل تیم همراه رئیس جمهور تغییر مسیر داده و از درب دیگری از دانشگاه خارج شد. نیروی انتظامی در انتها با استفاده از اسپری فلفل و گاز اشک آور سعی کرد دانشجویان را متفرق کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 15:4  توسط دبير  | 

مدیریت دانشگاه تهران به منظور کنترل هر چه بهتر فضای این دانشگاه در آستانه حضور رئیس جمهور، از نیروهای حراست و انتظامات دیگر دانشگاه های تهران درخواست کمک کرده است. از صبح امروز نیروهای حراست و انتظامات دانشگاه امیرکبیر به منظور شناسایی دانشجویان این دانشگاه و کمک به برقراری نظم در دانشگاه تهران، در این دانشگاه حضوری فعال دارند. نیروهای حراست و انتظامات، محمداسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار، دو نفر از دانشجویان امیرکبیر، را به شیوه فوق از دانشگاه بیرون انداختند. انجمن سنتی دانشگاه تهران تجمعی را مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ترتیب داده است. به نظر می رسد این انجمن با برگزاری تجمع مقابل دانشکده ادبیات قصد دارد دانشجویان را از محل سخنرانی رئیس جمهور دور نگه دارد. دقایقی پیش برخی از دانشجویان حاضر در صحن دانشگاه با حضور در این تجمع خواستار شکل گیری تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، محل سخنرانی احمدی نژاد، شده اند. با مخالفت انجمن سنتی دانشگاه تهران با این مسئله دانشجویان به صورت خودجوش به سمت کتابخانه مرکزی دانشگاه رفته و در آن جا تجمعی را شکل دادند. تجمع 500 نفری دانشجویان در محاصره کامل نیروهای امنیتی و دانشجویان بسیجی قرار دارد. بسیجی ها چندین بار با دانشجویان که قصد ورود به کتابخانه را داشتند به شدت درگیر شدند و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. جو دانشگاه تهران مقابل کتابخانه مرکزی این دانشگاه به شدت متشنج گزارش می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 14:56  توسط دبير  | 

خبرنامه امیرکبیر: در آستانه حضور محمود احمدی نژاد در دانشگاه تهران، از امروز تدابیر شدید امنیتی در این دانشگاه و اطراف دانشگاه تهران حاکم شده است.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر نیروهای پرتعداد انتظامات دانشگاه تهران به همراه نیروهای حراست این دانشگاه و همچنین مامورین امنیتی با حضور در مقابل درب های دانشگاه تهران رفت و آمد افراد و ورود و خروج دانشجویان و اساتید دانشگاه را به شدت کنترل می کنند.

انتظامات با چک کردن کارت دانشجویی و تطبیق عکس روی کارت با چهره دانشجویان از ورود دانشجویان دیگر دانشگاه ها به دانشگاه تهران جلوگیری می کند. روابط عمومی دانشگاه تهران همچنین اعلام کرده است فردا کتابخانه مرکزی، جهاد دانشگاهی و دیگر نهادهای پردیس مرکزی تعطیل است و از میان دانشجویان دانشگاه تهران هم تنها دانشجویانی حق ورود به محوطه پردیس مرکزی را دارند که دانشکده هایشان در پردیس مرکزی قرار دارد.

روابط عمومی دانشگاه تهران همچنین در پاسخ به درخواست دانشجویانی که برای دریافت کارت ورود به جلسه سخنرانی احمدی نژاد مراجعه کرده بودند، اعلام کرد کارت های ورود به جلسه از یک هفته پیش به دانشگاه های مختلف تهران ارسال و توزیع شده است. شنیده ها حاکی از آن است که چند روز پیش کارت های ورود به جلسه به طور محدود در میان بعضی از دانشجویان دانشگاه های امام حسین و امام صادق توزیع شده است.

از زمان انتشار دومین نامه دفتر تحکیم وحدت به محمود احمدی نژاد، نیروهای امنیتی ضمن تماس های مکرر با اعضای این دفتر مصرانه از ایشان خواسته اند از تصمیم خود برای حضور در جلسه سخنرانی احمدی نژاد صرف نظر کنند. نیروهای امنیتی به دانشجویان گوشزد کرده اند از آن جا که پس از حادثه دانشگاه کلمبیا در آمریکا تمام نگاه جهان به این نشست است، ایجاد اخلال در این برنامه برابر با در افتادن با کلیت نظام است و برخورد شدید نهادهای امنیتی را در پی خواهد داشت.

در عین حال در میان این تهدیدها و خط و نشان کشیدن های نیروهای امنیتی برای دانشجویان و همچنین ایجاد جو امنیتی در اطراف دانشگاه تهران، طبق گزارش های رسیده از دانشگاه های مختلف تهران، دانشجویان در حال برنامه ریزی برای حضور در این برنامه به منظور آزمودن صحت ادعاهای محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا مبنی بر آزاد بودن دانشگاه های ایران هستند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان دانشگاه تهران امروز با انتشار چندین نشریه دانشجویی، ضمن درج نامه دفتر تحکیم به رئیس جمهور از دانشجویان برای شرکت در این برنامه دعوت کرده اند. عمده انتقادات دانشجویان دانشگاه تهران به دولت به اخراج و بازنشسته کردن گروهی اساتید و ایجاد محدودیت برای تشکل های دانشجویی این دانشگاه مربوط می شود.

همچنین دانشجویان دانشگاه امیرکبیر که سال گذشته شعار «مرگ بر دیکتاتور» را در حضور احمدی نژاد در این دانشگاه سر دادند، جهت انتقاد به احمدی نژاد مبنی بر دستگیری و شکنجه انتقام جویانه دانشجویان این دانشگاه فردا قرار است در دانشگاه تهران حضور یابند.

گزارش های رسیده از دانشگاه های علامه و خواجه نصیر نیز حکایت از این دارد که دانشجویان با پخش تراکت هایی در خوابگاه ها از دوستان خود جهت حضور در برنامه احمدی نژاد دعوت کرده اند. جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه علامه در بهار سال گذشته با احکام شدید انضباطی محرومیت از تحصیل مواجه شده اند و رئیس روحانی و انتصابی این دانشگاه با زیر پا گذاشتن قانون در روند فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه اخلال ایجاد کرده است.

اخبار فوق الذکر همگی حکایت از این دارد که در مقابل آمادگی کامل دانشجویان برای حضور در جلسه سخنرانی رئیس جمهور که قرار است فردا در دانشگاه تهران برگزار شود، نیروهای امنیتی و انتظامی نیز گویا قرار است فردا تمام نیرو و توان خود را جهت برگزاری هر چه بهتر و آبرومندتر این جلسه صرف کنند. همه به انتظار نتیجه این زورآزمایی دانشجویان و نهادهای امنیتی نشسته اند که ببینند آیا این نهادها بالاخره موفق می شوند جلسه ای هر چند صوری ولی آبرومند برای سخنرانی رئیس جمهور فراهم کنند یا این دانشجویان هستند که مثل سال گذشته در دانشگاه امیرکبیر انتقادات صریحی را در حضور وی مطرح خواهند کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 14:48  توسط دبير  | 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان آزاد شده پلی تکنیک از بدو آزادی با نامه نگاری های متعددی به مقامات، ارگان ها، و سازمان های دولتی و غیردولتی مرتبط با مسئله، خواستار رسیدگی به شکنجه خود و دیگر دانشجویان در بند جهت اخذ اعترافات دروغین شده بودند. نامه نگاری این دانشجویان با مقامات ارشد قوه قضاییه، دیدار ایشان را با دکتر علیرضا جمشیدی، سخنگوی این قوه، در پی داشت.

جمشیدی، طی این دیدار ضمن همدردی با دانشجویان، به آن ها قول داد که در اسرع وقت بحث شکنجه دانشجویان را با رئیس قوه قضاییه در میان بگذارد. هفته ای پس از این دیدار سخنگوی قوه قضاییه از دستور هاشمی شاهرودی به آوایی، رئیس دادگستری استان تهران، در خصوص بررسی ادعای دانشجویان مبنی بر شکنجه در بند ۲۰۹ زندان اوین و همچنین پیگیری آزادی ۳ دانشجوی در بند، خبر داد.

پس از آن بود که رئیس دادگستری استان تهران با ترتیب دادن دیداری با دانشجویان آزاد شده شرح آن چه که در زندان بر آن ها رفته بود را از زبان آن ها شنید و قول داد در اسرع وقت به این مسئله رسیدگی نماید. او همچنین در این دیدار تاکید کرد که اولویت اول آزادی سه دانشجویی است که ماه ها در بازداشت به سر می برند. دو هفته پیش آوایی طی مصاحبه ای از نهایی شدن گزارش بررسی نحوه رفتار با دانشجویان در مدت بازداشت و انتشار قریب الوقوع این گزارش خبر داد.

در این حین دادگاه احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری، سه دانشجوی در بند طی دو جلسه برگزار شد. دانشجویان برای چندمین بار انتساب نشریات موهن را به خود تکذیب کرده و بر جعلی بودن این نشریات تاکید کردند. قاضی پرونده اعلام کرد ظرف مدت ۲۰ روز اقدام به انشای رای برای این سه دانشجو خواهد کرد. رئیس دادگاه همچنین حتی پس از اعلام ختم دادرسی به درخواست قانونی وکیل این سه دانشجو مبنی بر تبدیل قرار بازداشت ایشان به وثیقه یا کفالت توجهی نکرد و منصوری، توکلی و قصابان بار دیگر به بند ۲۰۹ زندان اوین بازگشتند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر مجید شیخ پور، پویان محمودیان و مقداد خلیل پور، مدیران مسئول نشریات سرخط، ریوار و آتیه، اوایل هفته گذشته با حضور در دادسرای عمومی استان تهران از جاعلین نشریات خود شکایت کردند. دانشجویان آزاد شده دانشگاه امیرکبیر همچنین اواخر هفته طی نامه سرگشاده ای به آوایی، رئیس دادگستری استان تهران، اعلام نمودند چنانچه قرار باشد طبق تصمیم مسئولین دادگاه انقلاب ۳ دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر پس از تحمل سخت ترین شرایط طی ۵ ماه گذشته در بند ۲۰۹، همچنان در بند بمانند، ایشان نیز رویه خود را در پیگیری مسئله بدرفتاری های انجام شده در زندان تغییر خواهند داد.

متن کامل نامه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به رئیس دادگستری به شرح زیر است:

باسمه تعالی
لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم
ریاست محترم دادگستری استان تهران، جناب آقای آوایی، با سلام و تحیت؛

همان طور که مستحضرید ما، دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، پس از آزادی از زندان طی نامه تظلم خواهانه ای به جنابعالی خواستار پیگیری مسئله بدرفتاری تیم بازجویی با خود در مدت بازداشت شدیم. حضرتعالی نیز ماه گذشته با ترتیب دادن ملاقات حضوری آن چه در مدت بازداشت بر ما رفته بود را به صورت مستقیم از زبان ما شنیدید. جنابعالی در ملاقات حضوری تاکید کردید مسئله مهم و ضروری آزادی سه دانشجوی در بند است.

اکنون بیش از یک ماه از شروع روند رسیدگی به مسئله شکنجه دانشجویان می گذرد و تاکنون این تحقیقات نتیجه مشخص و معینی که تاثیری در روند رسیدگی به پرونده ما و دیگر دوستانمان داشته باشد، نداشته است. همچنین اکنون پنج ماه است که از بازداشت ۳ نفر از دوستانمان می گذرد و ایشان همچنان در بند هستند و از رسیدگی عادلانه و بی طرفانه به اتهامات ایشان و تبدیل قرار بازداشت ایشان، حتی پس از برگزاری دادگاه، خبری نیست.

از جنابعالی به عنوان مقامی که از ابتدا سعه صدر و نگاه مثبتی به این مسئله داشته اید، انتظار داشته و داریم که اقدامات مقتضی را جهت آزادی سه دانشجوی در بند که پس از برگزاری دادگاه دیگر موجبی برای تداوم بازداشت ایشان وجود ندارد، مبذول فرموده و دستورات لازم را جهت تسریع رسیدگی به مسئله بدرفتاری انجام شده با دانشجویان صادر نمایید.

اینجانبان، علیرغم آن که خود و دیگر دوستانمان را در قضیه انتشار نشریات موهن کاملا بیگناه می دانستیم و معتقد بودیم در مدت چند ماه گذشته، به ویژه در مدت بازداشت، اجحاف فراوانی در حق ما شده است، از زمان آزادی تاکنون هیچ گونه فعالیت علنی در اثبات بیگناهی خود و سه دوست در بندمان نداشتیم. ترجیح دادیم در این مدت مسئله را با جنابعالی و دیگر مسئولین امین قوه قضاییه در میان گذاریم. خواستیم که به این مسئله در نهایت آرامش و به دور از جنجال رسانه ای رسیدگی شود.

اما اگر قرار باشد به هر ترتیبی بازداشت دوستان ما، احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان، علیرغم تکذیب چندین باره ما در دست داشتن در انتشار نشریات موهن، پس از ۵ ماه همچنان تداوم یابد، وظیفه اخلاقی، انسانی و اسلامی ما ایجاب می کند که به رغم میل باطنی آن چه تاکنون در پرده با جنابعالی و دیگر مسئولین قوه قضاییه در میان گذاشته بودیم به صورتی دیگر پیگیری نماییم.

جناب آقای آوایی، اجازه ندهید دستانی ناپاک که تنها به فکر مطامع شخصی و گروهی خود هستند موفق شوند دانشجویانی را که در این مدت مظلومانه و به دور از هیاهو، به انحاء مختلف فریاد دادخواهی خود را به گوش مسئولین قوه قضاییه رسانده اند، از طریقی که در پیش گرفته اند ناامید نمایند.

والسلام علی من اتبع الهدی
علی صابری، پویان محمودیان
عباس حکیم زاده، مجید شیخ پور
۱۰ مهرماه ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 15:10  توسط دبير  | 

انسان اسير سرنوشت كور نميشود

تمام تاریخ انسان در یك كلام، نبرد همه جانبه‌‌‌‌‌‌‌انسان با سرنوشت است. و این انسان آگاه و بیناست كه روز به‌روز می‌خواهد خود را از قید تقدیرها و اجبارات كور رها كند، آزاد شود و بر سرنوشت خودش حكومت كند. تقدیر شوم و سرنوشت نامطلوب را به‌سرنوشتی مطلوب و مهارشده تبدیل كند.

حیات انسان سراسر مبارزه علیه نیروها، طبقات و تمایلات كور خودبخودی، غریزی، بی منطق و ستمگر است. آنها می‌خواهند سرنوشت ما را در اختیار بگیرند و ما را تباه كنند، اسیر كنند، برده كنند، بكشانند و در لجه ‌‌‌‌‌‌‌خون اندازند. بله اینها واقعیت است. اما حقیقت چیز دیگری است. حقیقت این است كه سرنوشت حقیقی انسان بسیار تابناكتر، درخشنده‌تر، و فرخنده‌تر از این حرفهاست. قرار است كه اردوی ارتجاع و ستمگری از هرطرف فرو ریخته و واژگون شود. به‌این ترتیب انسان سرانجام در همه‌‌‌‌‌‌‌ جبهه‌های اجتماعی و فردی و طبیعی پیروز خواهد شد این سرنوشت حقیقی ماست‌.

از آغاز در بزرگترین آثار هنری علمی و فلسفی تاریخ بشر این مطلب را منعكس می‌بینیم. حماسه‌‌‌‌‌‌‌به‌زانو درآوردن سرنوشت شوم وسركش. كه در انواع و اقسام سركشیها منعكس است. بزرگترین و شورانگیزترین آثار هنری و ادبی از این داستان گفتگو می‌كنند. داستان گیلگمش، بعد آشیل، بعد بتهوون با سمفونی پنجم. در تمام اینها ماجرا یكی است. قهرمانان داستان همه آنهایی هستند كه در یك كشاكش خونین و پر‌درد و رنج، همان فلسفه‌‌‌‌‌‌‌ابتلاء، بالاخره بر سرنوشت پیروز می‌شوند.خدایان اسطوره‌یی، اجبارات را مهار می‌كنند».

ما به‌دنبال طرح مناسبات و نظم نوینی هستیم. و در تفسیر سوره‌‌‌‌‌‌‌قدر، تقدیرگرایی كور و استنباط شرك آمیز از قدر را رد می‌كنیم و تأكید می‌كنیم كه انسان جهان خارج از خود را مطابق آرمان خود می‌سازد. هر یك از ما اگر مبارزه می‌كنیم هنری نكرده‌ایم، گلی به‌سر كسی نزده‌ایم، این كمترین وظیفه‌‌‌‌‌‌‌ما است. چرا‌كه جدایی انسان از مسئولیتش جدایی انسان است از انسانیتش.

در لیله‌‌‌‌‌‌‌القدر، در شب احیا و شهادت امیر مؤمنان علی (ع) رو به‌درگاه پروردگار می‌آوریم، دست دعا به‌سوی او بلند می‌كنیم و حاجت بزرگ مردم ایران را از او مسألت می‌كنیم:

ای خدای بزرگ، ملت ایران را از سركوبی و ستم و بیداد استبداد مذهبی برهان!

خدایا مردم ایران صد و بیست هزار نفر از بهترین فرزندان مجاهد و مبارز خود را برای دستیابی به‌آزادی فدا كرده‌اند. صدها هزار تن شلاق و داغ و درفش جلادان را در شكنجه‌گاهها تحمل كرده‌اند. چه خون‌جگرها كه پدران ومادران و خانواده‌های داغدار ما خوردند و چه فدیه‌های بزرگ كه برای آزادی و رهایی نثار كردند. پس خواسته‌‌‌‌‌‌‌ عاجل آنان و شفا و مرهم جامعه مجروح ایران را كه آزادی است برآورده ساز!

خدایا زنان ایران در دوران آخوندهای زن ستیز رنجهای طاقت فرسا كشیده اند. چه بسیار كه پیكرشان با شلاق سنگدلان مجروح شد، چه بسیار كه هدف بی‌حرمتی و اهانت واقع شدند و چه ستم و بی داد عظیمی بر آنها روا شد. خدایا زنان ایران را از این همه سركوبی و ستم و بیداد نجات بده!

خدایا رژیم آخوندی ایران را به‌زندان بزرگی تبدیل كرده است. هر سال زندانهایش از صدها هزار نفر و به‌خصوص از جوانان پر و خالی می‌شود. زندانیان بی دفاع و بی پناه را در بدترین شرایط زیستی، زیر ضرب شلاق و توهین و زیر فشار گرسنگی و بیماری و تنگی جا عذاب می‌دهد. خدایا همه زندانیان به‌ویژه زندانیان سیاسی و دستگیرشدگان قیامها و تظاهرات را از سیاهچالهای این رژیم برهان.

خدایا مردم ایران در این ایام بر اثر گرانی فوق طاقت، بر اثر فقر و تنگدستی و بر اثر نداشتن شغل و سرپناه، روزگار سختی را می‌گذرانند. ثروتها و منابع ایران توسط آخوندها چپاول می‌شود اما میلیونها هموطن ما در این ماه رمضان گرسنه سر بر بالین گذاشتند، میلیونهانفر بی خانمان بودند و چه بسیار بودند بیمارانی كه هزینه مداوا نداشتند. خدایا آنها را از فقر و گرسنگی و بیماری و از یوغ آخوندهای غارتگر و چپاولگر برهان.

خدایا جامعه‌‌‌‌‌‌‌ایران بر اثر حكومت آخوندهای تبهكار دچار نابسامانی است.چند میلیون جوان ایرانی در دام اعتیاد گرفتارند. اكثر خانواده‌ها غمزده و پریشانند. به‌جای صلح و صفا و مهربانی، آخوندها تخم كینه و یأس و بی اعتمادی در جامعه پاشیده‌اند. خدایا جامعه‌‌‌‌‌‌‌ایران را از این همه بلا و مصیبت نجات بده.

خدایا شر رژیم پلید آخوندی را ازمردم ایران كوتاه كن و تیرگی و سیاهی روزگار كنونی ملت ایران را به‌سپیده و سحر آزادی برسان.

به رحمت و مهربانیت،ای مهربانترین مهربانان.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 14:14  توسط دبير  | 

به دعوت انجمن دانشجويي ايران فردا روز ششم مهرماه براي اعلام همبستگي مجدد با ياران دبستاني كه بعد از شروع سال تحصيلي همچنان در سلولهاي انفرادي 209 به سر ميبرند شب شعري در شيراز برگزار شد. در اين برنامه  تعدادي از دانشجويان اشعاري را كه در زمينه هاي مختلف سروده بودند قرائت كردند.  در پايان نيز ترانه يار دبستاني  و ايران اي مرز پرگهر به طور دستجمعي توسط دانشجويان خوانده شد.

در زير يكي از اشعار اجرا شده در مراسم را آورده ايم:

براي تو كه در پلي تكنيك

ايستاده اي

 

بايد از پولاد آبديده باشي تا نشكني

بايد كوهي استوار باشي تا فرو نريزي

من اما گرچه نه از پولاد آبديده ام و نه كوه استوار

ولي گوهري دارم  كه استحكامي بيش از پولاد

و استواري بيش از كوه به من ميدهد

انسانم من، بافته از گوشت و خون و پوست

تنيده شده از رگ و احساس

شايد به خاطر همين است كه

 گاهي ميشكنم، فرو ميريزم، خسته ميشوم 

اما دوباره برميخيزم

اين است آن گوهر ناب بي همتا

توان پايداري

ليك ميدانم كه اين روزها

پيكر مهيب داس در دست زمخت كيست

و ساقه نحيف ياس كجاست

آنها كه در طول ساليان براي بقاي خويش از كشته ها پشته ها درست كردند

و كباب قناري را بر آتش سوسن و ياس برپا داشتند

تا سور ما را به سفره نشينند

امروز نيز از دست يازيدن به هيچ نيرنگي ابا نخواهند داشت    

گاه بايد ايستاد و حرف را زد

تقواي ما خاموشي نيست

تقواي ما سخن گفتن و نوشتن است

و از زندگي سرودن است

در امتداد آنها كه آسمان غمزده ميهن ما را

غرق ستاره ها كردند

كلمه و قطره  به هم مي آميزند

تا پي بند بلند اين ديوار بين ما و آزادي را سست كنند

كلمه و قطره  به هم مي آميزند

تا ترانه شوند، تا تو بشنوي هر جا كه هستي

پلي تكنيك، دانشگاه علامه، دانشگاه تهران،

شيراز، اصفهان، لرستان، مازندران، كرمانشاه

هر جا كه هستي حتي در دست ماموري سبزپوش اسيري يا...

هرجا كه هستي اين ترانه را بخوان

فرو ريز! درهم شكن! خسته شو!

اما دوباره برخيز

مهرباني را

بر بلنداي جهان

بنشانيمش

آي آدمها

موج  مي آيد ...

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 23:28  توسط دبير  | 

معلم پاي تخته داد ميزد

صورتش از خشم گلگون بود

و دستا نش  به زير پوششي ازگرد پنهان

 تساوي هاي جبري را نشان مي داد

ولي آخر کلاسيها

لواشک بين خود تقسيم ميکردند

وآن يکي در گوشه اي ديگر « جوانان » را ورق مي زد .

با خطي خوانا به روي تخته اي کز ظلمتي تاريک

غمگين بود ، تساوي را چنين بنوشت

 << یک با یک برابر است>>

از ميان جمع شاگردان يکي برخاست

  همیشه یکنفر باید به پا خیزد...

تساوي اشتباهي فاحش و محض است

به آرامي سخن سر داد .

نگاه بچه ها ناگه به يکسو خيره شد

معلم مات بر جاي ماند .

و او پرسيد :

اگر يک فرد انسان واحد يک بود ، آيا باز يک با يک برابر بود ؟

سکوت مدهشي بود و سوالي سخت .

معلم خشمگين فرياد زد

آري برابر بود .          

و او با پوزخندي گفت :

اگر يک فرد انسان واحد يک بود

اين تساوي زيرو رو ميشد .

اگر يک فرد انسان واحد يک بود

ان که زور و زر به دامن داشت بالا بود

وان که قلبي پاک و دستي فاقد از زر داشت پايين بود

حال مي پرسم يک اگر با يک برابر بود

نان و مال مفت خوران از کجا آماده ميگرديد ؟

يا چه کسي ديوار چين ها را بنا ميکرد ؟

يک اگر با يک برابر بود

پس که پشتش زير بار فقر خم مي شد ؟

يا که زير ضربت شلاق له ميگشت ؟

يک اگر با يک برابر بود

پس چه کسي آزادگان را در قفس ميکرد ؟

معلم ناله آسا گفت :

بچه ها در جزوه هاي خويش بنويسيد

<< یک با یک برابر نیست>>

                                               

                                                                                  شاعر مبارز- خسرو گلسرخي

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 14:26  توسط دبير  | 

منصور تهرانى سازنده آهنگ و سراينده شعر «يار دبستانى من» كه در سال هاى اخير تبديل به ترانه اى ملى شده و توسط دانشجويان و اقشار ديگر جامعه در محافل گوناگون خوانده مى شود در سال ۱۳۲۷ در بندر تركمن به دنيا آمده است. او تاكنون ۸۰ ترانه را كه بسيارى از آنها از ترانه هاى ماندگار و جاودانى تاريخ ترانه در كشورمان است به مردم ايران ارائه كرده است. پس از انقلاب كه كار موسيقى و ترانه در ايران متوقف شد او به فعاليت در عرصه موسيقى متن فيلم پرداخته و كارگردانى چند فيلم را انجام داد. منصور تهرانى به دليل توقيف واپسين فيلم خود «مردان مرداب» كه سرمايه گذارى بسيارى براى آن كرده بود، ناچار شد خانه و زندگى خويش را به حراج بگذارد و بدهى هايش را بپردازد تا به زندان نيفتد. او به رغم تمايل خود ناچار به مهاجرت شد چرا كه ديگر در ايران خانه و كاشانه اى براى همسر و فرزندانش نداشت. تهرانى اكنون مقيم كشور سوئد است و در آنجا يك راديوى محلى فرهنگى _ هنرى را براى ايرانيان مقيم آن كشور مديريت مى كند. در سال هاى اخير او دو بيمارى مهلك سرطان خون و پروستات را تا حدى عقب رانده و همچنان به كار هنر مشغول است.

ترانه يار دبستاني

http://www.2shared.com/file/2314669/a3ea81d7/100.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 14:20  توسط دبير  | 

صبح ما با طلوع لبخندي بي نظير بر چهره آرام و صبورش آغاز ميشد. نجابت با شكوهي در نگاهش موج ميزد. شيفته وار بهش خيره ميشديم و با هر جمله اي كه ميگفت به دنياي زيبا و قشنگش پا ميگذاشتيم. وقتي وارد حياط مدرسه ميشد روز ما رنگ ديگه اي بخودش ميگرفت، همه دورش حلقه ميزديم و بلند و بلند صدايش ميكرديم. يكي از برنامه مدرسه ميپرسيد، يكي درباره زمان مسابقه فوتبال سئوال ميكرد، خلاصه غوغايي بپا ميشد و او با همان متانت خاص خودش، با همان نگاه عميق اش به حرفهاي همه ما گوش ميداد و با لهجه شيرين آذري تلاش ميكرد تا هيچكدوممون رو بي پاسخ نگذاره. برامون الگو بود، دوست داشتيم مثل اون راه بريم مثل اون حرف بزنيم مثل اون فوتبال بازي كنيم و مثل اون فكر كنيم. چقدر شوخيهاش دلنشين بود، عاشق آب پاشيدن به به بچه ها بود، شلنگ به دستش ميگرفت و دنبال ما ميكرد، ما هم براي اينكه با آبي كه اون ميپاشيد خيس بشيم از هم سبقت ميگرفتيم. نميدونم چه راز و رمزي بود اما فقط اين خنده هاش نبود كه ما رو جذب ميكرد حتي وقتي اشكالاتمون رو بهمون ميگفت و بخاطر اشتباهاتمون بهمون انتقاد ميكرد دوستش داشتيم انگار در همون دنياي كودكي ميفهميديم وقتي اون اشكالي رو بهمون ميگه بخاطر اينه كه بيشتر از همه دوستمون داره و ميخواد بزرگ بشيم. حالا كجاست كه ببينه ما بزرگ شديم؟ كجاست كه ببينه هنوزم دوستش داريم و هنوزم با مرور خاطراتش انگيزه ميگيريم؟ كجايي آقا مدير محمد ؟ كجايي؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 14:17  توسط دبير  | 

بهمناسبت آغاز مهرماه و شروع سال تحصيلي

مهرماه با صداي دل انگيز قدمهاي يك نسل30 ميليوني از جوانان و نوجوانان ايران از راه مي‌رسد. فصلي سرشار از احساسهاي معصوم دانش‌آموز و دانشجو و مدرسه و دانشگاه و درس و كلاس و همكلاسي و معلم و شاگرد و استاد و كتاب و قلم و الف و ب و يا. مهر ماه فصل سرشاري، فصل جواني، فصل نسلي پر از توان و استعداد و آرزو و اميدكه بايد براي به‌عهده گرفتن مسئوليتي كه بر عهدهٴ همهٴ نسلهاي جوان است آماده باشد. فرارسيدن ماه مهر، فصل نوجوانان و جوانان ايران، فصل آموزگاران و معلمان و دبيران و استادان، فصل ياراني كه هميشه در كنار نسل جوان كشور از خواستهاي آنها دفاع كرده و مهر و محبت خود را نثار كودكان و نوجوانان ميهن نموده برهمه شما و همه مردم ايران مبارك باد.

راستي اگر در ميهن ما آزادي حاكم بود، دركشوري كه بخش اصلي نيروي فعالش را همين جوانان تشكيل مي‌دهند، فكرش را بكنيد كه حتي در يك روزش چه بهشتي از ترقي و پيشرفت و انسانيت و يگانگي ساخته مي‌شد؟! اما ثمره 28 سال حاكميت رژيم ضد ايراني آخوندي فاجعه ايست كلان كه تنها گوشه‌يي از انعکاسات و ‌آمارهايي كه از منابع خود رژيم فقط در يکماه شهريور 1386  استخراج شده ا ست, آنرا بهخوبي نشان مي‌دهد:

-    خبرگزاری ایسنا: آدينه، 16 شهریور ماه 1386 /  موسي اميني، مدير نهضت سوادآموزي استان مازندران با اعلام اين كه ‌١٥ هزار بي‌سواد ‌١٠ تا ‌٢٩ سال در استان وجود دارد گفت: براي با سواد كردن اين تعداد افراد ‌٢٠٢ كلاس درس جديد نياز داريم. وي تعداد كل بي‌سوادان استان را ‌٤٠٣ هزار و ‌٩٨ نفر اعلام كرد و افزود: از اين تعداد ‌١٤٢ هزار و ‌٣١١ نفر ساكن شهرها و ‌٢٦٠هزار و ‌٧٨٧ نفر در روستا ساكن هستند.

-    دکتر نارنجيها - محقق و معاون موسسه تحقيقات داريوش - در نشست پژوهشي و هم انديشي پژوهشگران و کارشناسان سو»:  35هزار دانش آموزان معتاد در کشور وجود دارد و متاسفانه اغلب دانش آموزان در مقطع دبيرستان مواد مخدر جديد از نوع شيشه و کراک را مي شناسند اما مسوولان مدارس در اين زمينه اطلاعات کمي دارند.  دکتر نارنجيها - محقق و معاون موسسه تحقيقات داريوش - در نشست پژوهشي و هم انديشي پژوهشگران و کارشناسان سو» مصرف مواد مخدر با استناد به آخرين نتايج تحقيقات  RCA  در زمينه مصرف مواد مخدر، افزود: بر اساس تحقيقات به عمل آمده الگوي اعتياد در کشور به سرعت در حال تغيير است و مصرف مواد جديد همچون کراک رو به رشد است به طوري که مصرف اين مواد هم اکنون به 15 درصد در بازار مصرف کشور رسيده اين در حاليست که هروئين با 40 سابقه 21 درصد است، لذا با زنگ خطر جدي مواجه ايم.  وي سن اغلب معتادان را با بيشترين فراواني بين 20 تا 34 سال عنوان کرد

-    خبرگزاري فارس: شنبه، 17 شهریور ماه 1386  / قائم مقام خانه كارگر آذربايجان غربي گفت: بيش از 3 هزار نفر از كودكان در كارگاه‌هاي كوچك مشغول به كار هستند، اين درحاليست كه قانون ممنوعيت كار كودكان زير 16 سال به تصويب رسيده است.

-    خبرگزاري فارس از اردبيل، یکشنبه، 18 شهریور ماه 1386  / مدير نهضت سواد آموزي استان ادبيل گفت: طبق سرشماري سال 85 هم اكنون بيش از 222 هزار و 758 نفر بيسواد در استان وجود دارد.

-    خبرگزاري ايسنا:  یکشنبه، 18 شهریور ماه 1386  / علي‌اصغر خليل‌زاده امينيان، در گفت‌وگو با خبرنگار - منطقه خراسان - گفت: معاون آموزش عمومي سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوي از کمبود ‌‌٨ هزار معلم در آموزش و پرورش خراسان رضوي خبر داد.

-    روزنامه اعتماد: رشد فزاينده‌ ميزان‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ در بين‌ دانش‌ آموزان‌ ايراني‌ طي‌ يك‌ سال‌ اخير در اثر تشديد مشكلات‌ تحصيلي‌ و اضطراب‌ از يك‌ سو و فشارها و ناهنجاري‌هاي‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ از سوي‌ ديگر، متوليان‌ تعليم‌ و تربيت‌ را به‌ چاره‌انديشي‌ واداشته‌ است‌. در همين‌ ارتباط‌ وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ ايران‌ در روزهاي‌ اخير ضمن‌ ارايه‌ آمار رسمي‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ دانش‌ آموزان‌ ابراز نگراني‌ كرده‌ و لزوم‌ وجود نيروي‌ مشاور و روانشناس‌ بيشتر در مدارس‌ را مورد تاكيد قرار داده‌ است‌.

-    حيدر زنديه‌، معاون‌ نظري‌ و مهارتي‌ آموزش‌ و پرورش‌ تهران‌ در گفت‌وگو با ايسنا از اقدام‌ به‌ خودكشي‌ 283 دانش‌ آموز در شهر تهران‌ خبر داد و گفت‌: بيشتر آنها كه‌ طي‌ سال‌ گذشته‌ اتفاق‌ افتاده‌ مربوط‌ به‌ دانش‌ آموزان‌ دختر بوده‌ است‌.

-    معاون‌ وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ كه‌ عامل‌ اصلي‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ در ميان‌ دانش‌ آموزان‌ را مشكلات‌ تحصيلي‌ و اضطراب‌ مي‌ داند،

-    یزد - خبرگزاری مهر: ۱۳۸۶/۰۶/۱۳ /  کارشناس بهداشت و تغذیه آموزش وپرورش استان یزد گفت: بیماریهای دهان ودندان از شایع ترین مشکلات دانش آموزان در بدو ورود به دبستان است که نزدیک به 25 درصد نوآموزان یزد از آن رنج می برند

-    خبرگزاري فارس: سه شنبه، 20 شهریور ماه 1386  / مديركل آموزش پايه نهضت سوادآموزي گفت: طبق سرشماري سال 85 بيش از 9 ميليون بي‌سواد در كشور وجود دارد. حسن شربتدار كه در نشست يكروزه مسئولان و راهنمايان تعليمات نهضت سواد آموزي استان اردبيل سخن مي‌گفت افزود: از اين تعداد بي‌سواد بيش از يك ميليون نفر زير 30 سال هستند.

-    ۲۰ شهريور ۱۳۸۶  - به گزارش آموزش نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پلیس جانشين دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر رياست جمهوري با اعلام اين که 30 تا 40 ميليون نفر از جمعيت جوان كشور در معرض خطر ابتلا به مصرف مواد مخدر هستند گفت: پيشگيري از اعتياد بايد از مدارس و سطوح پايين اجتماع شروع شود و اميدواريم با همفكري صاحبنظران به پروتكل مشخصي در اين زمينه دست يابيم.

اما پاسخ چيست و چه بايدكرد؟!

اكنون چون سخن از مهر و مهرماه است، بايد تأكيد كرد كه درايرانزمين و در فرهنگ نياكان ما از ديرباز، مهرمظهر بيداري، هوشياري، قدرت، نور، پاكي و صلح بود. مهرورزي، عشق به‌همنوع، دوري از كينه، داشتن تَساهل و ملاطفت نسبت به‌يكديگر و به‌پويندگان آيينهاي ديگر از ويژگيهاي فرهنگ مهرجوي ايراني بود و مهر پويان مي‌بايد درگسترش نور و روشنايي و عشق، پاكي، صفا و صلح و راستي، همه تلاش خود را نشان مي‌دادند و با مظاهر اهريمن ـ‌كينه، سختدلي، فساد، آدمكشي و دورنگي و دروغ و خيانت به‌ميهن ‌ـ مي‌جنگيدند.

راستي مگراين همه در پيكار براي آزادي محقق نمي‌شود؟. اگر چنين است نسل جوان امروز ميهن ما در مسير پيكار آزادي، الگوهاي كم‌نظيري درميهن خود و همين دهه‌هاي نزديك سراغ دارد. صدها هزار جوان دانش آموز و دانشجوي مبارز و مجاهدي كه درهمين مهرماه و به‌خصوص 5 مهر با دلاوري و فداكاري شگفت انگيزي پيكارآزادي را عليه ضحاكان عمامه به‌سر به‌پيش بردند.نسل جوان امروز ايران بايد به‌خود ببالد كه تاريخ پايداريش از چنين افتخاراتي عجين است و بنابراين درشناخت مسير و مسئوليت و حركت درجهت آن ترديد و درنگ نكند.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 13:51  توسط دبير  |