بالاترین مقام مذهبی
كانادا، اسقف اعظم راجر اباشه، در نامه یی به كمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد
برضرورت تضمین حفاظت ساكنان اشرف تأكید كرد و نوشت: ما امیدواریم که شما یک گام
محکم برداشته و این موضع را تصریح کنیدکه حفاظت ساکنین اشرف باید در دست نیروهای
امریکایی و ائتلاف در عراق باقی بماند. امری که با تعهدات شما برای محافظت از حقوق
پناهندگان نیازمند به حفاظت، هماهنگی دارد.
درنامه بالاترین مقام مذهبی كانادا ، اسقف اعظم راجر اباشه ، خطاب به كمیسیر عالی پناهندگان
ملل متحد چنین آمده است:
ما اخیرا مطلع شدیم که نیروهای چند ملیتی عراق در حال مذاکره با دولت عراق برای
انتقال حفاظت کمپ اشرف به مقامات عراقی هستند.
اخیرا رسانههای ایران این تحول را به تفصیل بعنوان یک پیروزی و گام اول برای
تحویل دادن این افراد توصیف کرده اند.
ما اینطور می فهمیم که بیانیه 17 ژوئن 2008 دولت عراق که هدفش برای بازگشت این
افراد را نشان می دهد، نقض آشکار قانون انساندوستانه بین المللی و اصل نان رفولمان
است که کمیته بین المللی صلیب سرخ و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل بر آن
اصرار کرده اند.
انتقال حفاظت ساکنان کمپ اشرف به هر طرفی که اصل نان رفولمان را به رسمیت نمی
شناسد دعوت به یک فاجعه انسانی است.کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل باید
دخالت کند و اجازه ندهد دولت عراق در نقض قانون بین المللی عمل کند.
ما امیدواریم که شما یک گام محکم برداشته و این موضع را تصریح کنید که حفاظت
ساکنین اشرف باید در دست نیروهای امریکایی و ائتلاف در عراق باقی بماند. امری که
با تعهدات شما برای محافظت از حقوق پناهندگان نیازمند به حفاظت، هماهنگی دارد.
بنابراین، باید یک راه حل دراز مدت برای همه این پناهندگان یافت شود.
با احترام
راجر اباشه-اسقف اعظم گاتینو
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 14:27 توسط دبير
|
درباره
پرداخت بدون چشمداشت در انسان يك ويژگي وجود دارد كه ميتوان فهميد چه كسي به راستي به انسانها و ديگران علاقه دارد. آن ويژگي چيزي نيست جز قيمت دادن و فداي بي چشم داشت. فداي بي چشم داشت براي ديگران يعني پرداخت يك طرفه و بدون دريافت. به ميزاني كه براي ديگران قيمت ميدهيم و از خودمان كم ميكنيم بدون اينكه جايگزيني برايش بخواهيم به همان ميزان هم ديگران را دوست داريم. مثل يك مادر كه نمونه برجسته پرداخت يك طرفه هست پس يك بار هم با اين شاخص به درون خودمان مراجعه كنيم و ببنيم چقدر ديگران را دوست داريم
هر كس كه بخواد آزاديهاي انساني، انقلابي و اسلامي رو محدود بكنه. نه اسلام رو شناخته، نه انسان رو و نه انقلاب رو. آزادي ضرورت دوام انسان است در مقام انساني
در هر دعوايي, سؤال مقدر اين است كه دعوا بر سر چيست؟ وقتي كه موضوع اصلي دعوا مشخص بشود ميتوان حق و باطل را از يكديگر تميز داد، ميتوان موضع گرفت و ميتوان حول اصل موضوع، اصحاب دعوا را دستهبندي نمود و گردوخاكها را فروخواباند. والا هر كسي حرف خودش را ميزند و در صحنهيي كه پر از جيغوداد و گردوغبار است گيج و گم ميشويم. پس بايد ديد دعواي ما با رژيم خميني بر سر چيست؟ آنگاه خواهيم توانست همة مدعيان و گروهها و عناصر سياسي را حول دعواي اصلي شناسايي و طيفبندي كنيم والا در قيلوقال آنها گم و گيج خواهيم شد. دعواي اصلي مردم ايران با رژيم خميني از روز اول برسر اين بوده و هست كه حاكميت ملت و رأي مردم, ياولايتفقيه و حاكميت آخوندي؟
بگذار دشمنان هر چقدر ميخواهند ستارگان بخت ما را به زمين بكشند ولي ما باز هم آسمان را غرق ستاره ها خواهيم كرد. با اختراني شبگرد مصدايق طارق همان تابندگان شبكوب و ظلمت سوز و يا با اشعه نيمروز گلبرگهاي خورشيد پرتوهاي جهل سوز. بيچاره شب پرستان تيغ به كف، هلهله زن با سلاله خورشيد و با نسل ايمان چه خواهند كرد؟ گو هر چه ميخواهند در پيچ و خم جاده هاي تاريك به كمين خورشيد بنشينند تا اسيرش سازند بكشانندش و در لجه خون اندازند ولي خورشيد در اسارت هم خورشيد است و از شهادت هر خورشيد نيز هزاران ستاره برخواهد خواست. جنگلي رويان از ستاره ها با ريشه هايي در اعماق قلوب توده ها. همه آنهايي كه از جهل و بندگي، از اسارت و بيگانگي متنفرند و به رهايي و يگانگي عشق مي ورزند. پس چه كسي و كدام قدرت خواهد توانست ما را بخشكاند و بسوزاند؟ واي بر اونها اگر ميدانستند كه در كمينگاه بزرگ تاريخ چه خورشيدهايي در شرف انفجار و تولد هستند. بله بي ترديد روزي تمام فضاي ظلمت پهنه خورشيد گدازان خواهد شد.