سازمان عفو بین الملل
با صدور یك بیانیه علنی از دولتهای آمریكا و عراق خواست تا حفاظت از اعضای
سازمان مجاهدین، اپوزیسیون رژیم ایران را كه در عراق مستقر هستند، به عنوان «افراد
حفاظت شده تحت قانون انساندوستانه بین المللی» تضمین نمایند.
در این بیانیه تصریح شده است كه عفو بینالملل با ارسال نامههایی برای وزیر خارجه
آمریكا و نخست وزیر عراق به هر دو دولت آمریكا و عراق اصرار میورزد تا به سرعت
تضمین محكمی بدهند كه به اصل نان رفولمان احترام می گذارند و از بازگرداندن هر
پناهنده یا پناهجوی ایرانی كه در حال حاضر در عراق است و درصورت بازگردانده شدن به
ایران در معرض خطر جدی شكنجه یا پیگرد قرار میگیرد، جلوگیری كنند.
عفو بینالملل با تأكید بر این كه مجاهدین از سال 2003 بر اساس كنوانسیون چهارم
ژنو افراد حفاظت شده هستند، تأكید میكند كه هیچ شخصی چه مستقیم و چه از طریق كشور
سوم به جایی كه خطر شكنجه و نقض جدی حقوق بشر وجود دارد، نباید بازگردانده شود.
عفو بین الملل در نامه به وزیرخارجه آمریكا و نخست وزیر عراق در قبال بیانیهها یا
اظهارات عزیز حكیم رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و علی دباغ سخنگوی دولت
علیه مجاهدین ابراز نگرانی و تأكید كرده است: اگر ساكنان اشرف چه توسط مقامات
عراقی و چه توسط نیروهای چند ملیتی به رهبری آمریكا بهطور غیردواطلبانه به ایران
بازگردانده شوند در خطر جدی شكنجه یا دیگر انواع نقض جدی حقوق بشر قرار میگیرند.
متن بیانیه عفو بین الملل از این قرار است:
بیانیه علنی
28 اوت 2008
عراق: هیچ یك از ایرانیانی كه نیاز به حفاظت دارند، نباید برخلاف میل خود به ایران
بازگردانده شوند
عفو بین الملل با نوشتن نامه به دولتهای عراق و امریكا التزامات آنها را تحت قانون
بین المللی یادآوری كرده و از آنها خواسته است بهتضمین حفاظت افرادی كه عضو یا
وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران هستند ادامه دهند. سازمان مجاهدین خلق ایران
یك گروه اپوزیسیون ایرانی است كه در عراق مستقر میباشد.
عفو بین الملل به هر دو دولت خاطرنشان میكند كه اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در
عراق ”اشخاص حفاظت شده ” براساس قانون انساندوستانه بین المللی هستند و بنابراین
نباید اخراج شده یا به اجبار به ایران برگردانده شوند.
عفو بین الملل در نامه به نخست وزیر، نوری مالكی و وزیر خارجه، كاندولیزا رایس
نگرانیهای خود را در مورد بیانیههای اخیر مقامات ارشد عراق كه حضور اعضای مجاهدین
در كمپ اشرف در استان شمالی دیالی را مورد انتقاد قرار میدهند، بیان كرده است. در
روز 3 ژوییه 2008 گزارش شده كه عبدالعزیز حكیم، رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی
عراق به عنوان یكی از احزاب اصلی دولت، گفته است «حضور سازمان مجاهدین در عراق
فاقد هر گونه پوشش بین المللی یا قانونی است». او این سازمان را متهم به «سوخت
رسانی» به درگیریهای فرقه ای در عراق و اتخاذ «موضع خصمانه نسبت به پارلمان و دولت
منتخب ملی» نموده است.
پیش از این در روز 18 ژوئن 2008 علی دباغ سخنگوی دولت عراق ، گفت: كابینه عراق «بر
تصمیم گیری قبلی اش مبنی بر این كه سازمان مجاهدین را یك سازمان تروریستی میشناسد
تاكید كرده و اعلام میكند كه مجاهدین باید عراق را ترك كنند».
در ادامه بیانیه عفو بینالملل آمده است:
عفو بین الملل براین باور است اگر ساكنان اشرف چه توسط مقامات عراقی و چه توسط
نیروهای چند ملیتی به رهبری آمریكا به طور غیردواطلبانه به ایران بازگردانده شوند
در خطر جدی شكنجه یا دیگر انواع نقض جدی حقوق بشر قرار می گیرند. عفو بین الملل به
دولتهای عراق و آمریكا گفته است با هر گونه بازگرداندن اجباری كسانی كه در كمپ
اشرف هستند یا افرادی از دیگر ملیتهای ایرانی كه در حال حاضر در داخل عراق زندگی
میكنند و ایران را بدلایل سیاسی ترك كرده یا بدلیل تحت پیگرد قرار داشتن از آن
كشور گریخته اند، قویا مخالف است.
عفو بین الملل به هر دو دولت آمریكا و عراق اصرار میورزد تا به سرعت تضمین محكمی
بدهند كه بهاصل نان رفولمان احترام می گذارند و از بازگرداندن هر پناهنده ایرانی
كه در حال حاضر در عراق است و درصورت بازگرداندن به ایران در معرض خطر جدی شكنجه
یا پیگرد قرار می گیرد، جلوگیری میكنند.
سازمان عفو بینالملل تاكید میكند كه قبل از تصمیم نهایی برای انتقال هر فرد به
كشور مبدأ باید ارزیابی مورد به مورد و مستقلی درباره خطر بالفعل نقض حقوق بشر، از
جمله مجازات اعدام یا شكنجه صورت گرفته باشد. هیچ شخصی چه مستقیم و چه از طریق
كشور سوم به جایی كه خطر شكنجه و نقض جدی حقوق بشر وجود دارد نباید بازگردانده
شود.
عفو بین الملل به مقامهای عراق و آمریكا اصرار میورزد با كمیساریا و سایر ارگانها
مشتركا كار كنند تا به صورت مناسب یك راه حل دراز مدت را برای اعضای سازمان
مجاهدین خلق ایران و هوادارانشان كه در اشرف هستند پیدا كنند. راه حلی كه مورد
قبول و رضایت اعضای مجاهدین باشد.
در بیانیه عفو بین الملل به عنوان «سابقه امر» آمده است:
عفو بین الملل در مورد وضعیت اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران در كمپ
اشرف تحقیق و بررسی كرده است. بدنبال دخالت نظامی در عراق به رهبری آمریكا در سال
2003 كه در این كمپ زندگی میكنند، تحت حفاظت نیروهای چند ملیتی بوده و براساس ماده
27 كنوانسیون چهارم ژنو به آنها موقعیت “افراد حفاظت شده” اختصاص یافته. كه از
استرداد یا بازگرداندن اجباری آنان به ایران جلوگیری میكند
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 22:30 توسط دبير
|
درباره
پرداخت بدون چشمداشت در انسان يك ويژگي وجود دارد كه ميتوان فهميد چه كسي به راستي به انسانها و ديگران علاقه دارد. آن ويژگي چيزي نيست جز قيمت دادن و فداي بي چشم داشت. فداي بي چشم داشت براي ديگران يعني پرداخت يك طرفه و بدون دريافت. به ميزاني كه براي ديگران قيمت ميدهيم و از خودمان كم ميكنيم بدون اينكه جايگزيني برايش بخواهيم به همان ميزان هم ديگران را دوست داريم. مثل يك مادر كه نمونه برجسته پرداخت يك طرفه هست پس يك بار هم با اين شاخص به درون خودمان مراجعه كنيم و ببنيم چقدر ديگران را دوست داريم
هر كس كه بخواد آزاديهاي انساني، انقلابي و اسلامي رو محدود بكنه. نه اسلام رو شناخته، نه انسان رو و نه انقلاب رو. آزادي ضرورت دوام انسان است در مقام انساني
در هر دعوايي, سؤال مقدر اين است كه دعوا بر سر چيست؟ وقتي كه موضوع اصلي دعوا مشخص بشود ميتوان حق و باطل را از يكديگر تميز داد، ميتوان موضع گرفت و ميتوان حول اصل موضوع، اصحاب دعوا را دستهبندي نمود و گردوخاكها را فروخواباند. والا هر كسي حرف خودش را ميزند و در صحنهيي كه پر از جيغوداد و گردوغبار است گيج و گم ميشويم. پس بايد ديد دعواي ما با رژيم خميني بر سر چيست؟ آنگاه خواهيم توانست همة مدعيان و گروهها و عناصر سياسي را حول دعواي اصلي شناسايي و طيفبندي كنيم والا در قيلوقال آنها گم و گيج خواهيم شد. دعواي اصلي مردم ايران با رژيم خميني از روز اول برسر اين بوده و هست كه حاكميت ملت و رأي مردم, ياولايتفقيه و حاكميت آخوندي؟
بگذار دشمنان هر چقدر ميخواهند ستارگان بخت ما را به زمين بكشند ولي ما باز هم آسمان را غرق ستاره ها خواهيم كرد. با اختراني شبگرد مصدايق طارق همان تابندگان شبكوب و ظلمت سوز و يا با اشعه نيمروز گلبرگهاي خورشيد پرتوهاي جهل سوز. بيچاره شب پرستان تيغ به كف، هلهله زن با سلاله خورشيد و با نسل ايمان چه خواهند كرد؟ گو هر چه ميخواهند در پيچ و خم جاده هاي تاريك به كمين خورشيد بنشينند تا اسيرش سازند بكشانندش و در لجه خون اندازند ولي خورشيد در اسارت هم خورشيد است و از شهادت هر خورشيد نيز هزاران ستاره برخواهد خواست. جنگلي رويان از ستاره ها با ريشه هايي در اعماق قلوب توده ها. همه آنهايي كه از جهل و بندگي، از اسارت و بيگانگي متنفرند و به رهايي و يگانگي عشق مي ورزند. پس چه كسي و كدام قدرت خواهد توانست ما را بخشكاند و بسوزاند؟ واي بر اونها اگر ميدانستند كه در كمينگاه بزرگ تاريخ چه خورشيدهايي در شرف انفجار و تولد هستند. بله بي ترديد روزي تمام فضاي ظلمت پهنه خورشيد گدازان خواهد شد.