فراخوان سازمان مجاهدین خلق ایران بمناسبت سالگرد قیام 18 تیر
به پاخیزید و تیرماه را به ماه اعتراض علیه دیكتاتوری ولایت فقیه تبدیل كنید! سالگرد قیام دانشجویان در 18 تیر1378 فرا میرسد. سراسر جامعه ایران را جوشش خشم و اعتراض فراگرفته است . در كشاكش سهمگین و آشتی ناپذیر مردم ایران با بربریت آخوندی،تعادل جدیدی پدیدار شده كه از مرحله پایانی رژیم خبر مى دهد .اكنون آمادگی شرایط عینی و هماوردی مجاهدین با رژیم آخوندی را به عیان میتوان دید . در سراسر میهن، مردم خشمگین و محروم كه كارد چپاول و ستمگری آخوندها به استخوانشان رسیده و فقر و گرانی و فساد و فحشاء و اعتیاد طومار حیات شان را در هم می پیچد با نیروهای سركوبگر چنگ در چنگ شده اند.آنها آزادی و حقوق مسلم خود را فریاد میكنند. در این كارزار بزرگ، دانشجویان به عنوان فرزندان آگاه مردم، نقش و جایگاه ویژه ای دارند. آنان با فریادهای بجنگ تا بجنگیم كه از دژ مقاومت اشرف به سنگرهای آزادی در تهران و شیراز و دامنه های الوند و سهند گسترش یافته است، هر روز نمودهای تازه یی از همبستگی و پایداری و پیروزی می آفرینند. ایستادگی دانشجویان و واپس نشاندن كارگزاران رژیم در دانشگاه های زنجان و بیرجند و در سهند تبریز وتربیت معلم كرج، گواه زمان برخاستن است .جنبش دانشجویی به عنوان بخشی از پیكر بزرگ مقاومت سراسری مردم ایران، می رود تا درسهای بسا بزرگتری به رژیم جهل و جنایت بدهد. در سالگرد قیام تیر ماه به پا خیزید و با شعار«مرگ بر دیكتاتور » و «بجنگ تا بجنگیم»، خشم ملت و «حق مسلم آزادی» را فریاد كنید! خشم فروخفته كارگران، معلمان، زنان و همه مردم تحت ستم ایران در فریادهای شما منعكس میشود .تیرماه را به ماه اعتراض تبدیل كنید! رهبر مقاومت در نوروز امسال گفت : «تحولات همه جانبه سالی كه گذشت، نویدبخش دستاوردهای بیشتر در سال تعیین كننده یی است كه پیش رو داریم. فرزندان رشید ایران هر كجا كه هستند، باید با هوشیاری و مسئولیت پذیری و كار و تلاش مضاعف بهای آن را بپردازند. زمان برخاستن است. این خود ما هستیم كه آینده را تعیین و ترسیم می كنیم. صدای در هم شكستن زنجیرهای استبداد مذهبی به گوش می رسد. ایران آزاد می شود».
سازمان مجاهدین خلق ایران 7 تیر1387
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 12:34 توسط دبير
|
درباره
پرداخت بدون چشمداشت در انسان يك ويژگي وجود دارد كه ميتوان فهميد چه كسي به راستي به انسانها و ديگران علاقه دارد. آن ويژگي چيزي نيست جز قيمت دادن و فداي بي چشم داشت. فداي بي چشم داشت براي ديگران يعني پرداخت يك طرفه و بدون دريافت. به ميزاني كه براي ديگران قيمت ميدهيم و از خودمان كم ميكنيم بدون اينكه جايگزيني برايش بخواهيم به همان ميزان هم ديگران را دوست داريم. مثل يك مادر كه نمونه برجسته پرداخت يك طرفه هست پس يك بار هم با اين شاخص به درون خودمان مراجعه كنيم و ببنيم چقدر ديگران را دوست داريم
هر كس كه بخواد آزاديهاي انساني، انقلابي و اسلامي رو محدود بكنه. نه اسلام رو شناخته، نه انسان رو و نه انقلاب رو. آزادي ضرورت دوام انسان است در مقام انساني
در هر دعوايي, سؤال مقدر اين است كه دعوا بر سر چيست؟ وقتي كه موضوع اصلي دعوا مشخص بشود ميتوان حق و باطل را از يكديگر تميز داد، ميتوان موضع گرفت و ميتوان حول اصل موضوع، اصحاب دعوا را دستهبندي نمود و گردوخاكها را فروخواباند. والا هر كسي حرف خودش را ميزند و در صحنهيي كه پر از جيغوداد و گردوغبار است گيج و گم ميشويم. پس بايد ديد دعواي ما با رژيم خميني بر سر چيست؟ آنگاه خواهيم توانست همة مدعيان و گروهها و عناصر سياسي را حول دعواي اصلي شناسايي و طيفبندي كنيم والا در قيلوقال آنها گم و گيج خواهيم شد. دعواي اصلي مردم ايران با رژيم خميني از روز اول برسر اين بوده و هست كه حاكميت ملت و رأي مردم, ياولايتفقيه و حاكميت آخوندي؟
بگذار دشمنان هر چقدر ميخواهند ستارگان بخت ما را به زمين بكشند ولي ما باز هم آسمان را غرق ستاره ها خواهيم كرد. با اختراني شبگرد مصدايق طارق همان تابندگان شبكوب و ظلمت سوز و يا با اشعه نيمروز گلبرگهاي خورشيد پرتوهاي جهل سوز. بيچاره شب پرستان تيغ به كف، هلهله زن با سلاله خورشيد و با نسل ايمان چه خواهند كرد؟ گو هر چه ميخواهند در پيچ و خم جاده هاي تاريك به كمين خورشيد بنشينند تا اسيرش سازند بكشانندش و در لجه خون اندازند ولي خورشيد در اسارت هم خورشيد است و از شهادت هر خورشيد نيز هزاران ستاره برخواهد خواست. جنگلي رويان از ستاره ها با ريشه هايي در اعماق قلوب توده ها. همه آنهايي كه از جهل و بندگي، از اسارت و بيگانگي متنفرند و به رهايي و يگانگي عشق مي ورزند. پس چه كسي و كدام قدرت خواهد توانست ما را بخشكاند و بسوزاند؟ واي بر اونها اگر ميدانستند كه در كمينگاه بزرگ تاريخ چه خورشيدهايي در شرف انفجار و تولد هستند. بله بي ترديد روزي تمام فضاي ظلمت پهنه خورشيد گدازان خواهد شد.